close
تبلیغات در اینترنت
طلوع خورشید - 7 سایت سیاسی فرهنگی اجتماعی طلوع خورشید: فرا رسیدن ماه محرم ِ حسینی ماه پیروزی حق علیه باطل را بتمام شیعیان جهان بویژه هموطنان گرامی تسلیت و تعزیت گفته وَ تقاضامند است تلاش کنیم برای برگزاری این خیل عظیم:علی عسگری صادق آبادی :سایت سیاسی فرهنگی اجتماعی طلوع خورشید: فرا رسیدن ماه محرم ِ حسینی ماه پیروزی حق علیه باطل را بتمام شیعیانجهان بویژه هموطنان گرامی تسلیت و تعزیت گفته وَ تقاضامند است تلاش کنیم برای برگزاری این خیل عظیم :علی عسگری صادق آبادی د


ساعت فلش


طلوع خورشید
محرم ماه پیروزی حق علیه باطل امام حسین راه مبارزه باظلم را بمردم نشان داد
قالب وبلاگ
درباره ي سايت


بنام خداوند بخشنده مهربان که اوست حافظ ناظر این جهان *** اینجانب علی عسگری صادقابادی نویسنده: طلوع خورشید کپی کردن از شعر ها ومطالب دیگر بانام نویسنده اشکال ندارد. درغیر اینصورت حرام شرعی بوده وناراضی بودن نویسنده شاد وپیروز باشید
موضوعات سايت
دفتر شعر
گالری عکس
فرهنگ ایران زمین
پشتيباني آنلاين

جستجوگر

[POWERED BY WEBYAR]
مطالب تصادفي
نمایش مشخصات شما
حسین  عسگری


















































1322 قمری













آیت الکرسی


اللهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِوَالأَرْضَ وَلاَ یَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لاَانفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ * اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّوُرِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ أَوْلِیَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُون
---------

خداى یکتا که جز او کسی شایسته ستایش نیست / او همیشه زندهء پا برجای است /(پس) هیچ گاه خواب سبک و سنگین او را فرا نمی گیرد /آنچه در آسمان ها و آنچه در زمین است در سیطره مالکیّت و فرمانروایى اوست /مگر می شود کسی شفاعت کند(مردم را) بدون اجازهء او / به پیدا و پنهان ایشان آگاه است / وایشان ذرّه ای از دانش او را احاطه ندارند / مگر به آنچه او بخواهد / دامنه تخت (سلطنت) او آسمانها و زمین است/ نگهداری اینها برایش کاری نیست / و او بلند مرتبه ترین و بزرگ مطلق است در دین اجباری نیست،فرق میان پیشرفت و سقوط بیان شده است/ پس آن کس که طغیانگر بودامّا به خدا ایمان آورد به بهترین دستاویز نجات (از پرتگاه) رسیده است که پاره شدنی نیست /و خدا شنوا و دانا است./ خدا پشتیبان افراد باایمان است آنها را از تاریکیها بیرون می ‌آورد و به طرف نور میبرد/ به همان صورت به کسانی که طغیان کردند کمک میکند چنان که آنها را از نور بیرون آورده به درون تاریکیها میبرد/.آنهایند اهل آتش جهنّم و همیشه در آن خواهند بود












































































سرود ای ایران خاک پرگهر ....












دانلود آهنگ

دانلود این آهنگ










































نواهای اصیل


بختیاری








































سرود خاطره انگیز ای ایران ایران انقلاب

download






































































































































































پیغام مدیر سایت
سلام دوست من به سایت طلوع خورشید خوش آمدید لطفا برای استفاده از تمامی امکانات

دانلود فایل , شرکت در انجمن و گفتگو با سایر اعضا در سایت ثبت نام کنید










بمناسبت توّلد کریم اهلِ بیت حضرت امام حسن مجتبی

حسن  را  دومین  ماه  امامت

کریم اهلِ بیت  شیر  شُجاعت

امامی   استوار مانند   حیدر

گرامی و عزیز میباشه سرور

حسن دُردانه ی زهرای اطهر

گلی بودش به زانوی   پیامبر

زباغ    خاتمِ   ختم    نبوّت

حسن بود وحسین زینب عِزَت

چنین روزی شکُفته غنچۀ گل

حسن زیبنده ی عشق وتَحمل

بدنیا  پا  نهاد این  گوهر ناب

مبارک شیعیان این نورِمهتاب

کریم  اهلِ بیت   ثانی  امامی

فدایت  عسگری  لایق   بدانی

تاریخ /1/4/1395

علی عسگری صادق آبادی

پاینده باد ملت و رهبری عزیز و بزرگوار ایران اسلامی

 




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

تاریخ : سه شنبه 01 / 04 / 1395 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 293



روزه داران

روزه دار از بهر کی  بهر چی تو روزه ایی

یا هیچکدام  قدرتی داری فزون و سوژه ایی

گر که بر حق  روزه ی  کنترل  باید  زبان

یا که ظاهرسازی وشُرب وشهوت  درنهان

گرکه برحق روزه ی چشم ندوز نا محرمان

یا بدوزی  کیسه ای  از بهر ما ل  دیگران

گرکه برحق روزه ی ناحق قضاوت نا کنی

یا بفکر مسندِ  قدرت  زمان  طی می  کنی

گرکه برحق روزه ی راهت جدا کن ازحرام

با خدا باش هرکه هستی مردمان  را  احترام

گر تو بر حق  روزه ی کن  حساب  ریزکار

زیر دستت  مردمی  زور نگو  چون  اعتبار

ایکه نیستی روزه دارافطاریت ازبهرچیست

مردمان جمع کرده ایی پُز بدی آخر چیست

بَه بَه وچه چه زنند حاجی شان را نمره یک

حاجی  آقا  راست  برو  دو ستانت  مَتلک

مردمان  جوجه  کباب  دادی  گفتند  عالیه

ای فلانی این ریاست زود گذربعدِ آن را حالیه

شب رسید و وقت افطاراین همه  دود  کباب

اون عیالمندِ  فقیر حالِ  گرسنه  کن   حساب

ای خوشا  احوال هرکه با خدا میباشه  صاف

عسگری شاهد خداوند هرکه را لافِ  گزاف 

تاریخ 27/3/1395

علی عسگری صادق آبادی

 




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

تاریخ : 30 / 03 / 1395 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 328


بمناست قیام خونین پانزده خرداد هزار سیصد و چهل ودو

در زمان  ظلم  بی  حد و حساب

کرد خمینی راه  خود را انتخاب

سینه ی خویش را سپردرراه دین

قد بر افراست در مقابل ظلم کین

بی مهابا  گفت نمیخواهیم  شاه

خوف و تردی نمیداشت وقت گاه

رفت منبر زد  فریاد و خروش

جان زکف بگرفته وخونش بجوش

آنچه میبود ظلم پنهان او نشان

کرد بیدار خواب غفلت مردمان

در وطن  بیگانه گرمیکرد ستم

او رها میگشت و بر مردم  غم

این ستم ها دید خمینیِ  بزرگ

نوغزال و بره در چنگال  گرگ

داد فرمان  بهر مردم شورشی

عاقبت پیروزگردید عسگری با کوششی

تاریخ 15/3/1395

علی عسگری صادق ابادی

 

بمناسبت درگدشت بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران

 

سلام  پیر جماران گوهر ناب

نباشد دوریت ای نازنین  تاب

شکستی آنچه بت بود درزمانه

عدالت خواهیت می بود نشانه

فروریختی غروروهیبت دون

نشاندادی فقیران راه در مون

تو رفتی وزداغت دل بود خون

چه سازی عسگری این کارگردون

13/3/1395




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

تاریخ : شنبه 15 / 03 / 1395 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 268

 

داستان کوسه

این داستان طنز آمیزبرای شما سروران گرامی

اما واقعیت دارد

دریکی از روستاهای دیار عزیزِمان لنجان این اتفاق

بوقع پیوسته

خب همه میدانیم درقدیم مردم برای سوخت زمستان و روشن

کردن آتش دراجاق از بوته های خار در بیابان استفاده میکردند

وکسانی بودند این کار حرفه شان بید مش پیرعلی چماقلو یکی

از همین افراد بید او میرفت در بیابان یک بار بوته میکند و در

تورهای که مخصوص حمل کاه بودند میآورد این بوته ها همان خار

های بیابان هستند در زمستان خشک شده و راحت از ریشه بیرون

آورده میشوند این شخص معروف بید به پیرعلی چماقلو ی بوته کن و همسری

داشت بنام گل اندام او هم برای مردم خیاطی میکرد و روزگار

سپری میکردند در بیابان یک نوع خاری وجود دارد که زمانیکه

خشک شد در روی برگهایش دانهای ریزمثل باروت اما بهم چسبیده

وجود دارد به اینها میگفتند چراغ چوپانی روی هربوته ایی حدود

شاید دوسه گرم ازهمین مواد باشد برداشته میشود و کمی حرارت

داده وآنرا مثل شمع روشن میکنند اینهم از خلقت پروردگار برای

چوپانان در بیابان بیده خلاصه مش پیرعلی چماقلو مقداری ازانیها

را میآورد می گذارد توی تاقچه اتاق گل اندام نمیدانسته چی هستند

درآنروزگار برای شستن لباس ازیک مواد گیاهی که دربیابان میروید

بنام  محلی چوء استفاده میکردند مش پیرعلی چماقلو میگه

عزیزم گل اندام این قبا و رادی منهُ بیشور کثیف شدند گل اندام لباسها

را برمیدارد واشتباهی اون چراغ چوپانیها را میبرد برای

تمیزکردن لباس

کمی میریزد روی لباسها و شروع میکند به مشت و مال میبیند نه

تمیز نمیشوند یک سنکی برمیدارد و هی میزند روی لباسها

بعد ازشستن می اندازد روی بند برای خشک شدن درحیات

مش پیر علی میگه لباسا منه بیار میخوام برم بیرون . می آورد

بدون توجه میپوشد ناگهان میبیند مانند خانه ی زنبور سوراخ

سوراخ شده چماقلو مات و مبهوت زن چه شده میگه تقصیر

خودتِ این چوء  های که آورده بیدی سیاه و چرب بیدن

پیرعلی از خنده غش میکند گل اندام میگه چماقلو به چی میخندی

میگه بکارتو میخندم زن اینها  چراغ چوپانی هستند در آب

حل نمیشوند چرا لباسهایم را همچی کردی گل اندام میگه پیری

علی توکه نباید ناراحت بشی اگر شب شد  در بیابان میتوانی

کُلاهت را بردای دو رو بَرت روشن میشه مش پیری میگه

ای گل اندام شیطون برو بارو بنهُ مرا جمع جور کن عروسی

پسرخان بابا است چندتا بار بوته لازم دارند

مش پیرعلی چماقلو میرود  بیابان و ده بار بوته آماده میکند

و میآورد با چهارپای خودش یعنی اولاغ  آخرین باری که

میآورده پایش میلغزد و میخورد زمین پاچه ی تومبانش پاره میشود

میرسه خونه  گل اندام نگاه میکند به سرو کله چماقلو میبینه کمی

زخمی  وخش خشی  وه وه خدامرگم پیرعلی  چته چرا انیجوری

شدی میگه زن مگر چه طوری شدم  میگه نتونستم بشناستمت

مش پیرعلی میگه زن با یه دونه زخم که تو پیشونی منه نتونستی

بشناسی گل اندام پاچه تومبانم پاره شده خب اینکه قصه نداره

میدوزمش برات فقط دِشکه نداریم  فردا  تا من برات نهار درست

میکنم برو تو روستای اون ور آب دِشکه بگیر و بیا

این دِشکه زبون محلی است یک تکه نخ بطول یک متر بصورت

رشته همین امروز هم وجود دارد

خلاصه مَش پیرعلی چماقلو میرود تو روستای پیر درخت.

میدانید اون زمان مثل حال نبود که همه جا پل باشد از رود خانه

باید عبور کرد ازیه قسمتی که پستی و بلندی کفت رودخانه نباشد

مردم آنروز برای چنین مواقعی از لُنگ استفاده میکردند لباس زیر

نبود هرکسی میرفت حمام باید لُنگ می بست

خلاصه مَش پیرعلی چماقلو آمده لب رود خانه مقداری وسیله هم

خریده بسته در یک بقچه و گرفته بدستش

بقچه یک لغلت ترکی است یک مترمربع پارچه را بقچه میگویند

درقدیم در کارگاهای دستی در منزل بافته میشده

گل اندام طبق قولی که داده بید برای ناهار دمپختِ مشتی درست

کرده و نشسته منتظر آمدن چماقلو از چوبهای سوخته شده منقل

را پر کرده کِتری  و قوری را گذاشته کنارش و لحظه شماری میکند.

مَش پیرعلی بسم الله کرد وَ وارد آب رود خانه شد شالی که بکمرش

بسته بیده در همین حین یک سرش بازمیشود و در آب خیس میشود

موقعی که از آب میآید بالا سرشال که تَرشده بیده میخورد پشت

دوپای چماقلو فریاد را بلند میکند آی مردم کمک کمک کوسه خوردم

مردم با کد خدا حرکت کردن بطرف رود خانه دروسط

راه رسیدن بهم بازهم فریاد میزند کوسه را بگیرید خوردمِ

کدخدا میگه پیرعلی این شولوغ بازی چی کوسه کجا بیده مگر

کوسه از آب بیرون مییاید شالی که بدور کمرت بسته ی بازشده

و آویزان پشت پاهایت کوسه ی وجود ندارد . تمام

اهالی ازخنده  روده بُر شده هریکی یه شوخی میکند

گل اندام خبر را شنیده بسرعت خود را به محل  رسانده اشک و

زاری شوهرمِ کوسه خورده ای وای مش پیرعلی میگه گل اندام

مگرمن کنارت نیستم کوسه نبیده  میگه خب اگرکوسه دنبال

تونیامد پس چرا اینهمه سرو صدا کردی . گل اندام آب به این

سردی اگرکس دیگری بید میگفت اژدها خوردم

خب مردم پر و پخش شده و هرکه رفت خونه ی خودش

مَش پیرعلی چماقلو و گل اندام رفتن و با صفا و صداقت

نشستن کنار سفره ی نهار بعد از اتمام نهار گل اندام میگه

پیرعلی دمپختی خوب بید  چماقلو میگه دستت درد نکند

اگرتورا نداشتم بد بید

اینهم داستان کوسه امیدوارم لذت ببرید پنج ساعت صرف

نوشتن این داستان شده

بخاطرشما عزیزان گرامی

تاریخ 12/3/1395

علی عسگری صادق آبادی

خدایا رهبرفرزانه ما حضرت آیت العظما سید علی

خامنه ی را درپناهت حفظ بفرما

ملت و دولتِ مارا یاری فرما




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

تاریخ : پنج شنبه 13 / 03 / 1395 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 306

بمناسبت آزادی خرم شهر قسمت دوم

 

شهروروستا جمله ویران مردمانش دربدر

آنکه  پیربودش شهید و نوجوانان را اسیر

دشمن  بعثی  نَدین  داشت  نَبویی  از بشر

کافری سنگ دل  چه ها  میکرد  زه شهر

یادش آمد جنگ ایران وعرب در صدر دین

گفت امروزهم منم صد دام وخواهم کردچنین

رفت سراغ  شهر خُرم  شهر مظلوم  بندری

بیدفاع  چون  نوعروسی   در بیابانِ   بَری

از زمین وازهوا بر مردمان کردعرصه تنگ

مردمان  با دست   خالی  روبر  تیر و تفنگ

ارتشی  بینظم و فرمانش  رئیس جمهوردون

اوشده همدست دشمن مردمان درخاک وخون

نوجوانان سینه ها کردند سپرمدتی اما دریغ

هیچ کمک ازگوشه ی واصل نشد برزیرتیغ

شهر خرم کرد سقوط و دشمن بعثی  فرود

ارتش دشمن روان درکوچه ها میخواند سرود

بعثیان  اموال مردم  غارت و  بردند  زنان

امتیازی  او بدست آورده است دراین میان

عسگر ی صد دام تجاوزکردوماازخوددفاع

آخرش اوسرنگون این درس تاریخ ودفاع

 

تاریخ 3/3/1395

علی عسگری صادق ابادی

 

بمناسبت آزادی خرمشهر قسمت سوم

********

میدمد دربوق و کَرنا  قادسیه  پیش  رو

شهر خرم گشته اشغال ازبنیصدر عدو

پشت پرده همنوا با دشمن  دین ووطن

دائمآً درگیروتوهین میکند هرجا سخن

دشمن بیگانه می تازد رئیس جمهورچرا

مردم ایران یقین شد پشت پرده ما جرا

رهبرامروزمان آنروزبود مسئول جنگ

برامام گفتا رئیس جمهورخیانتکارِجنگ

داد مردم شد بلند عزل بنیصدررآس کار

گفت خمینی  کبیر مجلس  دارد  اختیار

مجلس و جمع  نماینده  همه  با  اقتدار

داد رآی  برعزل بنیصدر لعین  نابکار

شد فرمان قوا بردست آن پیرجمان عزیز

اشک شوق درچشم نیروی مصلح لبریز

جان دمید درکالبد جنگ آورایران نمان

شدروان برسوی جبهه هرکه می بود توان

عشق ایران وخمینی  دردل  مردم  فزون

لشگری آورد پدید بسیارسهمگین ازدرون

چکمه پوشان یزید بیست ماهِ درخرم سکون

گیسوان شهربدست دشمن خونین شون

از در رو دیوار شهرخون و گلوله همنوا

بچه ایی درشهرنماند است جهان آرا کجا

مدت  شصت  روزو  شب  جان ها  فدا

لطف خالق همره وشهرخونین  شد رها

ظلم صد دامی بماند و شهر آزاد شد

عسگری یادجهان آرا بخیرخرمشهرآباد شد

تاریخ 4/3/1395

علی عسگری صادق ابادی

 

 




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

تاریخ : شنبه 08 / 03 / 1395 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 325

بمناسبت آزادی شهر خرم قسمت اول

***

انقلاب بود در وطن باغبان  کردیم  برون

دشمن بعثی خیالش انقلاب سُست از درون

نگهان آوردهجوم برخاک میهن سفت سخت

روزسوم  میشود  اشغال   تهران   پایتخت

بوقیان  شرق با غرب  جملگی  همراه  او

دورهم  جمع  کرده بود و بهر آنان  گفتگو

ناگهان صد دام بلند شد میکرفن زد برزمین

خنده ی مستانه زد فردا رسیم  تهران یقین

وعده داد بر بوقیان گردد خمینی  سرنگون

جملگی مهمان من درکاخِ  شاهنشاه  دون

بوقیان  کفر تمامی  دشمنان  شاه و  دین

دشمن ایران وشاه صد دام بودش درکمین

روزسوم  شد تمام  چار و پنج و شیش ده

گشته رگبارسئوآل صدام چه شد تهران مه

فتح تهران یک خیال بیشترنمی بودآنزمان

ارتش ایران ز دنیان پنجمین بید درجهان

بود فرمانش بدست یک خیانت  پیشه ی

درخفا بادشمنان دوست وبدستش تیشه ی

دید صد دام که بنیصدر دشمن اسلام دین

آتش جنگ را فزون گفت پیروزی  یقین

ازجنب تا غرب ایران آتشی  خونین بپا

قتل عام میکرد می کشت آه وداد بچها

 

عسگری دیدی چه ها کرد کشوردون عراق

شدهزاران نوجوان ناپدید و مادرانش درفراق

تاریخ 3ر3/1395

علی عسگری صادق ابادی

 




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

تاریخ : چهار شنبه 05 / 03 / 1395 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 229

طبیب دردمند

ای طبیب دردمندان مهدی صاحب زمان

قائم  آل  محمد  منجی هستی  بر  جهان

ای نجات بخش بشر ازکفر وشَرِ دشمنان

یوسف گمشگشتۀ زهرا تو درکان ومکان

عالم و آدم  ثنا گویِ تو هستند روز وشب

انتظارت  شیعیان  دیدنت  هر  روز طلب

ای که درعرش برین سیرمیکنی افلاک را

نیست  پنهان  نقطه ی ازدید تو  خاک  را

این جهان  با نور انوارت  میدارد  فروغ

ای رجال صاحب علم و کرامات و نبوغ

هرکجاایستاده ایی بوی گل نرگس  مشام

روح آدم  را نوازش  میدهد جانِ   کلام

مهدیا دلداده ایم  اما رهت نیست راه مان

روسیاه هیم جان دل از تو میخواهیم امان

عسگری دیدار قائم آرزوی هر دل  است

هر کجا خاکی شوی او همانجا منزل است

تاریخ 2/3/1395

علی عسگریز صادق آبادی




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

تاریخ : 02 / 03 / 1395 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 252


بمناسبت تولد حضرت مهدی تقدیم به پیروانش

 

غنچه یی در باغ احمد چشم  گشود

مهدی موعود که یک فرزانه  بود

نوگل باغ حسن درُدانه نرگش بُوَد

شد ولایت بهردین چون حکمت بُوَد

نورمهدی کرد منورعالم آنروزگار

باغ دین گلشن شده است  و افتخار

نام مهدی شهره وآوازه ی اواقتدار

عالمان شهرهمه با اوروابط برقرار

علم وحکمت  داد  بر او خالق اش

آن چرا می بود  لازم  لایق  اش

روزگاری سخت بود و  دشمنان

بر نمی تابند که  مهدی را  درآن

نازنین  بابش  شهید  شد  از ستم

دوره ی تاریک وتنگ میبود غم

گشت مهدی وارث بی شرط وقید

شیعیان را شاد مانی  همچو عید

آن چنان ازعلم وحکمت شد فزون

تا بدان جا که غنی شد از درون

عالم غیب  داد بر او یک  پیام

قائم آل محمد  مهدی  والا  مقام

اهل دین را شد رفیق  و راهنما

صاحب سیر و  سُلوکِ   عشقیا

با خضوع در بین مردم  بندگی

سررسید  آنوقتِ  پنهان  زندگلی 

یاوران جمع کرد بر آنان سخن

مدتی   پنهان  شوم  یاران  من

پنج  نفر  یار  وفادار   انتخاب

برسئوآل و پرسشی یا که جواب

بین مردم پچ  پچی  گردید  بپا

مهدی ابن حسن چیست   ماجرا

مدتی اینگونه  دوران شد  سپر

غیبت کبرا  رسید  باری   دگر

دوستان جمع کرد با  آنان  ودا

دین احمد  می سپارم  بر  شما

اوبشد  پنهان   زدید    مردمان

زندگی   باشد  او را در  جهان

حاضر است  در بین مردم هرکجا

قائم است بردین اسلام مصطفی

هرشب  و روز انتظارِ روی او

جمکران و جمعه ها برکوی او

مهدی موعود جان به لب آمددگر

چشم براهت عسگری آیا نمیآی مگر

 

تاریخ 1/3/1395

نویسنده علی عسگری صادق آبادی




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

تاریخ : شنبه 01 / 03 / 1395 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 351



حضرت عباس  مهتاب و قمر

یوسفی  در  ماورآی  این  بشر

چهره ی مانند خورشید زمین

میدرخشد همچو بابش اومتین

هیبت اش لرزه بجان دشمنان

دشمنانش  در مقابل  نا  توان

نهروان جنگ عباس ماند گار

دشمنانش  نقل کردند  از وقار

باب اوبودش امیری همچوشیر

روبرو شمشیر میزد آن منیر

حضرت عباس  یاری حسین

ماجرای  کربلا و شورو شین

بود  سقای  برادر بهر  اب

لشگرسرخ بزید میبرد حساب

تن به تن با صد نفرمیکرد نبرد

زورِ بازو حیدری او در نبرد

بسته گردید راه آب برشاهدین

زد برادر را صدا از ظلم کین

گفت حسینم رخستی برسوی آب

کودکان ازتشنگی همچون کباب

شد  پیاده  برلب   شط    فرات

سوی خیمه با لبی تشنه  شتافت

بین راه با دشمنان  شد رو  برو

درکمین پنهان  بریدند  دست  او

با شجاعت مَشک بادندان گرفت

دشمن ترسو و بزدل در شگفت

بی بدیل بود بیحریف  و استوار

کوردلی چشمان عباس را شکار

برزمین  افتاد  فریاد  یا  حسین

آمده   بالا  سرش  نور دو عین

رأس عباس روی زانوی حسین

بی علمدار کربلا شد ای حسین

گفت برادر قول آب  دادم  حرم

کودکانت تشنه لب من  میروم

بوسه زد بروی عباس شاهدین

دست جَدّم  آب  مینوشیم  یقین

تشنه  لب عباس نام آور شهید

از جفای   آل  بوسفیان  یزید

کربلا   ظلم و جفا و  کوفیان

جاویدان شد عسگری دراین جهان

تاریخ 22/2/1395

علی عسگری صادق آبادی




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

تاریخ : پنج شنبه 23 / 02 / 1395 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 254

روز کارگرمبارکباد

آنکه بی  نام  نشان  کارگر است

با دو دست پینهِ دار کارگر است

ساختن ازخُرد تا کلان درشهرما

قالباً با همت اولا  کارگر است

شهرمان هرزوهِ  میگردد  تمیز

با تلاش و کوشش  کار گراست

پارک شهر؛با اون همه سرسبزیش

در ورای  همت  کار گر است

آنچه  میپوشیم و مینوشیم؛ غذا

کاملا  با  زحمت  کارگر  است

این همه  کارخانه ی  ریز  دُرشت

چرخشان گردان بُوَد با همت کارگراست

آنکه امروزعسگری بیعاقبت پُردرد دل

جمله ی زحمت کشان کار گر است

تاریخ 11/2/1395

علی عسگری صادق ابادی

 




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

تاریخ : 12 / 02 / 1395 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 319

خلیج پارس

خلیج پارس بُوَد خون  رگ  من

خلیج پارس همین جان درتن من

نگین خاک ایران هست خلیج اش

به پارسی ماندگار نام  نجیب اش

زمکتوبات  باستان بوده وهست

غرور و فخر ایرانی همین است

سر و جان میدهیم بر حفظ نامش

بغیر از نام پارسی نیست  نامش

درآن عهدی که ایران  امپراتور

عرب اندرحجازمیخورداست مور

خلیج پارس همیشه پارس و پیروز

کنیم یاد عسگری شیران دیروز

تاریخ 11/2/1395

علی عسگری صادق آبادی

پایدار باد رهبر ولامقام حضرت سید علی خامنه ی




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 4 امتیاز توسط 1 نفر مجموع امتیاز : 4

تاریخ : 12 / 02 / 1395 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 256


 

 


چراغ خونه

پدرشمع است وفرزند هم گل او

پدر گل را  محافظ   میکند  بو

پدر شمع است و پروانه نگارش

چه خوشباشد که مادرهم کنارش

پدر باشد  طبیب و یار فرزند

نجات اش میدهد از گیروازبند

پدرجان و جودش بهر فرزند

وفادارصدیق بی چون بی چند

پد رآرامش  است  و پشتوانه

چراغ   روشنِ  هر خانواده

الهی ناشود خاموش  چراغی

نیاید باد وطوفان سوی باغی

پدر را ارج نهید از بهر فردا

سلام از عسگری برهرچه بابا

 پاینده و برقرارباد جمهوری اسلامی ایران




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

تاریخ : پنج شنبه 02 / 02 / 1395 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 408

قاصد یار

بیا قاصد بشو امروز روانه

بیاراز دلبرم  برمن  نشانه

بروقاصد وَ ِبا  گفتگو کن

دقیق احوال اورا پرسجوکن

ببین آن نرگس مستانه حالش

توجه کن درست وصف ملالش

بگو دلبرزعشقت مبتلاوبیقرارم

شب وروزرا .مدام درانتظارم

زدم خیمه بدشتِ قلب وروحت

صبا می اورد آن عطر و بویت

گذرکن ازسفر برگرد گل یاس

تمام درد وغم ازماس که برماس

مصفا آن رهی است همراهِ  دلبر

سفر ای عسگری زود میرود سر

علی عسگری صادق ابادی

تاریخ شانزدهم فروردین 1395




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

تاریخ : سه شنبه 17 / 01 / 1395 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 279

مبارکباد سیزده بدر

شش و هفت سیزده شده و نوروزتمام

ای عزیزان گرامی هموطن ایام  بکام

تا رسد یک شش وهفت دیگروسیزده بدر

از پس پرده نمی دانیم چه مییاید  به سر

ره بُوَد دور وتوکل برخداوند لازم است

آنچه  میدانیم  بد و خوب  مانده  است

هفت  و شش نَحسی  ندارد روز شاد

بهترین ایام نوروز از کُهن باشد بیاد

این خرافات است که سیزده روز نَحس

عشق بُوَد آنجا که مردم میکنند شادی لَمس

از خرافات شوبرون وبا شُعورت کن نظر

جشن و شادی از کُهن میبوده باسیزده بدر

سیزده نوروز نشان افتخارایران زمین

عسگری پاینده باد این شش وهفت نازنین

علی عسگری صادق ابادی

تاریخ سیزدهم فروردین1395




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

تاریخ : جمعه 13 / 01 / 1395 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 306

{ روزتولد جمهوری اسلامی ایران برهموطنان گرامی مبارکباد}





ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

تاریخ : پنج شنبه 12 / 01 / 1395 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 248

شهریار آواز

آمده   نوروز و بلبل را خَموش

گل شکوفا نیست و باغ بی جنب جوش

بلبل محذون چه سازد بود امید  بهار

تا بخواند نغمۀ جانسوزبرای زُلف یار

ایدریغا چرخ  گردون بهراستاد کرد جفا

عید نوروز بی صدای ناب استاد بی صفا

روزگاران بلبل و قمری و کفتر هم  نوا

درکنار نرگس ویاس و بهار وغنچه ها

بلبل باغ وطن دربستر بیماری و درد بلا

میکنیم ما التماس از بهر او پیش  خدا

خاطراتِ  شهریار ؛ آواز ایران   کهن

جاویدان درقلب مردم شد دراین دشت ودمن

با سیاوش آشنا گشتم بنام نازنینت ای شهیر

قلب من شد جایگاهت ای شجریان  دبیر

با پیام  عید نوروزت همه مسرور و شاد

دشمنانت جمله نابود ضد فرهنگ  وعناد

بلبل آوازه خوان نام تو بام ملل افراشته شد

رفت خسُ خاشاک و ملک ومردمش راه توشد

ای خداوند کریم ای قادرو دادارما و روز گار

دِه سلامت ازکرم ؛ به شجریان این شِکوه افتخار

بیخیال باش باسلامت میرسی باز درمیان مردمان

عسگری پاینده باد هرکه هنر پرور بُوَد دراین میان


تاریخ چهارم فروردین هزار وسیصد و نود چهار

خداوندا دراین سال جدید رهبر عالیقدرما حضرت آیت العظما

سید علی خامنه ی را حفظ و در برابر دشمنان پیروز بگردان

نویسنده علی عسگری صادق ابادی





ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

تاریخ : چهار شنبه 04 / 01 / 1395 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 241



بسم الله الرحمان الرحیم

سپاس خداوند دانای توانا قادر بیدار

صاحب عرش و فرش که لطف اش شامل حال ماشد

وزندگی بخشید بما تا سالی را پشت سر بگذرانیم  و به امید

او سال جدیدی را آغاز کنیم هموطنان عزیز و گرامی اهالی

بزرگوارروستای صادق آباد

نوروز یادگار عشق و محبت و وفا

بر همه ی شما مبارکباد

نوروز

بدم  مطرب  که  آمد  عید  نوروز

مغنی تو بخوان شعری دل  افروز

تو هم ساقی بده یک  باده ی  ناب

شویم مخموروسرمست بی تب وتاب

درین  شهر و درین دشت  گل  افروز

مبارک  عید تان  فرخنده   پیروز

سلام کرد عسگری و عید مبارک

بمانید   و  ببینید   صد   بهارک

علی عسگری صادق ابادی

تاریخ یکم فروردین هزار سیصد نود پنج




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

تاریخ : 01 / 01 / 1395 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 308

 

🌹{گرامی باد یاد شهیدان وطن}🌹

درود بر شما سروران ادیبان بزرگان اساتید جوانان نوجوانان

سپاس خداوندی را که لطف اش شامل حال ماشد و تااین لحظات

پایانی سال هزازو سیصد نود چهار زندگی بخشید به ما

عزیزان در این روزگار پر از آشوب  دشمنان قسم خورده ی

جمهوری اسلامی ایران  در کمین نشسته اند تاببیند اون لحظه ی

که دنبالش هستند بوجوده آماده تا خوشحال شوند : بکوری چشمشان

هرگز اتفاق نخواهد افتاد: ای نوجوان ایرانی سی پنج سال پیش

دشمنان این آب و خاک دستشان را کردند در آستین صد دام ....

لعین و در طول هفتصد کیلومتر مرزِ بین ایران عراق حمله کردند

به سرزمین ما به جمهوری اسلامی نو پای ما به امیدی که جمهوری

اسلامی در همان روزهای بدو تولد سرنگون شود اما نمی دانستند وطن

پرستان ایرانی با جان خود از آب و خاک و جمهوری اسلامی دفاع

میکنند و همین گونه شد شیرمردان این سرزمین کهن پارسی به یاری

جمهوری اسلامی شتافتند و درطول هشت سال با خون خود ازین دیار

دفاع کردند چنانکه نامشان سرلوحه ی تاریخ قرارگرفت ؛ این آرامش

وَ امنیتی که درکشورمان قراردارد مرهون خون شهدا میباشد نباید نام وَ

خاطرات شهدا فراموش شود درهمین فعل دورتا دور کشورما جنگ و

نا امنی فرا گرفته  اما با لطف خداوند وخون های بناحق ریخته شده ی

شهیدان مملکت ما آرام و امنیت صد در صد بر قراراست

وظیفه ی ماست که گاهی تاریخ را مرورکنیم تا بدانیم چه کسانی ازاین 

خاک دفاع کرده است : دراین روزهای پانی سال یاد و خاطرات

شهیدان  گرامی  باد

نویسنده علی عسگری صادق ابادی

پاینده باد جمهوری اسلامی ایران

تاریخ 27/12/1394




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

تاریخ : جمعه 28 / 12 / 1394 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 241

{سه شنبه چهارشنبه سوری}

 

سه شنبه میبود چهارشنبه سوری

مبارک برشما  از خشم  دوری

نزن آتش  تو بر جان  عزیزی

که فردا التماس و اشک  ریزی

هرآنچه عُرف بود است در قدیما

همان گونه عمل کن دوستِ شیدا

شب  چهارشنبه  را با  خانواده

مث گل  دور هم  کن  استفاده

ازین شب ها زیکسال هست یدانه

نکن کاری که دشمن  شاد مانه

شبی فرخنده را شاد مانه باشید

چو فردا نیست معلوم که دگربید

کهن چهارشنبه سوری نازداریم

کبیر کوروش جهانگیر پاسداریم

مبارک عسگری  روز سه شنبه

دلا شاد و  لبان  را  پُر ز خنده

نویسنده علی عسگری صادق ابادی

تاریخ 25/12/1394 

 




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

تاریخ : سه شنبه 25 / 12 / 1394 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 312

{بمناسبت شهادت حضرت فاطمه زهرا}

 

سلام بر نازنین دُخت پیامبر

فدایت شیعیان ای پاک گوهر

پدررفت منزلت آتش کشیدن

بحکم کی چنین پرده دریدن

علی تنها ودشمن بود افزون

خدایا دختر خاتَم جگر خون

دهیم قولت توای زهرای مولا

علی امروزه دیگر نیست تنها

فدایش میکنیم جان و تن خویش

دعای بهرمان کن با دل ریش

وطن  ایران ما را  پیروانت

بقیع دردست دشمن شد  مکانت

همه دلها پریشان عسگری خون

که دشمن بر بقیع حاکم زگردون

 

نویسنده علی عسگری صادق آبادی

تاریخ 23/12/1394

خداوند ملت و رهبر و دولت مارا یاری کن




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 2 نفر مجموع امتیاز : 10

تاریخ : 23 / 12 / 1394 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 221

فرا رسیدن بهار

میرسد بوی بهار دوستان  فکری دگر

صادق اباد بی نظیرو دیدنی بهر سفر

ساحل زاینده رود شبه جزیره بیرقیب

جای  دنج  آرام و بی غوغای  شهر

می وزد باد صبا برطٌره ی گیسوی بید

صادق آباد چون بهشت است  در بهار

بلبل و قمری نوازند سازمستانه زباغ

عاشقان درباغ صحرا می بدست وافتخار

مردم روستا همه سرشاد هم مهمان نواز

جملگی  باشند  پذیرای مسافر در سفر

دوستان ای مهربانان هموطن هستید عزیز

میکنم دعوت شما را بهر نوروز وسفر

مقدمت باشد مبارک صادق آباد منزلت

هرکه آید عسگری شیرین براوباشد سفر

 

شاعر و نویسنده علی عسگری صادق ابادی

تاریخ 19/12/ 1394

 

 




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

تاریخ : جمعه 21 / 12 / 1394 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 285

{صادق آباد وَ رسومات مردم در نوروز کهن}

مراسم نوروز در روستای صادق اباد از دیرباز بر گذار میشده

و تا به امروز ادامه دارد وَ خواهد داشت اسفند ماه که میرسد تمام خانوادها

شروع به به خانه تکانی میکنند . و هر کسی مطابق سلیقه ی خود سبزه

می اندازدهم از غلات هم از حبوبات . دوروز قبل از عید مراسم گاو کشون

انجام میشد و مردم برای پذیرایی از مهمانان هر کدام به اندازه نیاز برای چند روز

گوشت میخریدند آنقدر شیرینی جات و آجیل و پسته و دیگر تنقلات تهیه میکنند

که برای پذیرایی پانزده روز بشود شب عید تمام مردم از کوچک و بزرگ با

شاخه های گل به دیدار اهل قبور میروند در شب عید همه ی همسایه ها برای

نیازمندان  غذا ودیگر مایحتاج میبرند . وَ یکی از اهل خانه که از همه

مهربانتر باشدقبل از تحویل سال سفره ی بزرگ بطول دومتر تا سه متر پهن

میکند اول قرآن کلام خداوند دوم تنگ ماهی سوم هفت سین وگل  در سفره

میگذارد میوه به اندازه کافی وشیرینی جات وپسته وآجیل وفندق بادام زمینی

کوهی مغز بادام مغز گرده  تخمه ژاپنی تخمه هندوانه  کدو انجیر گز نخود

چی بوداده نخود چی گلِ شیرین  کشمش و هر آنچه دوست داشته باشند

همه را دراین سفره ی فرخنده میگذارند  حد اکثر پانزده روز و حد اقل

ده روز ادامه دارد  دور این سفر نشستن بسیار دلنشین است و خاطراتی

به همراه دارد  بوی عطر شکوفه های بهاری  بوی عود مسرور کننده

میباشد به تمام برو بچه های کوچک و گاه بزرگ عیدی داده میشود

مردم صادق اباد هرکدام خدای نا کرده با دیگری دلخوری داشته باشند

در ایام مبارک عید با هم اشتی میکنند یکی از بهترین رسوم همین است

مردم ازین جشن کهن بخوبی و درستی یاد میکنند و برای فرزندان هم توضیح

میدهند که همیشه نوروز را پاس بدارید یکی از زیبا ترین  عیاد  خداوندی

است چون زنده شدن طبیعت را نوید میدهد طبق روایات مصادف است با

ولایت حضرت علی علیه السلام

نویسنده علی عسگری صادق ابادی

تاریخ 20/12/1394 روز پنجشنبه




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 1 نفر مجموع امتیاز : 5

تاریخ : پنج شنبه 20 / 12 / 1394 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 250

صادق آباد بهشتی درساحل زیبای  روخانه ی زاینده رود

روستای صادق اباد جزء بلوک آیدغمیش از توابع استان اصفهان میباشد

مسافت از مرکزشهر تا روستا هفتاد کیلومتر موقعیت جغرافیایی  جنوب

غربی اصفهان ارتفاع از سطح دریا 1935 متر این متراژ بوسیله ی

ارتفاع سنج شخصی  محاسبه شده  است . صادق اباد  در حد فاصل 28

کیکومتری زرینشهر یازده کیلومتری باغبهادران  مرکز بخش میانبر 35 کیلومتری

شهرکرد 50 کیلومتری مسیر ماشین رو 15 کیلومتری شهر سامان  74 کیلومتری

تا مرکز شهر نجف اباد قرار گرفته است روستای صادق اباد بصورت شبه جزیره

میباشد از شرق به زاینده رود  روستای کته شور از شمال به دره لاجرستان

بیشه زارهای روستای آیدغمیش از جنوب و غرب و شما غربی به زاینده رود

صادق اباد از نظر تاریخی کهن میباشد مرحوم احمد خدابخشی کد خدای وقت در

نیمه ی دوم دهه ی 1330 بنده با او از نوجوانی دوستی صمیمانه ا یی  داشتم چون

دار قالی در منازل مردم داشت  کارهای چله کشی و نصب را انجام میدام برایش

خیلی مواقع در کنار هم بودیم  و هر دو علاقمند به تاریخ و سیاست  ایشان از

بزرگان روستا بود بنده هم از سال هزار و سیصد و پنجاه و یک با او مراوده

داشتم : صحبت از قدمت روستای  خودمان شد فرمود حاج الله قلی محمدی

آیدغمیشی درآوار بردای منرل قدیمی یک آجری پیدا میکند حدود 40سانتیمرطول

و عرض نوشته ی روی آجربوده که مردم نمی دانستند چیست ایشون گفت در یکی

از روزهای که تیمسارهدایت الله سهراب آمده بود صادق آباد برای رفع مشکلات

زارعین الله قلی آجر را آورد منزل وبه تیمسار نشان داد گفت میبرم تهران بدهم برسی

کنند خدابخشی گفت تیمسارآجر را برده بود امریکا دوسال بعد امد صادق اباد

گفت احمد میدانی آن آجر چه بود گفتم نه فرمود خیلی مهم بوده نامه ا یی بوده

 که کوروش نوشته بوده به فرماندار آیدغمیش جهت عمران آبادی که وضعیت

بلوک چگونه است.

وباید درست هم باشد چونکه در روستای خشویه پیرچناری وجود دارد

مربوط به هماندوران  درروستای صادق آباد وسعت قبرستان خیلی بوده

از جای منزل اسماعیل ربیعی درغرب لاجرستان تا قله ی سریال تا حد فاصل

منزل انوشیروان امینی درشمال خیابان امام حسین تا قبرستان فعلی  این همه محدوده

حکایت از جمعیت در دوره های خیلی زیاده بوده . جاجعلی اصفهانی یکی از ملاکین

ستم گر قاجاری در عهد حکمرانی پسرناصردین شاه ذل سلطان  لعین می اید

و بزور بر مردم روستا مصلت میشود و شروع میکند به تخریب قبرستان

قدیم  وطبق گفته های سینه به سینه ی مردم اشیاء باستانی زیادی از این طریق

پیدا میکند و همه را به ذل سلطان تحویل میدهد قله ی قدیم سریال را خراب

میکند او مخصوص دیده بانی از روستا بوده و باغ بسیار بزرگی بنا میکند

از مردم روستا بیگاری میکشده او یکی از سنگدلان تاریخ بوده اونقدر برمردم

ظلم میکند زبان قاصراست از ظلم این مالک اصفهانی وَ اما روزی در همین

باغی که با خون مردم درست کرد میمیرد برحسب قضا کد خدای روستا

جسد او را میدهد به یکی از زارعینی که بهش ظلم کرده بوده او با اولاغ

مرده ی حاجعلی را بطرف شهر می برد خودش تعرف کرده که از لحظه ی

حرکت تا منزل او در اصفهان با چوب بر روی جسدش میزدم و میگفتم

حجعلی کجای چرا اینهمه ظلم کردی پایان ظلم این است

بعد از انقراض حکومت قاجار و ایجاد سلسله پر افختار پهلوی اول سه

برادر نظامی  دوتا سرهنگ و یکی تیمسارمی آیند یکی روستای کته شور

را میخرد یکی روستای قله ترکی را میخرد وَتیمسارهدایت الله سهراب

صادق اباد را میخرد سرهنگ کته شور در باغ قله سریال

قله ی جدید میسازد با دو برج و بارو که تا نیمه دهه هزار وسیصد و

 شصت خرابه هایش بودند : تیمسارسهراب مالک نصف صادق آباد

بوده اما چون ایشان از وزرای دفاع بوده درکل کشور بویژه در

استان اصفهان محبویتی فراوان داشته و همسر او هم اصفهانی بوده

به همین خاطر نام صادق آباد بلند آوازه شد مردم اگر کاری اداری

داشتند تا میگفتند رعیت تیمسار سهراب هستم بهترین احترام ها

میگذاشتند نه که از ترس باشد تیمسار سهراب بسیار انسان مهربان

و خدمتگذار بوده او درسال 1322 درمنزل شخصی خود درروستا

کلاس درس برای بچه های اهالی تشکیل داد چیزی که خیلی برجسته بود

چون در هیچکدام روستاها دبسان نبوده وَ در سال هزار وسیصد سی

هشت بصورت رسمی منزلش را به آموزش و پرورش واگذارکرد وَ

دراولین روزهای سال 42 13 حمام بهداشتی برای مردم ساخت که

شاهکاری بوده در اون روزگار بدستور او راه روستایی ماشین رو درست

شد برای مردم خدمات زیادی انجام داد و درسال چهل سه با مردم خدا

حافظی کرد و رفت نسبت به دیگر اربابان یکی از بهترین ها بوده .

زبان مردم صادق آباد پارسی شیرن بدون لجه میباشد مردم صادق

آباد یکی از مهربانترین مردم کشور هستند . تعداد خانوار در روستا

تا سال هزار و سیصد هفتاد . صد و پنجاه خانوار بوده است

جمعیت هفتصد و پنجاه نفر تعداد دانش آموزان صد و سی نفربوده

روستای صادق اباد در این دوران مورد بی مهری مسئولان قرار

گرفت در دهه ی اول انقلاب هیچ خدماتی به روستاها داده نشد

و همین باعث شد از اول دهه ی هفتاد سیر نزولی جمعیت آغاز

بشود تا جایی که از صد و سی دانش آموز ده نفر درپنج کلاس

باقی مانده جمعیت هفتصد و پنجاه نفری زیر صد نفرش باقی مانده

اکثر خانه ها ویران شده  برنج و آلوچه و سیب گلاب صادق آباد

در استان معروف بود ولی چه سازیم که نامشان درکتابها هم وجود

ندارد . در جایی که بهشت است نباید چنین می شد بخاطر بی

تدبیری مدیران . جای دلنشین آرام بدور از غوغای شهر هوا ی

سالم در روستای صادق اباد علم پشرفت کرده اکثر جوانان تحصیل

کرده وتعدای شان در مشاغلِ مختلف مشول بکار هستند

روستای صادق اباد دارای پنج نفر شاعر و نویسنده میباشد بنام های

مهندس عبدالله فتاحی مهندس یاور خدابخشی  مهندس ارزو فتاحی

نصیر فتاحی  و بنده حقیر علی عسگری صادق ابادی این برای

صادق اباد فرخنده مبارک است نام صادق اباد همینک در کل جهان

میدرخشد در صورتیکه روستاهای همجوارو نزدیک ما با مردمی

بیشتر در گمنامی بسر میبرند

از تمام کسانی که این مطلب را میخوانند تقاضا میکنم که از بهشت

روستای صادق اباد دیدن کنند و لحظاتی ارام و خوش بگذرانند

شبه جزیره صادق اباد پذیرای  هموطنان گرامی میباشد

ارادتمند همه شما عزیزان ونازنینان

علی عسگر صادق ابادی

16/12/1394

 

 




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 1 نفر مجموع امتیاز : 5

تاریخ : دو شنبه 17 / 12 / 1394 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 383

درخت یعنی نفس از بهر انسان

بکارید یک درخت لازم بود آن

درخت ازبهرانسان یک نیاز است

ز گرما و زسرما کارساز است

درخت  فیلتر کند  کامل  هوا را

دهد   اکسیژنی  سالم    گوا را

درختان   زیور  شهرو  خیابان

زهرخانه درختی هست نما یان

صفا  دارند  شکوفه  در بهاران

همان یک  شاخه گل از بهریاران

درختان  همنشین  شاه  و  گدایند

چرا ؟چون صاحب واحد خدایند

درخت در صنعت ورونق موثر

روان  در بَهرو  بَر باشد مظفر

بکارتویک درخت دوست هنرمند

نشانی   یاد  گار از  تو  بماند

ببند ای  عسگری  دیگر تو دفتر

بناحق     نابُرید    اشجارِ  مهتر

نویسنده علی عسگری صادق ابادی

تاریخ پانزدهم اسفند هزار سیصد نود چهار




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 1 نفر مجموع امتیاز : 5

درباره : دفتر شعر , شعرهای عسگری ,

تاریخ : شنبه 15 / 12 / 1394 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 273

زبان رود است سخن گاهی شود سیل

کُند نابود و ویران هرچه هست میل

زبان  طغیان  کند  بیداد خطرناک

بِدِرد  سینه ها قلب ها  کند چاک

زبان بر دار آویخت  شیر مردان

بدرد آورد دل این چرخ  گردان

مصیبت  ها  زبان  آورد  پدیدار

مهارش را نمی بود هیچ کسی یار

جهانی  گشت  ویران  با  زبانی

شده  مکتوب  تاریخ  تا  بخوانی

قلم تکرار کند حرف  زبان  را

وَ گاهن اشتباه  باشد سخن   را

زبان تاراج  کند  برباد  ثروت

گهی ویرانه سازد مُلک و ملت

فریب  کاری کند  گاهی  زبانی

که جبرانش خطیر ونیست توانی

گهی شخص بزرگ باشد زبانباز

هد فمند و رهی از بهر خود باز

زبان در دست نااهلان بلا بود

بدست عاشقان خیرو صفا  بود

گهی کودک  بزرگانه  کلامش

بزرگ  زَهرمیبود گاهی زبانش

زبان سرخ دهد برباد سر سبز

توجه کن سخنور حد وهم  مرز

اگرعقل برزبان گردید  مصلت

نه  سیلی  میشود جاری نه ذلت

زبان از عشق ومهرگوید  کفایت

مشاهیر از صفا  کردند روایت

فدای  عشق و  مِهر هر زبانی

که  گویدعسگری از حق تعالی

 

تاریخ 5/12/1394 ساعت شانزده

 

 

تاریخ 5/12/1394 ساعت شانزده

 

 مبارکباد انتخابات هفتم اسفند نودچهار برمردم بزرگ ایران




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 1 نفر مجموع امتیاز : 5

درباره : دفتر شعر , شعرهای عسگری ,

تاریخ : چهار شنبه 05 / 12 / 1394 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 280

{چپاول باعث رکود اقتصاد}

بس  کنید دیگرچپاول اقتصاد ویران هی

صاحبان قدرتِ حاکم  صبوری تابکی

چشم بستید برهمه دانه دُرشتهای دغل

نا میم سین  خ ضرب المثل شد تا بکی

هر گهی نامی برون آید  فلانی   اینقدر

پول مردم خوردن و این بیخیالی تا بکی

دست در جیب مردم رفت فرو درماجرا

در خفا این اختلاس ها این چنینی تا بکی

گشته  مرسوم  بین ارباب  مدیر این دیار

صفرویک را جا بجایی درسند ها تا بکی

از همه بیشتر چپاول  هر مدیری سربزیر

در لوای  بند  ریش آمد . خیانت   تا بکی

نام دزدان بزرگ مجهول بی نام و نشان

پرورش دادن چنین تمساع وعقرب تابکی

چیست فرق یک مدیر با عامیان  بینوا

هر دو انسانند  ولی این  بینوایی  تا بکی

جمله ی پست کلیدی خویش وقوم  یکدگر

اینچنین باند و رفیق بازی خیانت  تابکی

ما همه دل بستگا ن این  نظام تا  پای جان

تکیه بر میز ریاست ای  مقامات  تا بکی

عسگری بس کن سخن مردم ندارند حوصله

این  چپاول  نیست پایان پس  تحمل  تا بکی

علی عسگری صادق ابادی

8/11/1394

 

 

خدایا از تویاری میخواهیم  چون با کسی شریک نیستی




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 1 نفر مجموع امتیاز : 5

درباره : دفتر شعر ,

تاریخ : شنبه 24 / 11 / 1394 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 299

جوانی عاشقت بیدم تو حالا آمدی  پیشم

رسیدم بر لب بام ونسوزان این دلِ ریشم

جوانی رفته و خاموش تمام مشعل شادی

چه شد ایماه مهرویان که ازما کردۀ یادی

بپایت من فدا کردم هرانچه داشتم ازدنیا

دگر چیزی نماند امروزبغیرازعمربیفردا

بدآن سیروسلوکت بسته ام دل تالب گورم

مُصفا دلبری بودی لب خندان  منظورم

جَونی ملزم عشقِاست وپیری لازمش تیمار

تو بودی بی بدیل گوهربقول زرگران ای یار

زفعل دیگر ندارم قدرتی درجان ودردستان

بگیرم دربغل یکدم تورا چون نرگس مستان

فد ایت این تن محجورسخاوتمندیت  بسیار

سفر کردی بهرسختی رسیدی مقصد و دیدار

شدم خزسند ازاین دیدار زین مهرو وفاداری

چه زیبا عسگری وقتی که عاشق را دهی یاری

نویسنده علی عسگری صادق آبادی

خداوندا رهبر و دولت  جمهوری اسلامی ایرا ن

را پایدار گردان

تاریخ 13/11/1394 روز سه شنبه




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 1 نفر مجموع امتیاز : 5

درباره : دفتر شعر , شعرهای عسگری ,

تاریخ : سه شنبه 13 / 11 / 1394 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 243

عجیب دردی بدلدارم که از گفتن شدم معذور

بمانده برجگر تا کی چطوردفنش کنم  در گور

نه یارو همدمی دارم  که درد دل براو گویم

نه غم  خواری شِوَد پیدا درین عالم که اوجویم

بهردرمیزنم سرتا کنم پیدا رهی ازبهرآرامش

گرفتاری بُود بسیار شده  مسدود ره سازش

اسفناک حال امروزم وَدیروز نا شود پیدا

هنوزهم مات ازآن شطرنج وقوع غایت لیلا

دل آدم مگرسنگ است ندارد طاقت ترکش

محبت لازم واجب جلوگیراست زِهرلرزش

غم خود برکه گوید این  دل تنها و بی  یاور

نمی بیند دگردوست و ندارد اون هما ی دوست پرور

ز این گرداب آدمکش حذرکن غرق شدن امکان

ببند ای عسگری دفتر تورا گرارزشیست برجان

نویسنده علی عسگری صادق آبادی

تاریخ /611/1394

خدایا تمام دشمنان انقلاب اسلامی  ما را  سرنگون

گردان




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 1 نفر مجموع امتیاز : 5

درباره : دفتر شعر , شعرهای عسگری ,

تاریخ : سه شنبه 06 / 11 / 1394 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 263

دلبری لنجان

برآن خال لبت لنجان گرفتارم  درین  وادی

نه دستم میرسد دستت  نه از ما  میکنی  یادی

رخت مانند  مهتاب و تورا عاشق  بُوَد  بسیار

نظر برما   بکن  یکدم  غزالِ  مَستِ   آبادی

تو تنها دلبری لنجان که  ثروت میبود  افزون

دریغا  این همه  دینارنکردند خرج   بهسازی

بنامت عده ایی سرمست  هنوزسودای تودرسر

یدا شون میچد روغن  نکردند از کسی  یادی

بدستت زربود دستبد و گردن لولو و مرجان

هدایا  شد  بر آنانی که  بیروند  از این  وادی

غمت بر ما و شادیت بر آن  گرگانِ آدمخوار

زولیخا دلبری لنجان یه بوسه کی  بما دادی ؟

لب شیرینت  ای دلبر بکام   رِند و نامردان

مکیدن شیره ی جانت بزن دیگر تویک دادی

تنت شد پاره ازترکش بریدند زلف وگیسویت

دوباره نقشه ها  دارند  جدایی و کنند  شادی

نده دستت بدست آنکه بی احساس بی  پروا

نظربرچشم   ابرویت  حذر کن  یار لنجانی

سخن ازعسگری بسیارولی دلبرپذیرانیست

چه زیبا دلبریست لنجان درین دشت خدا دادی

شاعرعلی عسگری صادق آبادی

تاریخ  25/10/1394

پاایدار باد رهبر عالیقدر جمهوری اسلامی ایرون 

 




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 2 نفر مجموع امتیاز : 10

درباره : دفتر شعر , شعرهای عسگری ,

تاریخ : شنبه 26 / 10 / 1394 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 258

باغ مادرم

باغ  پُر گل داشتیم لاله و سیمن سوسن افتخار

بید مجنون سروشیرازبود.افرا وصنوبریادگار

جنگلی زیبا و سرسبزچشم  خیره دلنواز آدمی

چون  بهشت  بر گستره  شیر غران  اعتبار

بلبلان  بر شاخه  گل مسرورو آواز و نوا

رقص  پروانه چه زیبا دورشمع در نزد  یار

باغ ما  پر حاصل کشت کارمیبود  فزون

هرکه بر حسب نیازش دانه میکردکشت کار

بود امکانات  فراوان بر نیاز خاص عام

ثروتی افزون ازاین باغ  شد نصیب خانوار

یک نفربیکارنی  رونق بپا بود از درون

آنقدر شغل و  مشاغل  توی باغ حد  وفور

شوکت آمد با جلال ورحمتی بود همرش

بانوان  باغ  همه  آراسته  شد با  سیم  زر

افتخارباغبان این بود مردم سرفراز وباکمال

فاصله کم شد دیگر  دربین خان یا آن  امیر

بود ادیبانی بزرگ با منش فرهنگ دوست

در کنار این همه استاد  جوانان  بود   بکار

عشق  و شادی  شور و سر مستی  درون

علم میکردند طلب نی اسب وحشی را سوار

فکر ان بودند  که  تسخیر علوم  پایه  را

چونکه گنج داریم عظیم ومیهنی پارسی تبار

سه  قدم مانده  به  سرمستی  بلبل  و چمن

برسید   سیل   خزان  همره  طوفان   قهار

بزد او تش برین باغ  ونشت تا که ببیند فغان

هدف اش بود بسوزد طبق گل ودرختان کُبار

وَدرآندم  که گرفت تیشه به  افرای  بزرگ

به زمین خورد و چنین گفت چرا ؟  روزگار

دگر ازباغ  فقط چینه و پیریز بودش نقش نما

دل من سوخت بر آن سرو تنمند وصنوبروَچنار

قدح  می  بشکست  خمره ی درباغ  بسوخت

بگذار  عسگری   پیمانه   و  می   را   بکنار

علی عسگری صادق آبادی تاریخ

22/10/1394

 

 خدایا ملت و رهبر ودولت ما را نگهدار

 




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 2 نفر مجموع امتیاز : 9

درباره : دفتر شعر , شعرهای عسگری ,

تاریخ : سه شنبه 22 / 10 / 1394 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 286

مطالب گذشته
» آتش به گلشن »» یکشنبه 21 مهر 1398
» نسیم »» سه شنبه 16 مهر 1398
» عاشورای سال 1398 »» دوشنبه 11 شهریور 1398
» کسانیکه به نان مردم رحم نکردن »» پنجشنبه 07 شهریور 1398
» روسری زنان مشکی یا رنگی »» جمعه 18 مرداد 1398
» بیازلفت کنم شانه »» جمعه 18 مرداد 1398
» علیرضا بهرامی فرزند بهرام »» سه شنبه 25 تیر 1398
» خطاکردم »» پنجشنبه 20 تیر 1398
» هزار سلطانِ امروزی »» جمعه 07 تیر 1398
» ساربان 98 »» دوشنبه 23 اردیبهشت 1398
» رمضان 98 »» چهارشنبه 18 اردیبهشت 1398
» بمناسبت روز معلم 98 »» جمعه 13 اردیبهشت 1398
» مشکلات امروز کشور »» شنبه 07 اردیبهشت 1398
» بمناسبت میلاد حضرت مهدی سال 98 »» یکشنبه 01 اردیبهشت 1398
» بمناسبت سیل ویرانگر 98 »» شنبه 17 فروردین 1398
» بمناسبت عید سعید مبعث 98 »» پنجشنبه 15 فروردین 1398
» ببار باران اگربارش قراراست »» یکشنبه 11 فروردین 1398
» تقدیم به شهدای سیل زده درسراسرکشور »» چهارشنبه 07 فروردین 1398
» مغنی مزن چنگ »» شنبه 03 فروردین 1398
» نوروز 1398 مبارکباد »» شنبه 03 فروردین 1398
» نسیم باد نوروزی »» سه شنبه 14 اسفند 1397
» پاسدرانیکه بیگاه به شهادت رسیدند »» چهارشنبه 01 اسفند 1397
» بمناسبت شهدای جمعی از پاسداران حافظ وطن »» شنبه 27 بهمن 1397
» بمناسبت شهادت حضرت فاطمه فجر 97 »» دوشنبه 22 بهمن 1397
» خورشید پیروزی »» پنجشنبه 18 بهمن 1397
» نباید به اروپا و امریکا اعتماد کنیم »» دوشنبه 15 بهمن 1397
» دل سنگ »» سه شنبه 18 دی 1397
» بهار »» پنجشنبه 13 دی 1397
» اشرافیت دولت روحانی »» چهارشنبه 28 آذر 1397
» بپاخیز »» چهارشنبه 21 آذر 1397
» آدرس کانال تلکرام علی عسگری صادق ابادی »» چهارشنبه 21 آذر 1397
» ازین پیمانه گردون بجز زهرش ننوشیدیم »» سه شنبه 20 آذر 1397
» وطنفروشان دوتابعیتی »» سه شنبه 13 آذر 1397
» دلاتون شاد »» سه شنبه 13 آذر 1397
» خورشید اسلام »» پنجشنبه 08 آذر 1397
» میلاد پیامبر خاتم حضرت محمد مصطفی مبارکباد »» یکشنبه 04 آذر 1397
» بمناسبت شروع امامت حضرت مهدی »» یکشنبه 27 آبان 1397
» الا یا ایهاالدوستان بسرامد رفاقت ها »» پنجشنبه 19 مهر 1397
» هدف امام حسین چه بود از قیام علیه آل ابوسفیان »» جمعه 06 مهر 1397
» وطن شعری تقدیم بهم وطنان »» شنبه 20 مرداد 1397
» انقلاب به بیراه رفت امام »» پنجشنبه 18 مرداد 1397
» قلعه آشوب است مردم در هراس »» چهارشنبه 17 مرداد 1397
» اقتصاد ایران دست چه کسانی است »» جمعه 12 مرداد 1397
» آیا دگر دربین مردم صداقتی مانده ؟ خیر »» یکشنبه 07 مرداد 1397
» به دشمن پول ندهید حاجی »» چهارشنبه 13 تیر 1397
» حکایت شمع و پروانه »» شنبه 09 تیر 1397
» تکیه بر من کن اگر درمانده ی »» دوشنبه 14 خرداد 1397
» ماه مبارک رمضان سال 97 »» یکشنبه 30 اردیبهشت 1397
» ای مقامات وطن ایدها را نوکنید »» پنجشنبه 20 اردیبهشت 1397
» سپردیم دل ولی بیراه رفتیم »» شنبه 15 اردیبهشت 1397
تعداد صفحات : 16
آمار کاربران


آمار بازدید
بازدید امروز : 108
باردید دیروز : 249
بازدید هفته : 1,261
بازدید ماه : 3,393
بازدید سال : 63,785
بازدید کلی : 204,377
عضويت سريع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
نهج البلاغه امیرالمومنان














توج


































































































دانلود ترانه قدیمی گلنسا 

خوانند آغاسی بزرگ


دلبر آمد سوی  من  پنهان شدم
بی خبر آمد من حیران  شدم
او  صدا  میزد  منهم   بیخیال
عاقبت  با او هم پیمان شدم
عسگری دلبریقین دلتنگ شده
رفع دلتنگی بر او مهمان شدم
تاریخ 4/2/1395

دانلود ترانه نیر جما وفایی

عزیز



دانلود دعای ماه رمضان سال 58

استاد بزرگ محمدرضاشجریان













آقای مهندس عبدالله فتاحی

















دانلود کرنا و دهل از  علی اکبر مهدیپور


ا






























































































    دوشنبه 28 اسفند 1394

    دوشنبه 28 اسفند 1394

    دوشنبه 28 اسفند 1394

    دوشنبه 28 اسفند 1394

    شنبه 19 اسفند 1394

    شنبه 12 اسفند 1394

    
    نوای سنتی کمانچه استاد بزرگ محمد طوغانیان شهره کردی
    این روز شمار به عنوان یاد مان انتخابات نود دو در این سایت باقی می ماند











    ساز از استاد بزرگ معروف به حیدرشاه نادری لنجانی


    ریس جمور دکتر حسن روحانی
    صدای جاوید استاد شریان دعای مارمضان
    دانلود

    دانلود موسیقی بیادماندنی سریال
    000
    آپلود سنتر

    دراین قسمت می توانیدازبهترین

    آپلود سنتر استفاده کنید رایگان

    17865064332042323603.jpg

    امام علی
    مطالب محبوب
    اتحاد ملی بازدید : 573
    شهید دکتر بهشتی بازدید : 557
    سال55 بازدید : 517
    عید سعید فطر بازدید : 495
    جشن نوروز بازدید : 487
    اطلاعیه بازدید : 485
    گنبد سرخ حسینی بازدید : 479
    خاک گهُر بار بازدید : 475
    درباره حجاب بازدید : 467
    چوپان دروغگو بازدید : 467
    خبرنامه
    برای اطلاع از آپیدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شوید تا جدیدترین مطالب به ایمیل شما ارسال شود

    نظر سنجي
    نظرشما درباره ی این وبلاگ چیست؟




    لینک دوستان
    دایرکتوری افسران ارزشی">دایرکتوری افسران ارزشی

    تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به طلوع خورشید مي باشد.


     مشاهده صفحه