close
تبلیغات در اینترنت
طلوع خورشید - 11 سایت سیاسی فرهنگی اجتماعی طلوع خورشید: فرا رسیدن ماه محرم ِ حسینی ماه پیروزی حق علیه باطل را بتمام شیعیان جهان بویژه هموطنان گرامی تسلیت و تعزیت گفته وَ تقاضامند است تلاش کنیم برای برگزاری این خیل عظیم:علی عسگری صادق آبادی :سایت سیاسی فرهنگی اجتماعی طلوع خورشید: فرا رسیدن ماه محرم ِ حسینی ماه پیروزی حق علیه باطل را بتمام شیعیانجهان بویژه هموطنان گرامی تسلیت و تعزیت گفته وَ تقاضامند است تلاش کنیم برای برگزاری این خیل عظیم :علی عسگری صادق آبادی د


ساعت فلش


طلوع خورشید
محرم ماه پیروزی حق علیه باطل امام حسین راه مبارزه باظلم را بمردم نشان داد
قالب وبلاگ
درباره ي سايت


بنام خداوند بخشنده مهربان که اوست حافظ ناظر این جهان *** اینجانب علی عسگری صادقابادی نویسنده: طلوع خورشید کپی کردن از شعر ها ومطالب دیگر بانام نویسنده اشکال ندارد. درغیر اینصورت حرام شرعی بوده وناراضی بودن نویسنده شاد وپیروز باشید
موضوعات سايت
دفتر شعر
گالری عکس
فرهنگ ایران زمین
پشتيباني آنلاين

جستجوگر

[POWERED BY WEBYAR]
مطالب تصادفي
نمایش مشخصات شما
حسین  عسگری


















































1322 قمری













آیت الکرسی


اللهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِوَالأَرْضَ وَلاَ یَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لاَانفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ * اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّوُرِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ أَوْلِیَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُون
---------

خداى یکتا که جز او کسی شایسته ستایش نیست / او همیشه زندهء پا برجای است /(پس) هیچ گاه خواب سبک و سنگین او را فرا نمی گیرد /آنچه در آسمان ها و آنچه در زمین است در سیطره مالکیّت و فرمانروایى اوست /مگر می شود کسی شفاعت کند(مردم را) بدون اجازهء او / به پیدا و پنهان ایشان آگاه است / وایشان ذرّه ای از دانش او را احاطه ندارند / مگر به آنچه او بخواهد / دامنه تخت (سلطنت) او آسمانها و زمین است/ نگهداری اینها برایش کاری نیست / و او بلند مرتبه ترین و بزرگ مطلق است در دین اجباری نیست،فرق میان پیشرفت و سقوط بیان شده است/ پس آن کس که طغیانگر بودامّا به خدا ایمان آورد به بهترین دستاویز نجات (از پرتگاه) رسیده است که پاره شدنی نیست /و خدا شنوا و دانا است./ خدا پشتیبان افراد باایمان است آنها را از تاریکیها بیرون می ‌آورد و به طرف نور میبرد/ به همان صورت به کسانی که طغیان کردند کمک میکند چنان که آنها را از نور بیرون آورده به درون تاریکیها میبرد/.آنهایند اهل آتش جهنّم و همیشه در آن خواهند بود












































































سرود ای ایران خاک پرگهر ....












دانلود آهنگ

دانلود این آهنگ










































نواهای اصیل


بختیاری








































سرود خاطره انگیز ای ایران ایران انقلاب

download






































































































































































پیغام مدیر سایت
سلام دوست من به سایت طلوع خورشید خوش آمدید لطفا برای استفاده از تمامی امکانات

دانلود فایل , شرکت در انجمن و گفتگو با سایر اعضا در سایت ثبت نام کنید







علی ای صفای دلها چه کنم تو درکجایی

تو اگر خدا نباشی  بُوَدت  پیش  خدایی

علی ای شَه جهانم چِقَدَر تو پُربهایی

نَبُوَد کسی به عالم که تَولّدش خدایی

علی ای کسی که هردَم نظرش به مردمِ زار

توامیرمُؤمنانی  تو مزارعه می کنی کار

علی ای قلوب دلها کرمت بود چودریا

بشدیم تشنه حِجرت بدهی یه جرعه برما

علی ای صدیق احمد چقدر جفا کشیدی

عَمر ابن عبدود را به غضب تو نا بریدی

علی ای کسی که دشمن ز خجالتت رها شد

ز همان فرار دشمن به امیر چنین جفا شد

علی ای صبور زهرا چه شد آن نسیم کویت

فدک اون باغ پیامبر دهدش هنوز بویت

علی ای فاتح پیروز به حنین و نوجوانی

چه کنم که نهروانت بشکست ز جهل آنی

علی ای نام قشنگت شده است زیورعالم

همه شیعه ی تو دلتنگ نظری بکن به حالم

علی ای خلیفه وقت ابن عاص بتوخیانت

عشعری نبود و اَصله چه دهدجواب قیامت

علی ای طارق افلاک شده ی نورسماوات

توهمان شهه کریمی که نگین دهی بحاجت

چه کنم امیر خوبان که جفا در این دیارم

نبُود زعسگری خوف که خدا امیر چویارم


خداوندا از تو میخواهیم  این دیار را  با رهبری  امام ما حضرت آیت العظما

خامنه ی بسر مقصد مقصود برسان


نویسنده وشاعر علی عسگری صادق ابادی


تاریخ 28/8/1393

 

 

 




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 5

درباره : دفتر شعر , شعرهای عسگری ,

تاریخ : پنج شنبه 29 / 08 / 1393 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 365

 

 

به قبرستان گذر کردم  گهی روز

شنیدم   ناله ی  با   آه  جانسوز

بخود میگفت که دنیا مفت  باختم

نداشتم دل خوشی حتا به یک روز

همش فکرم به مال ثروت  خوب

فراموش کرده بودم من شب و روز

گهی  بر  مردمان  اجحاف   کردم

ضعیفان را  اذیت  کردم  هر روز

مغازه   دار  بودم  آن  لبن   بود

یه چهارم وزن شیرآب ریختم هرروز

نصبَم  شد  فراوان  سود  انبوه

زِمین  وزر خریدم خوب در آنروز

شدم  مشهور فلان حاجی اشراف

همه  گفتند سخن این کیست  پیروز

پسر یک داشتم و دختر بوُدش هفت

بزرگ گردید پسر ولگرد  هر روز

فنا کرد عمر خود زندان  مکانش

بخوردم  حق مردم  شد چنین  روز؟

رسید  نوبت  به  دختر  های  هفتَم

خجالت می کشم گویم  چه شد روز

چونا  گهه  یک  شبی  زلزال  آمد

نمی  دانم چه  شد در قبرم  امروز

شدم من هم  نشین با مار و عقرب

ز بسکه من حرام خوردم در آنروز

چه گوید  عسگری مردم  با هوش

دقلبازان  چه  خواهید کرد  آن  روز

خداوندا به امام و رهبر ما خضرت آیت العظما خامنه ی عمر طولانی عطا فرما

 نویسنده شاعر علی عسگری صادق آباذی


تاریخ 27/8/1393 روز سشنبه

ساعت 17:10 دقیقه

 

 




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : دفتر شعر , شعرهای عسگری ,

تاریخ : سه شنبه 27 / 08 / 1393 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 482


 

جوانی

ای جوانی کاش میدیدم تورا بار دگر

یکدمی  آسوده بودم  از غم پیری دگر

ای جوانی ای غزال و شهپر شبهای  تار

کوی رندان  رفته ایی و خانه کردی اختیار

لعل لبهای توشیرین چون عسل بود بهرمن

جود و بخشش در لفافت بود همیشه دربَطن

ای جوانی صیرت و صورت یکی میبود تورا

شادی و عیش و سرور میبرده ما را هر کجا

با تو بد کردم جوانی کشتمت از خود سری

راه کج برم تورا از جهل خویش وخودسری

ای جوانی چون خدنگ بُرنده بودی وبکار

زنگ زدی پوسیده گشتی  از جفای روزگار

هیبت  عشق جوانی شور و شیدا و بلا

کن مدارا اطلس مهر صفا در هر کجا

ای جوانی ای عقاب  آسمانها  و سپهر

بهر لیلی کوی قاف کردی سفریادت بخیر

ای  جوانی همدم چنگ  وربابم  سرخوشی

رفتی و دیگ نمی آید زمان    دلخوشی

ای جوانی خاطراتت  نیست فراموش تا ابد

من بگریم در فراغت روز شب آه حسد

ای جوانی وقت رفتن کن نظر احوال  من

صورتم  را  لحظه ایی زیبا ببینم  در کفن

ای جوانان  با جوانی تا ن مکن جنگ و جدل

عسگری بهر جوانان کرد دعا با خالق ازوجل


زنده باد امام خامنه ی پاینده ایران اسلامی

نویسنده  شاعر علی   عسگری صادق آبادی

تاریخ 26/8/1393 روز دوشنبه

ساعت 2:10 دقیقه بامداد





ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : دفتر شعر , شعرهای عسگری ,

تاریخ : دو شنبه 26 / 08 / 1393 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 334


مهربانی کی سرآمد مهربانان را کجا

بیوفایی کاشته ایم  ومهربانی را صدا

مهربانی را علاج درد  بیدری  بود

عشق مارا بیوفایی درد کرد  ای نا خدا

از پریشانی دگر مهرومحبت شد سراب

با چنین وضعی شتابان میرویم ما تاکجا

حرف بی حاصل زدیم مهربانی شد برون

نا شناخته رفت حدراین همه لطف وصفا

مهربانی بر دل سنگ بی اثرای نازنین

هر دلی را نیست لیاقت چونکه اودورازخدا

حرف مان را شد دو تا وحاصلش آمد دروغ

این چنین آشفته بازار مهربانی  شد  رها

در دیار پهلوانان  پهلوانی  سیم  و زر

راه فانی پر زسود راه باغی رفت جدا

ما چرا کردیم چنین تا بی وفایی لونه کرد

عالم و آدم  بود انگشت  تقصیر سوی  ما

بعد رفتن ازجهان نام نیک و مهربانی یادگار

عسگری یک مهربان مهربان داریم خدا

 

پروردگارا نظام مقدس جمهوری اسلامی ایزان را  پایدار بگردان

نویسنده  و شاعر علی عسگری صادق آبادی

تاریخ25/8/1393روزیکشنبه

ساعت 3:45دقیقه بامداد




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 6

درباره : دفتر شعر , شعرهای عسگری ,

تاریخ : 25 / 08 / 1393 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 404


همین  دیروز بر خورد م به عامی

سئوآل   پرسیدم اش  شیرین   کامی

بگفتا  بی  خیال  از  کام   بنده

بنا گه   او  بزد  بر  زیر   خنده

بخندید تا ز چشمش  اشک جاری

بگفت ای دوست من کارم  اداری

چنین  او کرد تعریف از ادارات

نرو بی پول و بی پارتی مکافات

سلام   تا میکنی  در هر   اداره

مدیر نیست معاون هم  مشغول کاره

بمال  شصتت  به  سبابه   میانی

مدیر   می  آید و   باقی  به  دانی

اگر کار قضا  قاضی شوری  بود

توشاکی باخته ایی فکری دگر زود

اگر در صنعت  و معدن  بود  کار

سفید  امظا ء چکی بر تو بود  یار

اگر اصناف  و بازار بود  کارت

دودر صد سود  همیشه هست یارت

اگر    در  دفتر   املاک  و  خانه

حواست  جمع بکن  صد ها  بهانه

اگر در  گمرکات   اجناس   داری

نکن پول خرج  دگر چیزی  نداری

اگر  بهر    تجارت    میزنی   دو

برو  در پیش  محمود  تا نشی  هُو

ادارات  جملگی  در پیچ  و تاب است

گرفتنِ    شیتل   مانند   آب   است

سخن گفت  دوست من بود مال دیروز

شنیدی   عسگری   احوال    امروز

پروردگارا درزیر سایه

مقام  عظمای ولایت آرامش وامنیت  را درایران اسلامی

حفظ کن

نویسنده وشاعر علی عسگری صادق آبادی




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 4 امتیاز توسط 4 نفر مجموع امتیاز : 9

درباره : دفتر شعر , شعرهای عسگری ,

تاریخ : جمعه 23 / 08 / 1393 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 299


انا لله وانا الیهه راجعون

باید  همه بسوی پرودگار بازگردیم

باز چرخ فلک بر گلستان صادق آباد جفایی دیگر کرد

وباد خزان گل های دیگری  پر پر کرد

درگذشت نابهنگام نجاتعلی خدابخشی  را به آقای حاج حجت الله ودیگر

برادرانش و حاج یدالله اله یاری  وبرادران گرام فتاحی آقایان مهندس

عبدالله و فرج الله و دیگر فامیل های فتاحی و خدابخشی  و همه مردم

محترم صادق آباد  تسلیت عرض می کنیم

واز خداوند کریم برای رفتگان طلب آمرزش و برای بازماندگان

صبر و برد باری آرزو میکنیم


رفتی و از این جهان آسوده گشتی ای عزیز

خانواده آشنایان دوستان را درغمت شد اشک ریز

ما در این دنیا  مسافر گر سفر ماه عسل

آدمی از خاک سرشتست میشود خاک اول

مرگ بود همراه ما  گاهی فراموش این کمند

آدمی را دلخوشی اش این بود چونکه امیدش بلند

زرق و برق این جهان  دلبستگی دارد گهی

سرخوشی بیحاصل است باید رها کرد وانگی

این قطار مرگ  همه باید سوار شد دوستان

مقصد این آدمیزاد را سرای ماندگاردربوستان

آدمی  گریان  تولد وقت رفتن  خوشگوار

این بود رسم  رسوم  ازچرخش این روزگار

هرکسی رفت از جهان درپیش ارباب خانه اش

عسگری یادی بکن  حاج احمد و کاشانه اش



علی عسگری صادق آبادی




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 3 امتیاز توسط 3 نفر مجموع امتیاز : 5

درباره : دفتر شعر , شعرهای عسگری ,

تاریخ : چهار شنبه 21 / 08 / 1393 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 473

 

 

هدیه تولد ناظم سرا

ناظما نازم  به نازت درگهت عالی بود

ناظمی  بودن  بدر گاه   شما  حالی بود

شهر زرین کرد منور این  سرای ماندگار

جوشش پویش فراوان درسراغت در دیار

پیش قدم گشتید و بر پا شد چنین فرهنگسرا

پاسداری  از ادب  در کشور ما شد  بپا

رونقی دادید به فرهنگ  ادب یا دلنوشت

می بود بسیار عزیز و محترم زیباسرشت

ناظما  ناظم سرا یت چون مه تابان  شده

ارتباط  در بین دوستان  درگهش  آسان شده

کارتان بسیار موثر پیش مردم  پربهاست

نامتان پیچیده است درشهرروستا باصفاست

جمع  کردید دور هم دارند سلایق محتلف

ارزشی دارد فراوان چون مطابق  با الف

جملیه  پیر و جوان از بیکران  این  دیار

دل سپردن  بر گلستان   شما بی   اختیار

در خیال و در اداره هر کجا مشغول کار

فکرناظم در سر است تا رسیم درپیش یار

می بود  دانشگهی  ناظم سرا ؛ ای دوستان

چونکه دانشجو و استاد با همند دربوستان

میرسد روزی که این مرکزشود گهواره علم وادب

بس کمک باید کنیم ای  دوستان  منتسب

قطره قطره وانگی دریا شود دانیم  همه

گر ز دریا  قطره  قطره  کم شود آخر غمه

ناظم  خوبان  فراوان  زحمت و دارد تلاش

بین مردم  را تامل بر قرارهرکس  که باش

دلخوری ها را به خوبی میکند تبدیل درهرنظر

عسگری را خاک پای ناظمی ها میبود دراین گذر

 

خدای مهربان امام و رهبر ایران اسلامی حضرت

آیت العظما سید علی خامنه ی را حفظ بگردان 

شاعر ونویسنده علی عسگری صادقآبادی





ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 4 امتیاز توسط 4 نفر مجموع امتیاز : 4

درباره : دفتر شعر ,

تاریخ : سه شنبه 20 / 08 / 1393 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 324

سلام

امروز جهان استکباری تمام ثروت و قدرت را در دست دارد

و به هر طریق ممکن بر مسلمانان فشار وارد میکند بین آنان جنگ خون ریزی 

درست میکند وحال می بینید که تمام خاور میانه را به آتش کشیده است

تنها کشور آرام  ایران اسلامی میباشد که به هزاران حلیه و ترفند میخواهند

آرامش را از مردم بگیرند گروهی نادان به زن و دختر مردم اسید می پاشد

گروهی دیگر با چاقو به دختران دبستانی حمله می کنند این کسانی هستند

که میخواهند در ایران آشوب بشود امریکا لحظه شماری میکند و هر جا صدای

آزادی بلند شود آنها را شبانه نابود می کند

الان رسیدیم بر سر حقوق هسته ی کشورمان اینها دیروز به شاه التماس

میکردند نیروگا هسته ایی از ما بخر . خوب ما همان مردم هستیم پس

چه شده باج خوردن تمام شده و همه این کارها را انجام میدهند امتیاز

باج بگیرند و  مردم و رهبری هر گز اجازه نخواهند داد

هدیه به مردم عزیز

باید امروز بیدار و هوشیار باشیم

شب است تاریک وراه دورودراز است

صداقت  اتحاد  را چاره  ساز  است

دراین  شب یک گروهی نور افشان

دگر را یک شمع  است و در بیابان

شب است وحشت  گه  داد و  فریاد

گهی از چوبه ی  دار  میشود     یاد

در این شب، شب رُوان را مست و بیباک

اگر  نوری  نمایان  میکنند  خاک

یکیست مهتاب و اطرافش ستاره

بخود  می  بالد و دیگر  چه   کاره

بیا  سوته  دلان  با هم  بگیم  چند

شکسته  هر دلی  با هم  زنیم  بند

علمداران  ،علم  گیرید  در  دست

که ظلمت  روشنایی را دگر بست

شب و بیتوته  و بی  رو   شنایی

توای  خورشید روشن  در کجایی

در این تاریکی شب ،گرگ و کفتار

شکار فربه  هان می باشه  در کار

شُغالان زوزه کش در کوه  وکوهسار

ببین    آن   نقشه    روباه    مکار

خداوند  گفت  انسان  اشرف  و یار

بُود  لازم   برابر   ظلم   و   پیکار

حسین ابن  علی  جان اش  فدا کرد

بساط   ظلم    تاریکی   فنا   کرد 

بیایید  تا  کنیم   روشن  دمأ ن را

بکا ریم   دانه   سبز   چمن   را

مُحَبَت  با  صفا روشن  کند  شب

تو یار  و عسگری یار تا رود شب

خداوندا از تو میخواهیم در این جهان پرآشوب

امام و رهبر ما حضرت آیت العظما سید علی خامنه ی

را نگهداری کن

 

تاریخ  14/8/1393 روزچهارشنبه

ساعت 17:25 دقیقه بعد از ظهر

 

 

 

 




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : دفتر شعر , شعرهای عسگری ,

تاریخ : دو شنبه 19 / 08 / 1393 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 341


 

اسیران شد روان بر کوفه و شام

دو صد لعنت بر این کوفی بد نام

همه  اهل و  عیالِ   زاده  حیدر

امیر   مومنان   آن  فتح  خیبر

اسیری  میبرند در کوچه  بازار

تمام  پیمان  شکنها  خود بدیدار

گذر کردند عراق  و ره بشد شام 

ره  دشوار  بیابانست  و  در شام

نسا یون  حَرم   در  بند   کشیده

بیابون  خارو  خاشاک پا  دریده

دو  طفل  نازنین   خسرو  وقت

سوار بر اشترند  بسیار بُوَد سخت

امام    جانشین   سجاد   بیمار

ندارد   او  کسی  از  بهر  تیمار

سکینه   با  رقیه   داد  و  فریاد

بیا  عمه  پدر  از ما  برفت  یاد

چه سازد  زینب  این  شیر  دلاور

نوازش کودکان  دستی کشد  سر

سران  بر نیزه  و زینب  تماشا

بیارید  اشک خونین تا به  اینجا

حسین  همراه زینب خواند قرآن

که ای زینب توایی پیروز با آن

بیان کرد عسگری این را ه دشوار

خداوند   توایی  بر بند گان  یار

تاریخ  14/8/1393 روز چهار شنبه

ساعت  20:35دقیقه 

غروب  کربلا غوغا بپا شد

سر سالار خوبان را جدا شد

همه یار حسین با  تیغ  خنجر

سرازتن یک بیک آنها جداشد

تن  آنان  بزیر  سم   اسب  ها

زمین غلتیده  و آنان   رها  شد

به چوب خیزران بر لعل سالار

دما دم میزنند  دیدی چه ها  شد

به زینب طعنها و ریش خند ها

دگر دیدی حسینت  را چه ها شد

عمر بن سعد کافر خنده ها  زد

که ای زینب  برادر را فنا  شد

تمام  قاتلان  را  رقص  شادی

حسین  این حامی  دین را کجاشد

سخن گفت  حرمله  با دوستانش

عجب  تیری  کمانِ  من رها شد

بُرید انگشت  و برد  مُهر حسین را

خدایا  بر  حسین  دیدی  جفا  شد

بکند گوشواره ؛ شمراز گوش آن طفل  

زدش  سیلی  که  بابت را  تما م  شد

هجوم  از قاتلان   بهر غنا  ام

همی  گریان  بود  زینب  چه ها شد

توایی  شاهد  خدای خالق  و دوست

نمیدانیم  حسین  از ما  رضا  شد ؟؟

به قلب  عسگری  تیر خورد درآندم

سر سالا ر  دین  از تن  جدا  شد

 

تاریخ ۱۳/8/1393 روزچهارشنبه

ساعت 4: 30 بامداد

 

 

 

از مدینه تا کربلا

چه طوفانی بپاگردید بدست آل بوسفیان

یزید   کافر  بیدین  بود  فرمانروان  برآن

حسین هرگزنکرد تآ ئید یزید زنباره ی مخمور

فشارآورد برحضرت مدینه شد برون مجبور

به اکثرمردم کوفه حسین را کرده اند دعوت

قبول کرد سّید خوبان بدون خوف وبی وحشت

روان گردیده  با اهل وعیال این عالم  عرفان

بنا گه  لشگری سنگین  ب بسته راه  ،را برآن

سئوآل کرد سید وسالارچه مشکل میبود درکار

به پیش  آمد  فرمانده  شما  را  میدهم   هشدار

حسین پرسید که نامت چیست بیان کن بهراین حضار

بگفتا خسرو عالم سرو جانم فدای تو من هستم  حُر

سخنها گفته شد با هم در این  صحرا و در آفتاب

به سرور گفت آن حُر، که شاه ها تشنه ایم بی آب

بفرمود  عاشق  کوثر  که بردشمن  دهید  جرعه

بشد سیر آب  آن  لشگر  تشکر  کرد از آن قُبه

به فوراْ قاصدی آمد به نزد حُر عبیدالله  دستوری

که حُر فرماندهی عزلی حسین کردی رها سوری

جدلها درگرفت بین حسین و این شقی کافربی دین

حسین را عاقبت مجبور روان شد  نینوا ازکین

رسیدند درزمین کربلا وخون جگرشد خیمها برپا

حسین ازبهرهمراهان سحن گوید که مارا قتلگاه اینجا

سفیر عالم هستی به زینب گفت که ای خواهر تویی یاور

جواب اش گفت است زینب فدایت میکنم جانم برادرجان بکن باور

گذشت چند روز در این صحرا بلای سخت   هنوزباقیست

رسیده روز عاشورا حسین  و این می  از ساقیست

حسین شد پیکرش صد چاک  دم تیغ  و سنان امروز

زمین غلتیده است خسرو فغان  و ناله جان  سوز

عبیدالله  به سعد  گفتا ببر رآس حسین کار را تمام گردان

همین که  چند قدم  برداشت  زمین  و دست او لر زان

بناگه شمر زلجوشن گرفت شمشیرو چون یک آن

جلو رفت و نشت بر سینه  سالار  این   شیطان

 بدید زینب  از آن  خیمه  رسید  در قتلگاه  گریان

جدا گردید  سر عاشق  فلک بارید خون   باران

چگونه میرود زینب بسوی خیمه ، اوست  عمه

تمامی مات  مبحوت  و نفسها   حبس  در سینه

دگر زینب  توانی   نیست   قدم  در  پیش  بگذارد

چه گوید  بر حَرَم زینب  رقیه  خون  می  بارد

همه دیدند  که زینب  اشک در چشمان شده  جاری

سکینه با رقیه میزنند فریاد چه شدعمه چرا  زاری

رباب  این  مادر  اصغر  بُوَد  شیدا   بر سالار

چه سازد او دگر امروز غریب و بی کس و بی یار

زند  فریاد  آن لیلا زداغ  اکبرش چون شبه پیغمبر

رقیه   بی  پدر گشته  برادر  نیست و بی  سرور

خداوندا تویی شاهد تویی ناظر حسین تنها بُود مظلوم

بگیر داد  از یزید وآل بوسفیان که آنان دشمنان شوم

ستم بر زاده زهرا چنان بودش که تاریخ میبود شرمگین

زبان  عسگری قاصر از این ظلم و  ستم  غمگین

 

 

عجب   شوریست   در  این  عالم

چه   غوغایست  در   این    وادی

حسین    در     کربلا      تنهاست

که      دشمن    میکند       شادی

 

از مدینه شد روان بر سوی کوفه شاه دین

از غریبی منزل  و مأوا  گرفت  در نینوا

کوفیان   پیمان  شکستند و  گرفتار عذاب

شیعیان  را جمله امروز میبود  جانرا  فدا



کربلا و زینب

در کربلا  زینب بی یاور و دلسوز

هردم کند یادی از باب خود امروز

آشوب   بپا  گشته در  نینوا  حالا

دشمن کند هر دم شادی که اوپیروز

اصغر به  گهواره  آرام   نمیگیرد

مادر ندارد  شیر بر او دهد هرروز

زینب بُود بیتاب اهل حرم  گریان

شیون کنان  زاری با نالۀ  جانسوز

عباس دراین وادی اورا علمدارست

باید که آب آورد برکودکان  امروز

رفت پیش سلطانش کردمشورت با او

گفتا  علمدارم  خواهی  شوی  پیروز

با نام رحمان اش پا دررکاب بگذاشت

گفتا   خدوندا   شاهد   توای   امروز

زد بر دل  دشمن  آمد   فرات   پایین

عطشان و بیتابست اورا جگر چونسوز

مشتی پر از آب و  آورد   بروی  لب

آبی  ننوشید  او عطشان  حرم  امروز

پر کرد زآب مشک و رو کردبسوخیمه

درجنگ عدو کشته این غم بشد جانسوز

ای  شیعیان  با هم  وحدت   بُود  لازم

این عسگری  بیدار دنیا نی است دیروز


شاعر نویسنده علی عسگری

خدایا تا پیروزی نهایی  امام و رهبر ما حضرت

آیت العظما سید علی خامنۀ را نگهدار

تاریخ 3/8/1393روز یکشنبه ساعت 6:30 دقیقه بامداد




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 2 امتیاز توسط 2 نفر مجموع امتیاز : 2

درباره : دفتر شعر , شعرهای عسگری ,

تاریخ : 04 / 08 / 1393 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 368


 

قطعاتی  تقدیم به دوستدارنش

 

خوشا  روزی که یار بود ما کنارش

جهان  در  اوج     میدید    اقتدارش

نشودلگیر  که  تقدیرت   چرا خواب

در این  پیچ  و خم گردون خورد تاب

خوش از صبحی که  ب آغازگراوست

شود  روز خوشی  بازیگرش  دوست

قضاوت   کن  تو  بر  حق   عادلانه

بده   حکمی   خراب   نی    آشیانه

مگر    فرقی  میان  غصب   داریم

مکان  و قت   یکیست   پا میگذاریم

خوشان روزی که دلبر مست من مست

بهر  میخانه   میبود  جام   در   دست

ز تند خوی نکن صحبت  به  ارباب

رجوع  کردست  و صبرش نی تاب

مروت  داشته باش بر هرچه دیدی

نکن  باور هر آن حرف که  شنیدی

صبوری   پیشه   کن   میر  شبانه

نکوب بر هر دری  نیست عا دلا نه

در این بازار نخور تو حق مسکین

ولایت   پیشۀ   بیرون   ره   دین

چه بد روزی  هما  از خاک  پرواز

بلای     آسمانی     آمدش     باز

 

زن این  دُر گرانمایه  شده بی ارزش و مظلوم

خوارج نهروان امروز پدیدارند و این را شوم

گل زیبا  شده  پر پر

ندارد صورتی  دیگر

خدوندا  تویی شاهد تویی ناظر تویی پیروز

به قلب عسگری امروز گرفته آتشی جانسوز

تاریخ /1/8/1393 روز پنجشنبه


ساعت 5:40 بامداد

شاعر و نویسنده علی عسگری صادق آبادی


 خداوندا از تومیخواهم  امام و رهبر ما حضرت آیت العظما

سید علی خامنۀ را در پناهت 

نگهدار




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 3 امتیاز توسط 3 نفر مجموع امتیاز : 3

درباره : دفتر شعر , شعرهای عسگری ,

تاریخ : جمعه 02 / 08 / 1393 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 327


می  ساقی

چند روزیست  تشنه  م ساقیا جامی بده

پر بریز   پیمانه   را  از  لبش   کامی   بده

آمدم میخانه ات  تا که مست بیرون روم

عاشق   میخانه ام    میخاندار   کامی   بده

ما   گرفتار  می  و مستی   شدیم   در  روزگار

پرسه  هردم  میزنیم  میخانه ات  کامی  بده

گرببندی دربرویم میشوم آواره این کوچها

ساقیا  جانم  فدایت کهنه  می جامی  بده

ما ازاین درگه بنوشیدیدم می وسرخوش شدیم

سر بدر گاهت نهیم ای ساقیا هردمی کامی بده

عسگری  شد عاشق  دلدار  و  اون  میخانه اش

ساقیا  در وقت رفتن  میخوش  است  کامی  بده

شاعر ونویسنده علی عسگری صادق آبادی

تاریخ 27/7/1393 روزیکشنبه

ساعت 5:50 دقیقه بامداد

پاینده ایران  بر قرارباد  حضرت آیت العظما

سیدعلیخامنه ی رهبر عزیز ما

 




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : دفتر شعر , شعرهای عسگری ,

تاریخ : 27 / 07 / 1393 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 400


لبرودخانه

لب رود  خانه  من  دیدم   جمالت

بدل  کفتم  خوشا  وصل با وصالت

تو  را  دیدم  و آن  چشمان    آبی

شدم  عاشق  به  مژگانت  حسابی

به  سینت  بود  دو  لیمویت  نمایان

لبانت  سرخ چون  سیب  خراسان

دو  ابرویت  کمان با  تیرو ترکش  

زدی  قلبم  و کردی خوب سنجش

بلند بود تا  زمین  گیسوی  مِشکین

لباست  رنگ  طاووس بود  رنگین

چنین  حُسنُه  کمال من کرد  افسون

بده  بوسه  که عشقت شد جگرخون

بغل   بگرفتم اش  مانند  مجنون

مکیدم آن  لبانش   تا رسید  خون

دو زولفش  شانه  کردم  با دوستم

بُتی  بود  این  زولیخا   میپرستم

سپر شد  ای  بُتمن  این   جوانی

کنار  عسگری    بود    مهربانی

تاریخ 25/7/1393 روز جمعه

سا عت  4:15 دقیقه بامداد

شاعر و نویسنده :  علی عسگری صادق آبادی

برقرارایران پاینده امام و رهبر

نظرات شما را میپذیریم




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : دفتر شعر , شعرهای عسگری ,

تاریخ : جمعه 25 / 07 / 1393 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 377

عید                 غدیر                 مبارک



 

کسی که انتخاب اش در غدیر بود

همان  ابن  ابوطالب  علی   بود

پیامبر   برد  بالا   دست او را

ولایت  انتخاب ایشان  علی بود

گرفت  تأئید  محمد از  برایش

خلیفه مسلمین  او را علی  بود

پیامبر گفت سخن ازبهر یاران

ولایت عادل است اوراعلی بود

بُوَد    بخشنده  و شاکر   خلیفه

کسی که صادق و خالص علی  بود

پیامبرجان بجانان  داد و رفت اش

میان   آتش  و فتنه   علی   بود

هجوم  از هر طرف آمد بسویش

شب و روزاش یکی شد اوعلی بود

ستم کردند به ایشان جمله جاهل

خلافت غصب از او آنهم  علی بود

شهی که ابن ملجم  کرد  شهیدش

همان  شیر خدا  مولا  علی  بود

 

عسگری خاک ره  جمله دوستان و أدب

أدب آن فکر شما وسخن خوب و طرب

تاریخ  21/7/1393 روزیکشنبه

ساعت 1:50 دقیقه بامداد

 

 



امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : دفتر شعر , شعرهای عسگری ,

تاریخ : دو شنبه 21 / 07 / 1393 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 406

 

افسون دلبر

گرفتارم  به  مژگانت  خیالم  این بود در سر

سیه   خال لبت  افسون  کند حال  مرا دیگر

سفر در وادی  عشقت  پر  پرواز میخواهد

نپر دارم  کنم   پرواز  نبازوی  توان  دیگر

چه سازم  من گرفتارم  کمک  کن دلبرسیمین

به یغما  برده اند  تاراج  نداری زیوری  دیگر

شدم  بیتاب  گیسویت   کمند  خسروان  گشته

گذر کن  از کمین  گان رویم  درمقصدی دیگر

ز خسرو دلنبند جانان  که آنان  تیغ  خون آلود

به  درویش تکیه کن نرگس چو او را خالصی دیگر

چه کس با خسروان دمساز نمیدانی توای مهوش

همین  تاجی  که  می  بینی  بود  فردا  سر دیگر

من هستم عاشق رویت تورا در قلب خویشدارم

تو بخشیدی زر و زیور  بی یا  تا  می رویم  دیگر

فدای هر چه لیلا ایی  که  زر  بخشد صفا آرد

بیا  ای  عسگری  حالا  ببین  احوال  بر دیگر

تاریخ  تاریخ  20/7/1393 روز یکشنبه

ساعت  3:45 دقیقه  بامداد

شاعرو نویسنده : علی عسگری صادق آبادی

 




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 5

درباره : دفتر شعر , شعرهای عسگری ,

تاریخ : 20 / 07 / 1393 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 320


سلام  و درودی  دیگر  بر خانوادهای محترم و داغدار

فتاحی  بویژه  برادران  بزگوار آقایان  فرج الله  و مهندس گرامی

عبدالله فتاحی  چون تمام زادگان فتاحی بزرگ برای ما برادر

و خواهر میباشند و بنده حقیر احساسات درونی خود را در غم

عزیز از دست رفته  مرحوم حفیظ الله سرودم  چونکه  همه برای

ما یکی مباشند  ؛ در غم هوشنگ عزیز و گذری هم به نیم قرن

کار و زحمت مرحوم آیت الله فتاحی  چند کلامی ناقابل سرودم

شرمنده ایم  که بزاعت ما همین بوده

 

بکوی  عاشقی  منزل  بود   دور

مگر هوشنگِ ما  را بود   مجبور

به این فانی  قفس دید  تنگ بر خویش

چو پرواز کرد و رفت  ازمنزل خویش

تو ای  هوشنگ  عزیز   بابای  مظلوم

ز داغت خون  بگریم  صبح و هر شوم

ستمهای     کشیدی      بهر      فرزند

که  آنان   شاد و شنگول  باشه  خرسند

به   شهر  غربت  و گه   حال    بیمار

ز آن  گر مای  جان سوز  کرده ایی کار

چگونه     میشود    کردت   فراموش

ز داغت  جملگی  گشتیم   سیه  پوش

سفر کردی  تو هوشنگ  با دلی  تنگ

بریزیم  اشک  خونیین   بر سر سنگ

به  غربت  همنشین  بودید سه تا یار

دو   اخوان  و  پسر  خاله   وفا    دار

پدر  بود از  بزرگان   رفت  بی  یار

شما   ها   داو  طلب   رفتید   بدیدار

سفر کردید  رسیدید  منز ل  خویش

چه سازد  مادری  با  این  دل ریش

همه  دانند   که  دختر را پدر دوست

چرا  چون   یادگاری  نام  از اوست

ببین  نا  گفته     های   درد   دوران

که شاید  هم  فرا موش ؛ نیست و درمان

دهه  چهل  بود  که آیت  رفت وغربت

حدود  پنجاه  سال   کار کرد  و زحمت

ببینید     نا گهان     آیت    کجا    شد

رها    از  این   جهان  و او   جدا   شد

دو صد   لعنت    به  این  دنیا  و مالش

آی   ندارد   مادری   گرید      بحاش

آی  ولی   خاله   بُوَد    مادر    برایش

همیشه   اشک   ریزان   در  سرایش

زبان  قاصر  شد  از  احوال   یاران

خوشا  دیروز  و  یادی  از   بهاران

سلام  عسگری  از جان  و از  دل

رسان  باد   صبا   دوراست  منزل

سلام  از  عسگری  برآن   حفیظ ام

به   ولاه  بود  برادر  اشک   ریزم

 تاریخ 18/7/1393 روز جمعه

ساعت 4:50 دقیقه بامداد

نظر تمام  عزیزان  چه دوست و چه غیر قابل احترام است

 

 

 




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 10

درباره : دفتر شعر , شعرهای عسگری ,

تاریخ : جمعه 18 / 07 / 1393 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 276

سلام یاد و خاطره  بزرگانی چون جاج احمد خدابخشی و برادر بزرگوار ایشان

حسین خدابخشی  و امامقلی اله یاری گرامی باد

تقدیم به همه کسانی که از دوست داران اینان بوده اند

بنده به نوبه خود یاد این عزیزان را در قلب خود تازنده هستم فراموش نخواهم کرد

خاک این رفتگان بقای عمر بازماندگان آنان باشد



  

سفر کردن از این  وادی

ما همه  باید  رویم از این  جهان  بی  ثبات

جان به  جانان میدهیم  تا رسیم  بهر حیات

باید  از فانی سرا  دل کند و رفت از غافله

عمر نوح  هم  گر کنی باید روی بهر حیات

مُردن  انسان در این  وادی نیست پایان  عمر

عمر جاوید را فقط  کردن سفر  بهر  حیات

آدمی هر گز نمی میرد  فنا این  جسم ماست

تا رسد روزی که روح بر گرده درجسم وحیات

عسگری  هم  میرود  اما  نمی  داند چه وقت

ای خوشا  آنان  که با هم یار بودند در حیات

پاینده  دولت جمهوری اسلامی ایران : برقرارباد امام خامنه ی

رهبر بزرگ کبیر

تازیخ 16/7/1393  روز چهارشنبه

ساعت 4:50 دقیقه بامداد

سراینده  و نویسنده  علی عسگری  صادق آبادی




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 3 امتیاز توسط 3 نفر مجموع امتیاز : 3

درباره : دفتر شعر , شعرهای عسگری ,

تاریخ : چهار شنبه 16 / 07 / 1393 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 479


 

عاشق وارسته

عاشقی  از باغ  روستا  صادق  آباد را دیار

بعد  مرگ ما چه چیز از ما  بماند  ماندگار

ثروت وپست ومقام زیور و فرزند خویش فانی تمام

گر هنر داری بماند  جاویدان  د ر یک کلام

هر  کسی  دارد  هنر  با  هنر   سازندگی

این  وطن  با شُور و فرهنگ أدب  پایندگی

هر که  یک نکته  موثررا نوشت فرهنگ خویش

نام  خود کرد جاویدان  هرچه که  میآید  زپیش

درد   دل  را  می  نویسم خوب  تأئید   شما

من  دلی  وارسته   دارم  عاشق  نام   شما

آنچه می آید برون از فکر من ریشه دارد دروفا

عاشقی دل سوخته ام برهموطن خانه اش درهرکجا

شعر سرایم  تا زمانی  که  معین  کرده   دوست

تا بگیرد  این  نفس خالق اش  دادار  و  اوست

بعد  مرگم  کی کند  یاد  از دل  پر درد  من

بلبلان  باغ  و  بستان   همین  دشت و  دمن

هیچ کسی ناید در این وادی  بماند ماند ماندگار

نام  نیک  است  قلم  در  این  سرای روزگار

ثروت  و پست و مقامِ   لشگری  و کشوری

هیچ  نمی  آید  بکارت  یا  زولیخا   دلبری

عسگری این عمرفانی پنج وشش روز اش یکی

گر کنی  خدمت  به  مردم  فرق  دارد  اندکی


خداوندا تا ظهور حضرت مهدی امام و رهبر بزرگوار مارا

حضرت آیت العظما خامنه ی را نگهدار

تاریخ 9/7/1393  روز چهارشنبه

ساعت 4:30 دقیقه  بامداد

 سراینده ونویسنده علی عسگری

پذیرای تمام نظرات شما عزیزان هستیم





ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 2 امتیاز توسط 2 نفر مجموع امتیاز : 2

درباره : دفتر شعر , شعرهای عسگری ,

تاریخ : چهار شنبه 09 / 07 / 1393 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 449




یاد باد آنروز که اینان جمله  را داشتیم کنار
رفته اند از پیش ما و  خاطراتی  ماند  گار

یک   بیگ   بودند  عزیز و   ساز گار
هیچ کسی ناید در این فانی بماند مانده گار
هر که می آید در این وادی نمی داند چند روز او نفس
عاقبت  روحش  جدا  پر کشد از این  قفس
این  جهان   منزل  گهه  سیرو   سفر
هر چه خوش باشد سفر  عاقبت  باید گذر
پس  مهیاکن  صفات   مهربانی  قلب  خویش
چون نمی دانی دمی دیگر چه می آید ز پیش
مهربان  بود این  عزیز الله مانند  پدر
عسگری  این آدمی  را عاقبت باید گذر

عزیز  الله فتاحی یکی  از بزرگان  روستای  صادق آباد  بود  که خدمات
زیادی به مردم  کرد اولین  حمام     بهداشتی را در صادق آباد
 بنا  کرد با همت و تلاش ایشان بیمارستانی کوچک  برای خدمات
سه روستای دورک  کته شور   و صادقآباد ساخته شد
فتاحی بزرگ  در کارها عمرانی روستا پیش قدم بود ودرهفته چند
روز از عمر خود را در راه رفت آمد ادارات بسر میبرد.چونکه در
در همه ادارات احترام خاصی به ایشان داشتند نامبرده نسبت به بقیه
مسئولان روستاها بسیار بسیارمآدب ومحجب ومهربان بود همیشه
به افراد اون زودتر سلام میکرد  از همه مهمتر چیزی که از ایشان
یادگار مانده خنده روی لب او میباشد برای خود بنده یکی از شیرینترین
خاطرات باقی مانده است نام نیک است که می ماند نه ثروت و پست و
مقام
 و : در زمان بهره برداری ازبیمارستان  انقلاب  شد
اون  بیمارستان  امروزه  تبدیل به یک  خانه  بهداشت گردیده است
ما یاد عزیز الله فتاحی بزرگ را  گرامی داریم
وهرچه خاک او میباشد بقای عمر فرزندان او باشد

خداوند رهبر  گرامی  و امام  مارا  در پناه خودت  حفظ کن
تاریخ 4/7/1393  روز  جمعه

ساعت 19:10 دقیقه



ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 19

درباره : دفتر شعر , شعرهای عسگری ,

تاریخ : جمعه 04 / 07 / 1393 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 670



      بلبلان باغ میهن  درسال تحصیلی

93.94 خوش آمدید

بلبلان   این  وطن   باغتان   پاینده   باد

سال تحصیلی شروع  این شهیدان را بیاد

باغ ما روزی عوض شد باغبان اش دست ما

نا گهان  دشمن هجوم بر خاک  ما این را بیاد

با غبانی  تازه و گستردگی  در باغ   خویش

دشمن بعثی تلاش دارد تسلط خاک ما اینرا بیاد

خون ایرانی بجوشید دست نامحرم رسیده بروطن

از دبستان تا  بدانشگاه  روان برجبهه شد باید بیاد

کودکان و  نوجوانان  سن  کم  شور و  غرور

قلبشان  بشکافته  شد از سُرب  داغ  این را بیاد

ازمعلم تا به استاد شد روان درجبهۀ جنگ وطن

جانشان کردند فدای خاک خویش ای عزیز اینرا بیاد

پیر مرد  سالخورده  بسیار نحیف میرود بهردفاع

توپ  دشمن  پیکرش  صد پاره  این  را  بیاد

اشک من جاری بُوَد از اینهمه لطف صفا ی مردمی

خون اینان  پر بها  بسیار  بُوَد  تا ابد باید بیاد

ماجرای ماندگار فهمیده  را  کرد  جاویدان

استخوانهایش  بزیر تانک  دشمن خُرد شد اینرا بیاد

ای محصل  کودک  امروز ما میروی در زیر تانک

با خودت  فکری بکن  فهمیده  او فهمیده بود اینرا بیاد

درس و مشق  و مدرسه  امروز همینهم  جبهه است

دشمن بیدین تلاش دارد تورا  بیدین کند این را بیاد

ای خدا وند  کریم  بخشنده عمال  ما در روزگار

عسگری  در قلب خویش  نام  شهیدان  را بیاد

 

خداوندا در این سال تحصیلی 93.94 رهبرگرامی و امام  ما

حضرت آیت العظما سَید علی خامنه ی

ودولت ایران را در برابر دشمن  پیروز بگردان

 

تاریخ 1/ 7/ 1393 روز سه شنبه

ساعت 4:30 قیقه بامداد

سُراینده و نویسنده علی عسگری صادق آبادی

 




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 3 امتیاز توسط 3 نفر مجموع امتیاز : 3

درباره : دفتر شعر , شعرهای عسگری ,

تاریخ : چهار شنبه 02 / 07 / 1393 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 385

صد دام شروع جنگ  و حمله  شیمیایی کردستان

 

روز حمله ارتش عراق به خاک ایران

چنین  روزی  بلای  گشت  آغاز

هجوم  از حزب بعث و کشوری باز

بتاخت   بر خاک  ایران شهر  خرم

هجومی پر شتاب  حمله  هر دم

چنین بود در خیال و فکر صد دام

که  ایران  انقلاب  و مردمان  خام

تمام    بوق   و   کر نای    جهانی

شده   هم  سو  عراق   و مهربانی

بساط  بوقیان  صد صدام  عیان کرد

سخنهای    کثیفی    او  بیان   کرد

جهان  را  او چنین  قول داد آنروز

که فردا  میرسیم   تهران  و پیروز

سخنرانی  رها کرد  نصف   کاره

به  تهران  دعوتید  فردا  دو  باره

همه  هو را  زدند   فریاد   کشیدند

ز   خوشحالی   گریبان   میدریدند

سه روزاش شد تمام و روز سی  روز

همه بوقی  سئوآل  صد دام که پیروز

در آنروز   ارتش  پنجم   عجم  بود

دریغا   انقلابی    در  وطن    بود

جنوب  از شهر  خرم  غرب   ایلام

شده  اشغال  و مَردان  جمله   اعدام

دفاع   داریم   ولی  بسیار مشکل

امیران  یا  به  زندان  یا  به منزل

خبر هر   روز عراقی  ها  جنایت

به  هر  جا  میرسند   اوج  خیانت

در اینحا  غیرت  پارسی  خروشید

جوانان اش  مثال  چشمه   جوشید

گسیل گشتند بسوی جبهه  و جنگ

فشار بردشمن  وعرصه بر او تنگ

هجوم   بر   لشگر   بعثی  و شَیاد

یکا یک  شهر اشغال را  چو آزاد

بنا گه   دید   صدام    کار  دشوار

فرو ریخت  گاز  خَر دَل  را دگر بار

بلای  سخت  طاغت  نیست  انسان

بُوَد  دردی  که  او  را هیچ  درمان

هزاران   هموطن  از ما  گر فتند

شهید   گشتند و   آرام   در بهشتند

خلاصه   کشور  ایران   و پیروز

بدست  اون  جوانان  خاص  دیروز

زبان  قاصراز این هشت سالهً جنگ

چه سازد عسگری با این دل  تنگ

تاریخ 31/6/1393 روز یک شنبه

ساعت   5:50  دقیقه  بامداد

پروردگارا از تومیخواهیم تا پیروزی نهایی

امام ورهبر بزرگ ما خضرت آیت اعظما خامنه ی را نگهدار

نویسنده علی عسگری




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 3 امتیاز توسط 3 نفر مجموع امتیاز : 3

درباره : دفتر شعر , شعرهای عسگری ,

تاریخ : دو شنبه 31 / 06 / 1393 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 375



سلام بر برادران بزرگوار آقایان فرج الله ومهندس عبدالله فتاحی

این غم فراموش نشدنی را به شما ومادر عزیز و بزرگوارتان

تسلیت میگویم بردران گرامی مشکلات روزگارنگذاشت خدمت

شما برسم ولی بدانید تا زنده هستم حفیظ شوخ وهمشنگ وپدربزرگوار

را فراموش نخواهم کرد گاهی آنقدر دلم تنگ میشود برای

خنده های پدرگرامیتان چونکه از صداقت بود

از قول بنذه سلام دعای فراوان به همه اهل خانواده برسانید

بهار باغ  فتاحی  به سر رفت

خزان در باغ  وگلهای دگر رفت

حفیظ شیرین  و شوخ  ومهربان بود

فلک  هوشنگ مظلوم   هم دگر رفت

بنالم  بهر  هوشنگ   یا  حفیظم

خدایا  مهربان  آیت  کجا  رفت

تو ای چرخ فلک  آشوب کردی

برادر دو  بدو از  پیش ما رفت

ببینید  دوستی   این  دو  برادر

چو هوشنگ گشت دلتنگ پیش او رفت

برادر بود  حفیظ  و هم  پدر  بود

چرا تنها  گذاشت  و پیش ما  رفت

خدایا رفت هوشنگ پیش ما نیست

پدر او را صدا زد  پیش ما رفت

حفیظ  بر مادر خویش داد  قولی

کنارش ماندگار زود پیش او رفت

خداوندا بداد  مادرش   رِس

چهار سرو  بلند  از پیش او رفت

چگونه  مادری  دارد  تحمل

دو فرزندش  ز چند ماه  نزد او رفت

تو ای داد  رَس برس احوال خواهر

بُوَند  گریان  برادر پیش شان رفت

خدایا  صبر بده   بر  خانواده

گرانمایه  عزیز از دست شان رفت

بنالدعسگری هر روز هر شب
برادرهای من از پیش ما رفت
تاریخ 12/5/1393 روز دوشنبه
ساعت 5:45 بامداد



ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 3 امتیاز توسط 3 نفر مجموع امتیاز : 7

درباره : دفتر شعر , شعرهای عسگری ,

تاریخ : پنج شنبه 27 / 06 / 1393 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 417

 

دعا برای سلامتی رهبر

 

خداوندا  شفا بخش  سرور  ما

ولایت  میبود  این   رهبر  ما

امام  و رهبر و  مولای شیعی

بزرگ فرزانه ایست این رهبرما

عزیزیست  مورد  تأئید  خمینی

ادیب  سیّد علی  این  رهبر  ما

زبعد  از مرگ  روح الله اعظم

همین  یکتا  علی  شد  رهبر ما

شده بیمار و تیمار گشته  امروز

خدایا  تو شفا  بخش رهبر  ما

بحق   خون  پاک  هر  شهیدی

حسین جان  تو شفا  ده رهبرما

بزرگیست  و  سزاوار   ثنای

بود مظلوم  ولی با اقتداراین رهبرما

فراوان کرد  تلاش  از بهر ایران

بزرگ  کرد  نام  ایران  رهبر  ما

بخاور نام  شیعی  برد  بر اوج

عراق وشام  و لبنان فلسطین رهبرما

کیسینجر  گفت ایران  امپراطور

ز لطف و ایده   های  رهبر ما

همه از خالق  خوبان  بخوا هیم

دهد  عا جل  شفا  بر  رهبر ما

 

در این  بر هه  وجود اش ذیقیمت

جهان  آشوب  و لازم  رهبر  ما

نَترس دارد نخوف ازهرچه دشمن

دلیریست  شیر و بیباک  رهبر ما

درخت  انقلاب  را  کرد حراست

بزرگ  کرد  میوه داد این رهبرما

جهان  را می  کند یاری ز شیعی

جلودار عادلیست  این  رهبر ما

در این  روز ها همه در خانه دوست

خداوندا  صحت ده  رهبر  ما

دعا کرد  عسگری از جان و از دل

که رهبر  را سلامت  سوی  منزل


خادیا بحق خون شهیدان کربلا قسمت میدهیم

امام ورهبر کبیر ما را در پناهت حفظ کن

تاریخ 18/6/1393 روز سشنبه


ساعت 5:40 دقیقه بامداد




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 3 امتیاز توسط 3 نفر مجموع امتیاز : 3

درباره : دفتر شعر , شعرهای عسگری ,

تاریخ : سه شنبه 18 / 06 / 1393 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 429

تولد امام رضا هشتمین ماه ولایت برتمام شیعیان مبارک باد



 

مه هشت ولایت  اون  رضای

صدایش گر کنی  در هر کجای

امام  هشتم  ما   شیعیان  است

ادیبی منحصر  او  هر  کجای

طبیبی  میبود  بسیار  مشهور

شفابخش مریض درهر کجای

به غربت آمد و شد بار گاهش

عزیزی ماند گار در هرکجای

رضا  دوران مأمون درجفا بود

رضا شد جاویدان مأمون کجای

خراسان  مأمن  شاه بزرگیست

که نام اش گل فشان درهرکجای

خداوند بر رضا  داده کرامات

همه پر سان که او را در کجای

بیا  در بارگاهش  شوکت  و نور

ببین صاحب علوم  شیعی کجای

شب  است  نیم  شب  زُوار انبوه

طبیب  خود  میرساند  هرکجای

ز چها گوش جهان آیند سراغ اش

همه  پرسان  که این دکتر  کجای

شفا  یافته   شفا  خواه  از ره  دور

زنند   فر  یاد   طبیب   ما  کجای

مرا  صعب  العلاج   داد  او شفایم

شدم  دوستدار  او در  هر  کجای

چه  شد مأمون  وکاخ  زر نگارش

دوصد   لعنت  برایش  هر  کجای

شهید  کرد  ابن  موسی ی  سخنور

خدایش  بار گاه  داد   بین   کجای

تمام   عاشق  بد یدار  مه   هشت

برو ای عسگری  مشهد  صفای


خداوندا تورا به امام هشتم قسمت میدهیم

امام و رهبر بزرگوار ما حضرت آیت العظما سید علی

خمنه ایی را درپناهت نگهدار

تاریخ 16/6/1393 روز یکشنبه

ساعت 5:35 دقیقه بامداد

 

 

 

 




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 4 امتیاز توسط 4 نفر مجموع امتیاز : 4

درباره : دفتر شعر , شعرهای عسگری ,

تاریخ : 16 / 06 / 1393 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 315

یاد و خاطره شهادت این  دو بزرگوار در دفتر نخست وزیری گرامی  باد



بیاد رجایی و با هنر

 

یاد کنیم  از دو شهید  انقلاب در این  سپهر

بود رئیس جمهور رجایی نازنین یادش بخیر

دو لت اش   بسیار   هنرمند   پر تلاش

او محمد  با هنر بود شد  شهید یادش بخیر

هر دو از فرهنگ  بودند و بیبدیل بینظیر

دفتر دولت  شهید گشتند دوتا  یادش بخیر

سال شصت جنگ بود ؛ دعوای بنیصدرلعین

فتنه  آشوب  فراگیر هر کجا  یادش بخیر

دید اوضاع  نا بجا  داد فرمان  آن  لمام

مجلس قانون گذار خلع کنید این نابکار یادشبخیر

رأی قاطع داد مجلس بی لیاقت این رئیس

خلع  گردید آن بنیصدر دغل   یادش بخیر

بر تن اش  پوشید  لباس زن توانست کرد فرار

گر به  دام  افتاده بود می داد تقاص یادشبخیر

رفت  و اعمال اش  شرارت  ها شروع

مردم  عادی فروان  شد  شهید  یاد اش بخیر 

شد بجایش  انتخاب  اون رجایی  پر صفا

دولتی  تشکیل داد  او مردمی  یادش بخیر

بهر اقشار فقیر کردند تلاش و کار خوب

مستمری شد قرار سیصد تومان یادش بخیر

توی سازمان ملل فریاد برآورد او رجایی شهید

داغ پایش  را نشان داد  بر همه یادش بخیر

گفت بر حضار  که  شاه  با  من  چنین

امریکا  می داد دستورش  به او یادش بخیر

جمله حضار بلند شد کرد تشویق اش اعظیم

سر بلندی را رقم  زد بر وطن  یادش  بخیر

کو رجایی باهنر بینند که خاور شور وشر

عسگری  پیش خمینی رفته اند یاد اش بخیر


اگر دشمنان کور دل رجایی و با هنر را به شهادت رساندند

درخت دیگری بارور شد امام و رهبرکبیر

علی خامنه ایی

تاریخ 11/6/1393 روز سشنبه

ساعت  4:45 دقیقه بامداد




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 4 امتیاز توسط 4 نفر مجموع امتیاز : 4

درباره : دفتر شعر , شعرهای عسگری ,

تاریخ : سه شنبه 11 / 06 / 1393 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 337



 

روز دختر گرامی  باد

 

روز دختر را مبارک بر تمام دختران

دختران سیب گلاب ومادران این جهان

نام دختر واژه پر ارزشیست  در دینما

محترم  با احترام  دوست داشتنی آینما

دختر  یعنی  حفظ   گوهر در سرشت

هرکه را معصوم وپاک جایگه باشدبهشت

دختر یعنی  سیب  سرخ  و عطر پاک

نی    برا  نا محرمی  او سینه   چاک

دختر  یعنی   لاله ایی  در گل و  زار

غنچه  خویش  را  دهد  تحویل     یار

دختران چون مُشک  دهند  بوی  بهار

مشک خوشبو میرساند دختران را نزد یار

دختران را یک امانت نزدشان بسیارگران

باید آگاهی  دهیم  بر دختر شیرن   زبان

دختر  یعنی  پِسته او یک  واژه  است

دختر یعنی  او انارقرمز  و هم  تازه است

دختر  یعنی  شور عشق  و هم  غرور

با تراوت   شاد  و شنگول   و سُرور

دختر   یعنی    حافظ    امیال    خویش

با نجابت  گر بود  حرفی نمی آید ز پیش

واژه  دختربه معنی  بکر بودن تاشب وصل زَفاف

آن شب  شیرین فقط یکبار  و دیگرکوی قاف

 

دختر  ایران   زمین  خالق  نگهدار شما

چون مسلمان ولایی مثلتان نیست هیچ کجا

 

عسگری دختر  حریری میبود زیبا سرشت

این  حریرهرخانه ایی را میکند باغ بهشت

 

دختران  این  جهان  روزتان  پیروز و باد

در  کنار   خانواده  زندگیتان    شاد    شاد

مامردم ایران تا خون در رگهایمان هست

از امام خامنه ی ودولت با اقتدار آن حمایت خواهیم کرد


تاریخ 6/6/1393 روز پنجشنبه

ساعت   3:30دقیقه بامداد




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 7

درباره : دفتر شعر , شعرهای عسگری ,

تاریخ : پنج شنبه 06 / 06 / 1393 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 276

 

کودتای 28 مرداد 32 بیاد وخاطرفیلسوف بزرگ دکترمحمدمصدق


و روحانی مباز حضرت آیت ا...کاشانی


مرگ بر طراحان کودتای 28 مرداد

انگلیس  شبان  امریکا

یاددت   گرامیست  ای مصدق  در گذر

انقلاب   بر باد  داد  خانه   روباه  دگر

توبخواب آرام ای محمد ای فیلسوف قرن

تا  ولایت  بر  قرار  روباه نمی آید  دگر

نفت ایرا ن را نحات دادی تو از چنگ عدو

افتخاری  این  چنین  هر گز نمی آید دگر

کُرسیت  شد  یاد گار در لاحیه  شهر هلند

قاضی  و حضار  مات  دادگاه  نمی آیندگر

ای  مصدق   هم نوا  با مر کز روحانیت

نام  کاشانی  بلند و استوار اما نمی آید دگر

دولتت  بر باد رفت  با دست روباه وشغال

ملتی با اقتدارو استوار روباه نمی خواهد دگر

مردم ایران  همه گو یند مرگ برگونده لات

چون همه بیدارهوشیاراتحاد لاتان نمی  آید  دگر

میگرفت  شبان  دولار تا   فروشد   افتخار

افتخارامروزبه اوج پس چرا شبان نمی آید دگر

کارشبان  ننگ  تاریخ  درس هوشیاری بُوَد

گرهمه مَنها به یک  با قدرتیم اوباش نمی آید دگر

ننگ  تان ای رو سیاهان انگلیس  و امریگا

با زبان  خویش و ریش عذر خواهی کنید باردگر

 

هرکه در این آب و خاک از صداقت کرد وفا

عسگری شبان لات وانگلیس هرگز نمی آید دگر

 

خدایا  بحق خون  شهدا حضرت آیت العظما سید علی خامنه ایی

رهبر عزیز ئ گرامی ایران اسلامی  را نگهدار

 

تاریخ /28/5/1393 روز سشنبه

ساعت 5:35 دقیقه بامداد




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : دفتر شعر , شعرهای عسگری ,

تاریخ : چهار شنبه 29 / 05 / 1393 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 367


اسیران  جنگ تحمیلی

گرامی   یاد  هر  آزاده   جنگ

چه  زجرها  وستم ها با دل تنگ

خوش  آمد بر  همه  آزاده  گانی

که هشت سال عمرشان رفت با جوانی

هجوم  بر خاکشان  از سوی  دشمن

دفاع   با  جانشان   از خاک  میهن

گروهی  شد شهید شمع شب افروز

گروهی  هم  اسیر بسیار جانسوز

به  اکثر  نو جوان   اما  دلیرند

اسیر  گشتند   ولی  آرام  نگیرند

گرفتار  بند  دشمن   کار  دشوار

بسی  خوشحال  خداوند  میبود یار

بُوَد   دشمن  عدو   نافهم   زبانی

شکنجه   میکند   در  هر  مکانی

کشند ناخن زبان  را میکنند چاک

صدا رزمنده هست تا عرش و افلاک

کشیدن   ناخُن    زبان    بریدن

شنیدن   کی   بُوَد   مانند   دیدن

به چهار میخ میکشیدند  هر بسیجی

چقدر   فریاد  میزد   در  غریبی

اسیری  زخمی   و بیهمدم   و یار

نمک  بر زخم او ریختند  و  بسیار

اسیر  دشمن  است و تشنه  آب

به او آبی  نمیدند  طاغت اش تاب

گهی  صد  گاه  بیشتر به صد را

بسوزاندند    رزمنده   جسد  را

فراوان زنده در گور شد بسیجی

همین  مفقود  اثر  ها  که  ندیدی

سپاهی  دست  وپا بسته کباب شکل

به دورش آتش است  بسیار مشکل

هر آنچه داشته بود  رو کرد دشمن

همه ایستادن  و نی  دست به دامن

گذشت  هشت  سال جوانی به سختی

ولایت   گشت   پیروز شد   درختی

درخت  اش   بارور   میوه  رسیده

تناول   کن  عزیز    ای نور  دیده

رسید   چون  کاروانی  از  اسیران

چو بوی   یوسف  و مُشک  خاک ایران

دریغ   و صد   دریغ   نا بود  خمینی

ببیند      آن      اسیران      حسینی

گرامی    یادشان    تا   روز  محشر

شهید   رزمنده    جانباز   جمله  سرور

یکی  جان  باز که  او  را شهسوارست

همان  سَیّد    علی    ماندگار   است


زبان  قاصر  به گفتار در ره جنگ

بدانید    عسگری    بسیار   دلتنگ


خدایا حضرت امام ورهبر بزرگ جمهوری اسلامی ایران

 سید علی خامنه ی را در پناه خودت حفظ کن

تاریخ  26/5/1393  روز یکشنبه

ساعت   4:  40 دقیقه بامداد

 

 

 

 




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : دفتر شعر , شعرهای عسگری ,

تاریخ : چهار شنبه 29 / 05 / 1393 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 387


مرگ  بر امریکا      مرگ بر انگلیس    مرگ بر اسرائیل


سلام بر تمام  مردم آزاده جهان  

امروز  اسکبار جهانی شیطان بزرگ در خاور میانه آتش بپا کرده

اول افغانستان  دوم  عراق سوم  لیبی  چهارم  سوریه  و حالا مردم

بیدفاع غزه فلسطین  همه ما این صحنه ها را میبینیم

قلب انسان آتش میگیرد  که رژیمی تا دندان مصلح با هواپیمای

بمب افکن  با توپ و تانک مردمی را مورد تجاوز قرار دهد . ای کسانی

که برای حیوانات  اشک نمساح میریزید . آیا  شماها راست میگوئید

اگر قلب دارید این همه زن و کودک  پیر زن پیر مَرد در غزه کشته 

میشوند . چرا خبری نیست از شما دروغگویان زد بشریت

ای مسلمانان  یک راه فقط باقی مانده  که تمام منم ها یک

شود و همه با هم بپاخیزیم تا این حکومت جعلی نابود شد

دولت کریمه ولایت آماده علمداری  این خیزش بزگ بوده

هست خواهد بود

این شعر هدیه به تمام آزادگان

جهان


جهان شد کفرشیطانی و نیست درمان

فقط  یکراه بود باقی بپاخیزید مسلمانان

جهانگیر گشته شیطانی زکفر ظاهرآزادی

فراوان نقشه ها دارد بپا خیزید مسلمانان

زمانی توپ و تانک پیروزبه امروزجنگنرم دارد

شما دیدید چو این شیطان بپا خیزید مسلمانان

بروی مردم عادی  اتم  افکند او  دیروز

شده حالا هزار بد تربشوبیداربپاخیزیدمسلمانان

زمان درفتنه غلطان است همه درخواب خرگوشی

بخاور شیون شوریست بپا خیزید مسلمانان

شما دانی که افغان را بزد آتش بفکر خام آزادی

بنا بودی رسید افغان بپا خیزید مسلمانان

حریم أمن پاکستان برای آن شده جولان

زنان وکودکان  کشتار بپا خیزید مسلمانان

عراقی را زده آتش  چپاول ثروت ونفت اش

چو پنهان  دوست با صد دام بپاخیزید مسلمانان

محمر نام غزافی برادر بود با شیطان

 بتا راج می برن نفت اش بپاخیریدمسلمانان

بمصر دیدید که حسنی رفت چها کردند بامردم

دو باره حسنیان امد کجای تو بپاخیزیدمسلمانان

هزاران حقه و نیرنگ زدند تاشام شود نابود

کباب از کودکان خوردند بپاخیزید مسلمانان

 

ببین بیت المقدس را مکان هر چه پیغمبر

به آتش میکشد هر روز بپاخیزید مسلمانان

به تصویر دیده اید غزه تمام مردمش عادی

زدریا و زمین و آسمان مسدود بپاخیزیدمسلمانان

دو هفته میبود امروز که آتش بر سر مردم

زبان روز جان دادند خدا ؛ بپاخیزید مسلمانان

جواب  توپ آتشبار هواپیمای  بمب  افکن

تفگ ژسی باشد توبیداری ؟  بپاخیزیدمسلمانان

مسلمانی کجا رفته یهودی تاخت و تاز امروز

چرا فرق میبود بین یهودی و فلسطینی ؟  بپاخیزید مسلمانان

امیر و خادم کعبه شده  همراه اسرائیل

نمیدانی تو اینهارا نمیبینی تواین آتش بپاخیزیدمسلمانان

بتاریخ مردم غزه بمانند یاد گار عالم

اگر دارید شما منظور بهم سوی بپاخیزید مسلمانان

جهان امروز بود میلیارد مسلمانان به هرمنزل

منم ها یک شود امروز بپاخیزید مسلمانان

به  غزه آتش دشمن  ببارد بر زن و کودک

مگر چیست جرم آنانرا  ؟ بپاخیزید مسلمانان

فقط یک اتحاد امروزبود لازم مسلمانان برای دشمن کافر

علمدار دولت ایران مبارزباتمام کفر بپاخیزیدمسلمانان


یهود  و کفر امریکا  رفیق با  روبه  کفتار درعالم

بیان  کرد عسگری  با خط بپا خیزید مسلمانان


خداوندا ازتو میخواهم علمدار آزادی امام و رهبر کبیر جمهوری

اسلامی حضرت آیت العظما خامنه ی را در

پناهت نگهداری کن


تاریخ 28/4/1393 روز شنبه

ساعت 22:40 دقیقه

 




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : دفتر شعر , شعرهای عسگری ,

تاریخ : شنبه 11 / 05 / 1393 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 357


سلام  عید سعید فطر بر تمام مسلمانان جهان   در  روز سشنبه


مبارک باد






اینهم درد  دل  بیدرد  کسانی  که در ماه  رمضان در خواب بودند


رمضان رفت  و ما  در خواب نازیم

خدایا  آخرش  باید  چه  سازیم

مگر  فرقی  میان  بندگان  است

شدیم در مادیات  غرق ما چه سازیم

چنان ما راحتیم  گهواره  و خواب

ندانیم روز شب  کی ما  چه سازیم

شبیه  ما  هشتصد  در هزار است

نشستیم  دور هم دلچسب  چه سازیم

همه پُر خُور زگوشت و ماهی مرغ

گهی هم  بشکن  و بالا  چه  سازیم

ما  که  داریم  چرا یک ما ه گرسنه

فقیرند  مردمان   دَرَک   چه سازیم

سَری  هم کوه  زنیم گا هی شکاری

در این   ماه مبارک  ما  چه سازیم

تماماً   جاجی   و چند  بار  مکه

غلط  غلوط  نماز خوانیم چه سازیم

خدا   داده  بما  نه   مردمان اش

چه گو یم  راند  رخواریم  ما چه سازیم

یکی  وارد کننده   ماشین   لوکس

خروجی  بین  تقسیم   چه سازیم

 

 

 

وطن را  احتیاج  دامن   ماست

نگیریم  روزه  را حل شد چه سازیم

دهیم  خمس و  زکات  از حق مردم

صدا  سیما  کند تقدیر  چه  سازیم

اگر ما  روزه  داری را بلد نیست

دهیم  حق السکوت اش  را چه سازیم

میدیم  بر هر مُمَیز  خورده ایی  پول

اونا  خوشحال و ما خوسحال چه سازیم

نه  دست  در آتش  و نه  پا  در  گِل

شدیم  یک وزنه ی سنگین  چه سازیم

ببین  اینان  همه   مغرور  ثروت

سَرو  کار با خدا نیست  و چه سازیم

نه  کاری  با  خدا  دارند  نه  مردم

چرا   روزه  نمیگیرند  چه  سازیم

به  اکثر  روزه  گیران  را  فقیرند

فقیران  روزه اند هر روز چه سازیم

در این جا فرق بین  خاص و مقصود

چو خاص را مادیات است ما چه سازیم

برو در راه  مقصود  بی  نیاز است

نیازمند  بند گانند  هستند  چه  سازیم

 

خدایا عسگری یک  بنده ی  زار
به غیر از تو چه کس با من بُوَد یار

خدایا از تو میخئاهم  که امام و رهبر عا لیقدر ایران اسلامی
حضرت عایت العظما خامنه ی  را  در پناهت حفظ کن

نویسنده علی عسگری صادق آبادی



ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : دفتر شعر , شعرهای عسگری ,

تاریخ : دو شنبه 06 / 05 / 1393 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 417

 

 

 

 

علی علی علی

چه کس در لیلت القدربودمهمان اوعلی بود

چه کس پیمان بست با حق علی بود

کسی  که  بینوایان  درک  میکرد

خلیفه  مسلمین او هم علی بود

یتیم بی  سر پرست بی خانواده

پدر از بهر آنان را علی بود

شب قدر بستر و آن زخم شمشیر

عبادت با خدا  میکرد  علی بود

خلیفه بود مزراعه کارمیکرد

دو دست پینه  بسته  او علی بود

همیشه  با ستم  بودش  مخالف

عدالت رأس کارش هم علی بود

شب  قدر  بود  مهمان  پیامبر

یکی از کاتب  قرآن علی بود

کسی که  وارث  راه  پیامبر

قدیر و جانشین از حق علی بود

برابر ظلم ایستا از دل و جان

فدا کرد جان پاکش  او علی بود

بزرگ کرد  کودکی چون ابن ملجم

همان شد قاتل اش آنرا  علی بود

کسی که با فقیران بود و همرنگ

بقرآن  خاص مولا  او علی  بود

امیری  خازه  و بسیار سخنور

بلاعت  در کلام اش  آن علی بود

رفیق و دوست  و یاور با پیامبر

همیشه همره اش او را علی بود

ز جنگ  نهروان و ابن  سفیان

شکست بر لشگر افتاد او علی بود

کسی که در حنین شمشیر میزد

به ولا نوجوانی  او علی بود

بلند کرد درب خیبر با دو دست اش

گشود راه بر پیامبر او علی بود

زخندق قیل و قال و ان یهودی

چه کس پیروز شد آنهم  علی بود

بخاک  پارسیان  آئین  زردشت

بیاورد  دین اسلام  آن علی  بود

کسی  که  کعبه  دلهای  شیعی

ازآنروزتا  به امروز هم علی بود

أبَر  مردانگی   تاریخ  جاوید

امیر مئومنان  مولا  علی بود

سخاوتمند  بخشش در و جود اش

فقیران سیم زر میداد  علی بود

حدود  ربع  قرن  خانه  نشینی

خلافت قصب  و پایان اش علی بود

درخت  سبز اسلام  بارور  شد

به یازده اختری که  از علی بود

بصیرت داشت و بینای  زمانه

به دشمن را مدارا  آن علی بود

کسی که مسجد و محراب  کوفه

جفا  از کوفیان  دید او علی  بود

شب  قدر با خدایش  گفتگو کرد

خدایا  راحتم  کن  او علی  بود

اجابت کرد خداوند حرف  از شه

شهی با آن صلابت  او علی بود

در ایران خاک پارسی و ولایت

همان  پیر جماران از علی  بود

جهان  داند که ما را  جان فدا ایم

فدا سَیِد علی هم می نما  ایم

بخاور عسگری  ایزان و اسلام

ز شوق رهبری  صبح میشود شام


بارالها از تو میخواهم بزرگ مرد حضرت سید علی خامنه ی


امام ورهبرعزیز ایران اسلامی را نگهدر


تاریخ /27/4/1393 روزجمعه

ساعت 5: 35 دقیقه بامداد

 

نویسنده علی عسگری صادق آبادی

 

 




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 4 امتیاز توسط 4 نفر مجموع امتیاز : 4

درباره : دفتر شعر , شعرهای عسگری ,

تاریخ : 29 / 04 / 1393 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 459

مطالب گذشته
» جمعه روز موعود »» جمعه 03 آبان 1398
» آتش به گلشن »» یکشنبه 21 مهر 1398
» نسیم »» سه شنبه 16 مهر 1398
» عاشورای سال 1398 »» دوشنبه 11 شهریور 1398
» کسانیکه به نان مردم رحم نکردن »» پنجشنبه 07 شهریور 1398
» روسری زنان مشکی یا رنگی »» جمعه 18 مرداد 1398
» بیازلفت کنم شانه »» جمعه 18 مرداد 1398
» علیرضا بهرامی فرزند بهرام »» سه شنبه 25 تیر 1398
» خطاکردم »» پنجشنبه 20 تیر 1398
» هزار سلطانِ امروزی »» جمعه 07 تیر 1398
» ساربان 98 »» دوشنبه 23 اردیبهشت 1398
» رمضان 98 »» چهارشنبه 18 اردیبهشت 1398
» بمناسبت روز معلم 98 »» جمعه 13 اردیبهشت 1398
» مشکلات امروز کشور »» شنبه 07 اردیبهشت 1398
» بمناسبت میلاد حضرت مهدی سال 98 »» یکشنبه 01 اردیبهشت 1398
» بمناسبت سیل ویرانگر 98 »» شنبه 17 فروردین 1398
» بمناسبت عید سعید مبعث 98 »» پنجشنبه 15 فروردین 1398
» ببار باران اگربارش قراراست »» یکشنبه 11 فروردین 1398
» تقدیم به شهدای سیل زده درسراسرکشور »» چهارشنبه 07 فروردین 1398
» مغنی مزن چنگ »» شنبه 03 فروردین 1398
» نوروز 1398 مبارکباد »» شنبه 03 فروردین 1398
» نسیم باد نوروزی »» سه شنبه 14 اسفند 1397
» پاسدرانیکه بیگاه به شهادت رسیدند »» چهارشنبه 01 اسفند 1397
» بمناسبت شهدای جمعی از پاسداران حافظ وطن »» شنبه 27 بهمن 1397
» بمناسبت شهادت حضرت فاطمه فجر 97 »» دوشنبه 22 بهمن 1397
» خورشید پیروزی »» پنجشنبه 18 بهمن 1397
» نباید به اروپا و امریکا اعتماد کنیم »» دوشنبه 15 بهمن 1397
» دل سنگ »» سه شنبه 18 دی 1397
» بهار »» پنجشنبه 13 دی 1397
» اشرافیت دولت روحانی »» چهارشنبه 28 آذر 1397
» بپاخیز »» چهارشنبه 21 آذر 1397
» آدرس کانال تلکرام علی عسگری صادق ابادی »» چهارشنبه 21 آذر 1397
» ازین پیمانه گردون بجز زهرش ننوشیدیم »» سه شنبه 20 آذر 1397
» وطنفروشان دوتابعیتی »» سه شنبه 13 آذر 1397
» دلاتون شاد »» سه شنبه 13 آذر 1397
» خورشید اسلام »» پنجشنبه 08 آذر 1397
» میلاد پیامبر خاتم حضرت محمد مصطفی مبارکباد »» یکشنبه 04 آذر 1397
» بمناسبت شروع امامت حضرت مهدی »» یکشنبه 27 آبان 1397
» الا یا ایهاالدوستان بسرامد رفاقت ها »» پنجشنبه 19 مهر 1397
» هدف امام حسین چه بود از قیام علیه آل ابوسفیان »» جمعه 06 مهر 1397
» وطن شعری تقدیم بهم وطنان »» شنبه 20 مرداد 1397
» انقلاب به بیراه رفت امام »» پنجشنبه 18 مرداد 1397
» قلعه آشوب است مردم در هراس »» چهارشنبه 17 مرداد 1397
» اقتصاد ایران دست چه کسانی است »» جمعه 12 مرداد 1397
» آیا دگر دربین مردم صداقتی مانده ؟ خیر »» یکشنبه 07 مرداد 1397
» به دشمن پول ندهید حاجی »» چهارشنبه 13 تیر 1397
» حکایت شمع و پروانه »» شنبه 09 تیر 1397
» تکیه بر من کن اگر درمانده ی »» دوشنبه 14 خرداد 1397
» ماه مبارک رمضان سال 97 »» یکشنبه 30 اردیبهشت 1397
» ای مقامات وطن ایدها را نوکنید »» پنجشنبه 20 اردیبهشت 1397
تعداد صفحات : 16
آمار کاربران


آمار بازدید
بازدید امروز : 499
باردید دیروز : 73
بازدید هفته : 1,785
بازدید ماه : 1,971
بازدید سال : 69,996
بازدید کلی : 210,588
عضويت سريع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
نهج البلاغه امیرالمومنان














توج


































































































دانلود ترانه قدیمی گلنسا 

خوانند آغاسی بزرگ


دلبر آمد سوی  من  پنهان شدم
بی خبر آمد من حیران  شدم
او  صدا  میزد  منهم   بیخیال
عاقبت  با او هم پیمان شدم
عسگری دلبریقین دلتنگ شده
رفع دلتنگی بر او مهمان شدم
تاریخ 4/2/1395

دانلود ترانه نیر جما وفایی

عزیز



دانلود دعای ماه رمضان سال 58

استاد بزرگ محمدرضاشجریان













آقای مهندس عبدالله فتاحی

















دانلود کرنا و دهل از  علی اکبر مهدیپور


ا