طلوع خورشید - 11 سایت سیاسی فرهنگی اجتماعی طلوع خورشید: به شما هموطن گرامی توصیه میکند بیماری کرونا را جدی بگیرید این بیماری کشنده است آرزوی ما سلامتی شماست :مدیریت علی عسگری صادق آبادی سایت سیاسی فرهنگی اجتماعی طلوع خورشید: به شما هموطن گرامی توصیه میکند بیماری کرونا را جدی بگیرید این بیماری کشنده است آرزوی ما سلامتی شماست مدیریت علی عسگری صادق آبادی د


ساعت فلش


طلوع خورشید
یاد و خاطره سپهبد قاسم سلیمانی تا ابد زنده است مرگ برقاتل بیرحم اش
قالب وبلاگ
درباره ي سايت


بنام خداوند بخشنده مهربان که اوست حافظ ناظر این جهان *** اینجانب علی عسگری صادقابادی نویسنده: طلوع خورشید کپی کردن از شعر ها ومطالب دیگر بانام نویسنده اشکال ندارد. درغیر اینصورت حرام شرعی بوده وناراضی بودن نویسنده شاد وپیروز باشید
موضوعات سايت
دفتر شعر
گالری عکس
فرهنگ ایران زمین
پشتيباني آنلاين

جستجوگر

[POWERED BY WEBYAR]
مطالب تصادفي
نمایش مشخصات شما








حسین عسگری



















































1322 قمری













آیت الکرسی


اللهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِوَالأَرْضَ وَلاَ یَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لاَانفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ * اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّوُرِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ أَوْلِیَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُون
---------

خداى یکتا که جز او کسی شایسته ستایش نیست / او همیشه زندهء پا برجای است /(پس) هیچ گاه خواب سبک و سنگین او را فرا نمی گیرد /آنچه در آسمان ها و آنچه در زمین است در سیطره مالکیّت و فرمانروایى اوست /مگر می شود کسی شفاعت کند(مردم را) بدون اجازهء او / به پیدا و پنهان ایشان آگاه است / وایشان ذرّه ای از دانش او را احاطه ندارند / مگر به آنچه او بخواهد / دامنه تخت (سلطنت) او آسمانها و زمین است/ نگهداری اینها برایش کاری نیست / و او بلند مرتبه ترین و بزرگ مطلق است در دین اجباری نیست،فرق میان پیشرفت و سقوط بیان شده است/ پس آن کس که طغیانگر بودامّا به خدا ایمان آورد به بهترین دستاویز نجات (از پرتگاه) رسیده است که پاره شدنی نیست /و خدا شنوا و دانا است./ خدا پشتیبان افراد باایمان است آنها را از تاریکیها بیرون می ‌آورد و به طرف نور میبرد/ به همان صورت به کسانی که طغیان کردند کمک میکند چنان که آنها را از نور بیرون آورده به درون تاریکیها میبرد/.آنهایند اهل آتش جهنّم و همیشه در آن خواهند بود












































































سرود ای ایران خاک پرگهر ....












دانلود آهنگ

دانلود این آهنگ










































نواهای اصیل


بختیاری








































سرود خاطره انگیز ای ایران ایران انقلاب

download






































































































































































پیغام مدیر سایت
سلام دوست من به سایت طلوع خورشید خوش آمدید لطفا برای استفاده از تمامی امکانات

دانلود فایل , شرکت در انجمن و گفتگو با سایر اعضا در سایت ثبت نام کنید







شدم عاشق به سرمستی که عالم عاشق رویش

شب و روزم یکی گشته چگونه میرسم سویش

نگاریست  نازنین  برنا بُوَد  سمین  بلند  بالا

ز این حُسن و کمال ناز منم  دیوانه و شیدا

فراوان شیفته دارد اوبه هرشهر ودرین عالم

فدایش میکنم جانم  اگر فکری  کند  حالم

منم  یک عاشقی  تنها ندارم  ثروتی  انبوه

بدانم عاشقانی است که ثروت میبود چون کوه

ولی من گشته ام  شیدا ز این معشوقه ی اعلا

بهر سوی و گلدشتی  روَم  او میبُوَد  پیدا

نمی دانم چه سازم من رسد دستم  به دامانش

ببوسم صورت ما هش بپرسم چیست فرمانش

بغیر از او نمی خواهم اصلا هیچ  دلداری

چرا چون عارفیست دانا وبرهرمشکلی یاری

در این بازار دلداران و معشوقان  وارسته

نمی باشد ازین دلبرکسی بهتربُوَد اوصاحب رسته

ز هر کس دل ببندم من در آخر میشود  فانی

بنازم طره ی زلفش لبی شیرین سخن  آنی

سخنور میبود مطلق تمام  گفته هایش  حق

ندارد هیچ کسی همتا همه عشاق به اوملحق

بهر تقدیروهرسختی رسیدم  منزل دلدار

شب هنگام و سحر میبود ولی درخانش بیدار

زدم بر در سلامی دادم و وارد شدم منزل

برسم عاشقی تعظیم بفرمودش مبارک آمدی محفل

بگفتم عاشق رویت قسم برچشم و ابرویت

به مژگانت گرفتارم به سختی آمدم  کوُیت

چو غیر از تو ندیدم من درین عالم کسی دلدار

بگفتش صادقی دانم از این پس با توگردم یار

اگر سختی کشیدم  عاقبت ره جوسته ام منزل

فدای نام او گردم  که او را کعبه ایست دردل

خدای لایزال نامش زمین و آسمان  گامش

اگر دستی بگیرد  او رساند  هم به سامانش

بگمنامی  دراین عالم شدم مشهوربفرمانش

ز هرحکمی که اذن او سر تعظیم وقر بانش

درین دنیا گهی آدم بود معزول و گهه باقی

گریبان چاک مکن هر گزهمه اسرار ازساقی

منه دیوانه ی مجنون گرفتم  عاقبت  دلدار

خداوند عسگری هرروز و هرلحظه بود بیدار

 

خداوندا ملت و دولت اسلامی ایران را در برابرتمام 

دشمنان داخلی و خارجی حفظ کن


نویسنده علی عسگری صادق آبادی 


تاریخ 1393/11/24 روز جمعه




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 4 امتیاز توسط 4 نفر مجموع امتیاز : 7

درباره : دفتر شعر , شعرهای عسگری ,

تاریخ : جمعه 24 / 11 / 1393 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 541

چو پایان میرسد عمرزمستان

بهار می آید واون باغ وبستان

شکوفه میزند خیمه به اشجار

تمام عاشقان ره جانب  یار

نوای بلبلان و کبک کوهسار

چه سبزی قشنگی درچمنزار

بهر دشتی بهر سوی زنی سر

شقایق سر برون آرد چوخنجر

بنفشه چادُرش عاشق کش روز

بهمراه لشگری دارد پر سوز

شبیخون میزند او بر بهاران

زشهری دلپسند با جمع یاران

بهار فصل گلنازاست و ریحان

زمین مُرده را او میدهد  جان

گلِ  ناز بهاری  ناز  دارد

شقایق  قد  بلندِ را  یاد  دارد

بیائید عاشقان باهم زنید چنگ

بگیرید دست معشوقان دلتنگ

حریرمخملی معشوقه  را گل

سخنوروقت خود مانند  بلبل

جوانان عاشقی بسیار شیرین

فراوان خاطرات خواندید زدیرین

 

عمل کن آنچه را مرسوم دردین

که عشق عاشقی شهدست وشیرین

توای فرزانه بر خود کن نگاهی

نرو بیرون زسر خط الهی

فدای عاشق و معشوقه ی پاک

که برهم عشق ورزی سینها چاک

دوبیت شعرعسگری گفت بهریاران

به امیدی که آید آن بهاران


تاریخ 1393/11/18روز شنبه

 

خدایا رهبر عزیز ما را در پناهت حفظ بگردان 

شاعر و نویسنده علی عسگری  





ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : دفتر شعر , شعرهای عسگری ,

تاریخ : شنبه 18 / 11 / 1393 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 448

سلام برهموطنان گرامی سرزمین اهورایی پارس

روز ششم بهمن ماه جاری رفتم دبیرستان برای گرفتن کارنامه

یکی از بچها جلو درب مدرسه دانش آموزی را دیدم نشته بود رفتم

کارم را انجام دادم و برگشتم دیدم هنوز نشته و به اینطرف

اونطرف نگاه میکند با خود گفتم بپرسم ببینم چه مشکلی دارد

سلام کردم وگفتم منتظر پدرت هستی  برای گرفتن کار نامه

گفته خیر واشک در چشمانش نمایان بود ولی خجالت میکشید گریه

کند بنده درد دل این دانش آموز سال اول دبیرستان با معدل بیست

را شنیدم و برای شما عزیزان بصورت شعر بیان میکنم

این یک دانش آموز رتبه ی اول امروز

ودیروز اگر کسی درس خوان بود تا هرکجا که میخواست دولت برایش

هزینه میکرد حتا خارج از کشور یادم است می آمدند در منزل و اگر دختر یا

پسری درمنزل بود با زور میبردند برای تحصیل کردن. اما امروز با نفتِ

بشکه ی 150 دلار تمام دانش آموزان از طبقه ی فقیر ترک تحصیل میکنند

بیسوادی در بین اقشار زیر صفر زیاد شده در دنیای امروزی ما چرا؟ منکه

نمیدانم چرا شما میدانید

 

کودکی دیدم به صد افسوس و آه

دم بدم بر مردمان  میکرد  نگاه

خیره بر این سو و آنسو مانده بود

کودک شیرین زبان درمانده بود

درنگاهش قُصه ها میبود عیان

برکسی حرفی نمی کرد اوبیان

اشک درچشمان او لبریز بود

با ادب بود مهربان و تیز بود

سفت سخت بودش مراقب دوروبر

کرده پرهیز ازتمام  درد سر

مانده بود نالان سرگردان دگر

پیش خود گفتم که اودارد پدر

رفتم و کردم سلام برنازنین

او نگاهی کرد وبنشستم زمین

گفتمش بابت کجاست ای بیقرار

بهراو اینجا نشتی  انتظار

گفت بابم میکند راندگی

پیش پولداران بیدرد میکند اوبندگی

همکلاسی سرزنشت کرد بهرمن

کیف وکفشت پاره و از این سخن

ازخجالت صورتم گردید سیاه

جمعشان هی خنده و بر من نگاه

باب دوستم مایدارگردن کلفت

هرچه میخواهد برایش مفت مفت

پول جیبش کمترینش بیستهزار

من چه سازم جیب من نیست یکهزار

زندگی بر ما شده دشوار و سخت

مادرم هردم همی گوید که این اقبال بخت

بخت فقط مارا بزنجیرستم کرد انتخاب

پول بیت المال چپاول  بی حساب

دوست من شاگرد  پنجم  مدرسه

منکه اول گشته ام مخجول بُوَم درمدرسه

مدرسه  امروز نرفتم  من عمو

تویه چیزی پسش وجدانت بگو

داد رسی اصلا نمی  آید  بداد

کی زمانی را چنین دیدست بیاد

آرزوی میوها و خوردنیها را بدل

چون لباس خوب ندارم هرکجا میرم خجل

درس و تحصیل و هنربی ارزشست

زندگی امروز دگر پول سنجش است

ای عمو من کودکم اما بدان مجنون شدم

خانه بر دوشیم عمو دل خون  شدم

همکلاسیم دو برج باغ و ویلاها فزون

باب من یک پار خشتی هم ندارد توبدون

درس من پیان رسید درعصرعلم آسمان

ای خدا من هرچه گفتم راست بود وتوبدان

ساعتی بودم کنار یک چنین فرزانه ی

کوحمایتهای اعلا دل مگر دیوانه ی 

آمدم در منزل و زاری کنان چندساعتی

این فقیری تا به کی باشد چنین کوطاقتی

کودکان نخبه را داریم فراوان ایدریغ

عسگری چون بی بضاعت میبوند جمله غریق

 

 خدایا دولت و رهبر عزیز ما را در پناهت حفظ کن


شاعر علی عسگری

 

 

 

  





ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 5

درباره : دفتر شعر , شعرهای عسگری ,

تاریخ : جمعه 10 / 11 / 1393 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 442

در این خاک دراین دهکده پاک

چه بذری با فشانیم که اورا بُوَدَش پاک

نه هر دانه ی برزی دهد بذر سلامت

بود لازمه ی او که دراصل بُوَدش پاک

در یک بِرکه لِجن زارتودی گل و لاله

اگر بوده چنین گل بدان  دانه  او پاک

به هرباغ ودرودشت گلی بُود گلستان

بکردغمزه نمایی بدان عرصه ی او پاک

کجا شد ره عشاق چراعشقی دگر نیست

در این  خاک در  این  دهکده  پاک

هزار باغ پر از گل هزار دشت و قریه

بخشکید همه آن  بدست و دل نا پاک

زهرجا روی ای دوست بکاررسم وفارا

در این  خاک  در این  دهکده  پاک

بِبُر ریشه نا پاک  توای خالق هستی

بلطف تو بکاریم درختی که بود پاک

دهد  میوه  شیرین  دهد  بوی  رفاقت

اگر خواست تو باشد بود ریشه او پاک

در این  عالم امروز  بشر را مطلاتم

به اذن تو رسیم ما بسر مقصده ی پاک

توایی دلبرومعشوق که مارا بود عاشق

در این  خاک  در این  دهکده   پاک

بُوَد عسگری عاشق زاین خاک گهربار

بکارید گل ناز را فقط دانه ی او پاک


جان ما همه فدای نام حضرت محّمد باد


شاعر علی عسگری




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : دفتر شعر , شعرهای عسگری ,

تاریخ : دو شنبه 29 / 10 / 1393 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 556

 

انا الله و انا الیهه راجعون

 

یکمین سالگرد وفات حفیظ الله فتاحی را به خاندان فتاحی بزرگ  بویژ آقایان فرج الله مهندس عبدالله ونصیرفرزند عزیزایشان و سرکار خانم آرزو وتمام دوستدارنشان تسلیت میگویم


*********************


گذشت یکسال حفیظ رویت ندیدیم

زداغت ما گریبان را  دریدیم

بشو بیدار دمی برما نظر کن

ببین احوالمان و بعد سفر کن

حفیظ مادرزداعت گشته محذون

چه سازند خواهرانت با دلی خون

حفیظ فرزند تو گریان و زارست

یگانه دخترت را بیقرارست

بدان لیلی زداغت خون شد دل

پریشان اشکبار هرروز منزل

حفیظ داغ تو سنگین بر برادر

چه کرد با خواهر داغداربد تر

عجب ازروزگار چرخگردون

ستم هایش مهیب ونیست درمون

حفیظ رفتی وهوشنگ شد روانه

یتیم  فرزند او شد در زمانه

چراغش پف کرد چرخ ستمگر

همیشه آرزو چشم مانده بردر

حفیظ دیدی پدر اون مهترِروز

عزیزی بود بزرگ لبخند هرروز

بگو رفتی  خزان  آمد ز باغت

بخشکاند  نازنین  گلهای باغت

شما  رفتید و ما را داغ بر دل

کنار  آیت الله  شاد   منزل 

جفا کردی فلک پی درپی آشوب

تو گلچین کرده ایی گلهای محبوب

ندارد چاره ایی هیچ کس برین راه

سفر باید  کنیم  هر گاه  و بیگاه

بگرید عسگری هرروز برین غم

عزیزان را فراموش نیست و یکدم

 

ازدرگاه خداوند رحمان برای بازماندگان سلامتی و طول عمر

آرزو میکنم


*********************


درگذشت دو برادر ربیعی گلهای پر پر شده را به خانواده رضا ربیعی تسلیت

          میگویم

********************************

درگذشت نابهنگام عبدالعلی خدابخشی فرزند مرحوم غلام و دختردُردانه

کوچک ایشان بر اثر تصادف را به خانواده خدابخشی بویژ

برادران امید علی  و رجبعلی  و محمد قلی جوادی تسلیت

میگویم واز خداوند برای بازماندگانشان سلامتی و بهروزی آرزو میکنم


****************

ارادتمند خانوادهای داغدار علی عسگری صادق آبادی  




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 19

درباره : دفتر شعر , شعرهای عسگری ,

تاریخ : پنج شنبه 25 / 10 / 1393 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 532

تولد حضرت محمّد مصطفی بر تمام مسلمین جهان بویژه هموطنان گرامی مبارک باد

 

کودکی آمد  بدنیا  نام او را شد  امین

شهرمکه زاده شد او محمّد  بود  یقین

کودکی زیبا عزیزوخنده  رو  مهربان

بین مردم گشته محبوب میبود شیرین زبان

شد  جوانی  شاخص  با وقا ر با  اعتبار

او تجارت همره خویشان خود کرداختیار

نام او در شهر پیچیداست محمّد را  امین

می سپارند مردمان کالا به اودوستی یقین

تاجری بسیارغنی با محمد  گفت  سخن

او خدیجه  میبود ثروت اش خیلی کهن

مال وثروت را سپرد بر امین  روزگار

نازنین  احمد تجارت را بکلی  اختیار

نام او در بین اعراب شد بلند وهم قبول

درحجاز ودرعراق و مصروشام خیلی قبول

رفته  رفته نوجوانی را جوان با اقتدار

چون محمد را رسیده وقت فکری بهر یار

یار فراوان میبود بهر امین عالی سر شت

خالق تا بنده اش کرده معین سر نوشت

با خدیجه ازدواج  و درکنارش  مانده گار

نام فرخنده  خدیجه  تا ابد   شد  یاد  گار

مسلمین را جشن و شادی روز میلاد امین

صد مبارک این چنین روزی رقم خورد بهردین

زوز میلاد  محمّد  کل  عالم  گلشن  است

نام زیبای محمّد  خود چراغی روشن است

گر بخواهی درشب تاریک بسر مقصد رسی

پیرو خاص محمّد باش تورا اوست داد رسی

ظاهرت رنگین نباشد  باطنت  باشد  سیاه

آخر مقصد تو با این  زندگی  گردی  تباه

عسگری این عالم فانی چه سود عاقبت باید گذر

شافعه ی محشر محمّد می  بود  او را  نظر


تاریخ18/10/1393 روز

پنجشنبه ساعت 3:30 دقیقه بامداد

 نویسنده شاعر علی عسگری صادقابادی


پاینده باد امام و رهبر ایران اسلامی

 

 




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 5

درباره : دفتر شعر , شعرهای عسگری ,

تاریخ : پنج شنبه 18 / 10 / 1393 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 475

از جفای ظالمان روزگار دارم غمی

خون محرومان  شراب نابِ شان درهردمی

میزنند پیمانه بر هم بر سلامت یکدگر

میبَرند ومیخورند ومیچرند هرچه باشد دو روبَر

از حلال بیزار  حرامی طعمه شان دارد رواج

طعمه ی بیچاره درمانده است چه سازد احتیاج

ظالمان عنکبوتی تار و پود گسترده است

طره ی گیسوی ثروث را چنان تابانده است

مسکن و باغ  و زمین و برج و شاندیز دختره

در قلاف ظالمان ثبت است تمامی یکسره

غول  دوران  قدیم  کرگدن  یا  دایناسور

غول امروزی  چپاول ثروت و راحت بخور

ظالمان  پشیرفته  و کار دقیق و باحساب

بانک امروز سوده سرشار دارد و شد انتخاب

یک  بیک   بانکها  علم  شد  پر  شتاب

مردم بیچاره سر گرم و بُوَد بیهوش وخواب

بین زیک سال ده بانک سردرآورده است برون

در 90 بوده است و بیداد و حکایت از درون

نا گهان آمد گرانی بیحد  بی هیچ  حساب

درصدش را شخص محمود اون زمان کرد انتخاب

همرهش آمد هزاران درد  بیدرمان  روز

فقروفحشاومواد اینهمه بیکار ؛ طلاق خانسوز

عاملان درد دراینجا لیست شان مکتوب وریز

کارتلان روزگار خنجرشان  تیز  تیز

نوین اقتصاد  .سامان  و سینا

پاسارگا پارسیان  کار آفرینا

دی  انصار شهر خاور میانه

رسالت  توسعه  ایران زمینه

قوامین مهر و سرمایه و حکمت

چواینان  کارتل  و غولهای ثروت

نخور غم عسگری پیدا پایان

زمین و آسمان و آنچه در آن

 

 




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : دفتر شعر , شعرهای عسگری ,

تاریخ : سه شنبه 16 / 10 / 1393 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 535

سال نو میلادی بر تمام مردم جهان بویژه هموطنان مسیحی مبارک باد

مبارک ای مسیحا  ابن  مریم

زقنداق تو سخن میگفتی هر دم

مبارک این تولد حکم  خالق

رسالت  بهرتو بودست  لایق

نشان دادی بمردم سِر و اسرار

به آنانی  که  یاوه  بود  گفتار

چنان کوبنده گفتی این حکایت

که مردم کرد باوراین روایت

در این سِرودراین اسرار خدای

همه با خود سخن برهم نگاهی

قبول کردند  اصحاب کنیسه

 که پیرو برمسیح باشند همیشه

خداوند داد عیسی  چند نشانه

که  همراه معجزه  دارد نشانه

شفا میداد به کوریا هر که را درد

عصا بر قَبر و مُرده زنده میکرد

رحیم بود مهربان با مردم  زار

فقیران را همیشه  بود  دیدار

مصیبتها  ازینجا  گشت  آغاز

ستمکاران یهودی میبُوَند  باز

زموسی  ظلم عیسی را ادامه

یهود  صهیونیسم آئین  کدامه

مبارک  سال نو آرام  جهانی

دریغا عسگری نیست  مهربانی

 خداوندادر این سال نومیلادی دولت مارا پایداربگردان

تاریخ 11/10/1393روز پنجشنبه

شاعر علی عسگری




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : دفتر شعر , شعرهای عسگری ,

تاریخ : پنج شنبه 11 / 10 / 1393 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 376

شهادت امام حسن عسکری برتمام شیعان جهان تسلیت باد

سلامت ای مه مام  امامت

ستم ها بر شما بسیار روایت

زمانت ظلم بیداد بود بر اوج

شهید کردند شیعی فوج درفوج

هزاران حیله و نیرنگ در کار

که شیعی را نباشد او پدیدار

بساختند کاخ با خشت شیعه

همه اینها بساط بغض وکینه

جفا بسیار شد بر پیروانت

ولی بُرنده بود همچون زبانت

حسن گشتی شهید و جاویدانی

تورا در سامرایت شد مکانی

خلافت دودمانش رفت برباد

امامت تا ابد جاوید و در یاد

منور بارگاهت سامرا شهر

شده تجدید طلای ناب دردهر

به امروز شیعیان را فزونست

تمام دشمنانت سر نگونست

دعا کن بهرما ای باب موعود

جهان آشوب دشمن میبرد سود

حسن جان عسکری توعسگری من

فدایت جان نا قا بل و این  تن


پروردگارا امام ورهبر ما حضرت آیت العظما سید علی

خامنه ی را در پناهت پایدار بگردان

شاعر علی عسگری




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 2 امتیاز توسط 2 نفر مجموع امتیاز : 2

درباره : دفتر شعر , شعرهای عسگری ,

تاریخ : چهار شنبه 10 / 10 / 1393 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 469

 

بدست خود زدیم آتش برین باغ

پشیمانیم ومی سوزیم ازین داغ

دَران گه که زدیم کبریت بجانش

ندانستیم  بسوزد  استخوانش  ؟

ادیبان عارفان فکری برین حال

چقدر امسال بگیم بهتر پارسال

همه باید تلاش  و همت  افزون

اگرخواهیم که این باغ را دگرگون

زمینش شخم زنیم وکند وکاوی

بکاریم دانه ی خوب تا جوابی

بکاریم  سرو شیرازی  بلندا

بکاریم  دانه ی زیتون و هر جا

در و دشت را بزیر کشت گندم

که گندم سربزیر آسوده مردم

نکاریم  عرعر و خار مُغیلان

زهر گل باغچه ی گل ناز ایران

شکوهش باز گردانیم  بسویش

بدست مهربان دستی  برویش

درین باغ گنج میداریم و بسیار

نبردیم تا کنون سودی ازین کار

بیایید  یک  شویم تا  یک  بمانیم

چرا محصور امروز در جهانیم

دهانت را  ببند ای  مَرد  عاقل

نزن حرف عسگری از این مسائل


خدایا امام  ورهبر عزیز مارا در پناهت  یایدار بگردان


تاریخ 7 /10/1393

روز یکسنبه 

شاعر و نویسنده عسگری صادقابادی 




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 12

درباره : دفتر شعر , شعرهای عسگری ,

تاریخ : 07 / 10 / 1393 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 452


 شهادت هشتمین اختر امامت برهمه ی شیعیان جهان تسلیت باد

امام هشتمین  شاه  خراسان

منور بارگاهی چون گلستان

رضا جان عا لم آل  محمّد

و او دردانه ای از نسل ا حمد

زمین پارسیان را شد مکانش

در آنروز ظلمِ بیداد بود زمانش

قدومش در مبارک  خاک ایران

سرایش محفلی از بهر مهمان

طبیبی  نافذ و درمان  موثر

اگر حتا  مریض باشد  مقصر

هر آن کس نا امید گردد زدرمان

شتابد سوی سلطان خراسان

غزال ازدست صیاد درپناهش

بدانست منتظر دارد نگاهش

رضا شد ضامن آهوی بیکس

بهایش داد به آن صیاد مفلس

مریضان را مساوی هست درمان

چه قدسی یا که اوگرگ بیابان

سرایش حّد و مرزی نیست درکار

به هر دین و به هر مَسلَک بود  یار

اگر درمانده ایی در بحرو دربَر

بدادت میرسد این  ثامِن اختر

شفیع عسگری در حشر ثامِن

صدایش  میکنند هر دم بِضامِن

 

تاریخ 1/10/1393

روز سشنبه

نویسنده شاعر علی عسگری صادق آبادی





ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 5

درباره : دفتر شعر , شعرهای عسگری ,

تاریخ : سه شنبه 02 / 10 / 1393 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 356

چله  آمد  یاد  گار جمشید   جم

جملگیِ اهل خانه  پای  کرسی  دورهم

توت وسنجت بود نخود چی  کشمشی

روی کرسی ریخته میشد با صفا بود دورهم

هرکسی چند خوشه انگورکیسه میکردبردرخت

تا رسد  یلدا  بچینند و تناول   دورهم

هندوانه بود و انگورو اناره عطر بِهِ

بچه ها درخوردنش سبقت گرفتن دورهم

درشب  یلدا  بزرگان قصه ها میکفت همی

اهل منزل شادمان وباطراوت دورهم

بهر شادی  بود دف یا دایره زنگی بکار

کودک هر خانه را  غرق  شادی دورهم

مهربانی و صفا  بود  اون  زمان

یلدا جون فعلاً نداریم  تا بشینیم دورهم

خوشگل بالا بلند معشوقِ پارسی چهان

ایدریغا مطربان نیست تا زنیم چنگ دورهم

ذوق وشوق بلبلان مانند ما افسرده شد یلدای ما

در قفس طی روزگار ممکن نباشد  دورهم

درشب یلدای دیروز صد درم گوشت هفت تومن

میخَریدند مردمان ؛ دعوت همیشه دورهم

سرخوش فرتوت بشد عاشق به یلدای جوان

زر خریدش  کرد ولی آخر نیامد دورهم 

عسگری آید زمانی را که یلدا هرچه میخواهد بپوشد برتنش

نی که او عریان شود آسوده  و آرام بشینیم دورهم

تاریخ  30/9/1393

روزیکشنبه

نویسنده و شاعر علی عسگری صادق ابادی




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 9

درباره : دفتر شعر , شعرهای عسگری ,

تاریخ : 30 / 09 / 1393 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 294

جهان از نور احمد گشت خاموش

ولی نامش بتاریخ نیست فراموش

بشر را کرد رها از ظلم و ذلت

رها ساخت بردگان  ختم  نبوت

زمان تاریک بود از جهل  حاکم

منور کرد محمد چون که  خاتم

بساط زنده گورکردن فرو ریخت

نجات داد دختران ؛ برکفراوتاخت

بگفتا  مرد  و زن فر قی ندارد

دوتا شون واحدست سُجده گذارند

به عهد بت پرستان  شد پیامبر

فراوان دشمن و کم دوست ویاور

حریم  أمن  کعبه  بُوده  اشغال

بت و بت خانه و بازدید وهرسال

محمد قول به مردم این چنین داد

شکست جمله بتان و شهر آزاد

سه بت بودند که بسیار بوده مشهور

منات لات وعُزیَ هرسه یه منظور

چنان کوبید زمین لات و عُزیَ را

مِناتِ  خُورد  شده هر سه  خدا را

سه بت را صاحبا ن بودسه قبیله

قریش و اوُس وخزرَج هرسه حیله

محمد گفت مگر سنگ را  خدایی

تراشیده شما ست کافر نما ایی 

خدای من  خدای کافران است

خداوند را یکیست مالک حهان ست

زهرجایک بُوَد  دو م خدا را

بدانید که خداوند دوست ما را

پیامبر کار و سختی و مشقت

درخت سبز اسلام کشت به زحمت

درود بر خاتَم  خَتم  پیامبر

که نامش رهگشا  اول ز آخر

بمعراج رفت و عالم دید درآنروز

هر آنچه عسگری او دیده امروز

 

*******

کریم اهل البیت ثانی امامت

شهید با دست همسرشد روایت

زمان سخت وامامت کار دشوار

علی نیست و حسن تنها و بی یار

شده دشمن فزون از آل سفیان

که معاویه را رسد برتخت وفرمان

هزاران حیله و نیرنگ درکار

خلافت را طلب با زور و اجبار

حسن چون مثل معاویه سکه زرنیست

همه دانند که بوسفیان دگرکیست

حسن فرزند زهرای بتول است

پدر را نزد خالق او قبول است

درین بین شخص معاویه را مقصر

فراوان سکه و زر داشت موًثر

چرا چون مردمان  جهل فراگیر

بدنیا  تکیه و در دست  شمشیر

امام دیدست که اوضاع سخت دگرگون

اگر جنگی  شود  بسیار بُوَد  خون

قبایل جملگی تدبیر اندیش

امام چون مصلحت دید او قدم پیش

نداشت او لشگری از بهر پیکار

تمام جاهلان با معاویه  یار

دراین کار آل بوسفیان پیروز

امام را مانع میدانند و هر روز 

نفوذ کردند بر بیت امامت

خریدند همسر او را نهایت

هزاران وعدها و کاخ زرین

به او دادند همه بود از ره کین

کلک  زد همسر ابن  امیّه

تورا فرق میبود زن با بقیه

اگر کُشتی حسن گردی عروسم

سرت تاج مینهم دستت  ببوسم

عرب را می شوی تاج زنانش

توایی لایق  تورا حسن این مکانش

بگیر این زهر بریز در کوزه آب

بده وقتی که او می نوشه از آب

جنایت کردوزن کُشت شوهرخویش

به امیدی نَهَد تاج بر سر خویش

شهید گردید حسن پایان امامت

رسیده آل  ابوسفیان   خلافت

زولیخا  بیوفایش  میبود  مفت 

اگرحورو پری هم بوهمین گفت  

وفای زن اساس عهد و پیمان

زنان  با وفا بر مرد بُوَند جان

وفا  داری مساوی  میبود  بین

وفای مَرد به زن او را بُوَد دِین

بیاد درد و رنج ابن  زهرا

سروده عسگری از درد غمها


نویسنده و شاعر علی عسگری صادق آبادی




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 13

درباره : دفتر شعر , شعرهای عسگری ,

تاریخ : شنبه 29 / 09 / 1393 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 613

چرا دراین فوتبال ازحق مردم چپاول میشود

سلام برملت شریف وبزرگوار ایران سلام برهمه کسانی که

درفوتبال نقشی دارند : ما همه میدانیم فوتبال یک سرگرمی

ورزشی جوان پسند و دارای هیجان برای مردم است ومدتی

همه را در پای گیرندهای خود نگه میدارد قبول

اما حرف این است اگر باشگاهی خصوصی باشد هرچه قدردلش

میخواهد خرج کند به مربی به بازیکن و غیر بدهد اشکال ندارد

سئوآل این است که وقتی یک میلیارد پول داده میشود به  مربی

یا باریکن از باشگاهای دولتی درکجای قانون اساسی وجود دارد

حقوق همه ی مشاغل در قانون آمده یا نیامده

بالاترین مقام اجرایی چقدر حقوق میگیرد آیا یک

معلم یا دبیرآموزش وپرورش که فرهنگ یک جامعه

رامی سازدچقدر است کار گرانی که در پای کوره های

ذوب فلز کار میکنند چقدر است عزیزانی که روز شب

برای تمیز نگاه داشتن شهر این همه زحمت میکشند چقدر

است  ؟؟؟ حساب کن یک میلیار ماهی هشتاد وسه میلیون

سیصد و سی و سه هزار تومان میشود هرروز دومیلیون

هفتصد سی ونُه هزار تومان  و هر ساعت خواب و بیداری

صدوچهاده هزارو صدوبیست پنچ تومان میشود ببین

بی عدالتی از زمین تا آسمان اون هم  از جیب مردم با

این همه حیف و میل مگر این گروه فوتبالی با بقیه مردم

فرق میکنند نهاد های حما یتی به یک خانوار تخت پوشش

  در برجی صد هزار تومان میدهند این کجا و آنها کجا

کاخهای شیشه ایی آقایان میلیاردی و چپاول گران از

حق یکا یک این مردم ساخته شده این کاخها با کوچک

ترین لرزشی فرو میرزند  پس بیدار شوید و مال مردم

را نخورید قضاوت با شما عزیزان گرامی

 

 

 عجب شوریست دراین فوتبال

قُمار بازان همه خوشجال

فروان  پول  بیت  المال

چپاول میشود با حال

چرا از جیب مردم پول

شده میلیارد مزد معمول

کجا قانون شده مکتوب

که این میلیارچنین محبوب

زدید آتش به بیت المال

حقوق مردمان پا مال

بحکم کی چنین قانون

که میلیارد را فقط درمون

بجیب ملتی  دستبرد

شده رسمی و راحت خورد

معلم را حقوقش چند

تو که حرفت شده لبخد

بکی خندی توای شنگول

نخور از حق مردم پول

جهان گشتی درین مدت

فراوان  شادی  و لذت

فقیر  کوچه  و بازار

تو حقش  خورده ی بیعار

در آخر این  بکن  آویز

که مردم را شده لب ریز

ببین ای عسگری امروز

چپاول را بود هر روز


خداوندا این ملت را سر افراز ودولت را پایدار بگردان

شاعر ونویسنده علی عسگری صادقآبادی




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 5

درباره : دفتر شعر , شعرهای عسگری ,

تاریخ : پنج شنبه 27 / 09 / 1393 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 333

گذشت چهل روز که زینب بی برادر

به شهر شام بود بی یار و یاور

همه اهل حرم خونابه و غم

سیه پوش وهمه درسوگ وماتم

مصیبت ها کشیدند تا به امروز

به چشم اشک وبدل را ناله سوز

گهی لیلا بگرید گاه وصغرا

دگر نه اصغر و اکبر نه پیدا

چه سازد مادر قاسم دلی خون

زداغ نو جوان او گشته مجنون

علی ابن حسین تنها وغمخوار

ولی زینب کنارش میبود یار

فرا موش نیست زینب کربلا را

دما دم میکند سیر اون بلا را

چگونه شمربرید رأس حسینم

حسین فرزند زهرا نورعینم

بدشت کربلا  اجسادِ و عریان

چطور تاختند برآنان سم اسبان

منم زینب که شاهد بودم ایندرد

به لبهای حسین شمرخیزران زد

چوناگه  ناله ی آمد ز خرگا

نزن شمرلعین فرزند  زهرا

پیامبربوسه زد این لعل زرین

نزن ای کافر و ای دشمن دین

رسد روزی که مردم  انتقامت

بگیرند  از تو در قید  حیاتت

طنین افکن صدای صوت قرآن

حسین میخواند درین دشت وبیان

فراموش نیست مرا این لحظه زار

منم دخت علی با ظلم  پیکار

بیان کردعسگری این ناله وغم

تمام  شیعیان را  درد و ماتم


خدایا امام و رهبر ما را حفظ کن


تاریخ 20/9/1393 روز پنجشنبه

ساعت14:45 دقیقه

نویسنده شاعر علی عسگری صادق آبادی




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 6

درباره : دفتر شعر , شعرهای عسگری ,

تاریخ : پنج شنبه 20 / 09 / 1393 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 955

{تقدیم به باران و یاران وشهر سده}

نام این شهر سده از کهن شد یاد گار

پس دراین درگهه بمانده جاویدان و برقرار

مردما نش با صفا و مهربان مهمان پذیر

با مهاجر دوست  همراه مردمان را برقرار

عالم  وزاهد فراوان ارشد  وهم پرفسور

کثرت فرهنگ وافر این وفور را برقرار

صنعت وکاروکشاورزی همه پررونق است

علم ودانش روبه اوح شهرفرهنگ وتمدن برقرار

انجمن شد بازگشایی گلشنیست براین دیار

نام باران زینت آن جمع  یاران  برقرار

انجمن گلخانه و گلها برویند هر دمی

سوسن و سُنبل بکارید تا مهستان برقرار

شهرباران شرح ذوق وبلبلان ؛ افسانه نیست

بوستان چشم نواز مختلط ازهرگلی تا بماند برقرار

گل به این نازک دلی وشوکتس تیغ بود همراه او

باغبان در گیرتیغ  نی مسافرباغ و گل را برقرار

عاشقی از باغ لنجان دوستدارم مردم وشهرسده

ای ادیبان و رَجُل گر گناه کارم بگویید نام نیک را برقرار

عسگری کوجکترین است خاک پای دوست وغیر

دوستی دوستان همیشه دلپذیر دولت ناظم سرایی برقرار

 خدایا امام و رهبر ما حضرت آیت العظما سید علی خامنه ی را حفظ کن

تاریخ  18/9/1393 روز سشنبه

ساعت 4:35 دقیقه بامداد

 




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 5

درباره : دفتر شعر , شعرهای عسگری ,

تاریخ : سه شنبه 18 / 09 / 1393 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 517

 

شب و روزم یکی شد در فراغت

بگردم  کل  گیتی  را  سراغت

زشب مینالم و روز را بچرخش

کجا گیرم  عزیزم  من سراغت

غم  عشقت  مرا  خانه  نشینی

دو چشمم اشک ریزان درسراغت

گل سرخم چرا پژمرده گشتی

مگرطوفان و باد آمد سراغت

تورا پرتاب کرد دشت و بیابان

بهَر سامان همی گردم سراغت

نمی  آید   دگر  بویت  مشامم

شدم شیدا و مجنون در سراغت

تو مه سیمای من ای مرغ عشقم

کجا شد لانه ات  آیم  سراغت

لبت شیرین کمان ابرو رخت ناز

ز این حسنت جهان گردم سراغت

جهان عشق یکی باشد بهر حال

خداوندا تو ایی عشق ما سراغت

پروردگارا دولت کشور اسلامی مارا در پناهت حفظ کن

تاریخ 17/9/1393روزدوشنبه

نویسنده وشاعر علی عسگری صادق آبادی

ساعت 1:15 دقیقه بامداد




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 10

درباره : دفتر شعر , شعرهای عسگری ,

تاریخ : دو شنبه 17 / 09 / 1393 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 446

ستایش خداوند

زهرچه خالقت داد  توبگو خوب

که آنرا میرسد ازسوی محبوب

چوهرچه لازم است اومیدهد ما

نزن در زندگی ناگه تو درجا

نگیردایم  بهانه  جور و  واجور

فلانی ثروتی سنگین لب  گور

نه تو دانی که عمرآدمی چند

نه چینی می بود برآن زنی بند

نه آنکه ثروت افزون جاویدان است

نه آنکه بیکس  وبی خانمان است

اگرصد لشکری باشد کنارت

ملک موت میرسد ناید بکارت

اگرتاجت طلا یا آنکه الماس

زمینش میگذاری پیش وراث

ازاین دنیا نصیبت آخرش چیست

دومترپارچه سفید آن هم که زرنیست

گدایانم همین  باشد کفن را

 رسند درجنت و تخت و چمنرا

توقع کم کن مشغول بکارت

خداوند  کریم  باشد  کنارت

من وتو نزد اویکسان هستیم

قسم بر خالقی که می پرستیم

بگوای عسگری براین زمانه

خداوند رحیم اوست مهربانه


سلام  و درود  بر امام  و رهبر  عزیز 

نویسنده  شاعر علی عسگری صادق آبادی

تاریخ 10/9/1393 روز دوشنبه

ساعت 4:30 دقیقه بامداد

 

 




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 5

درباره : دفتر شعر , شعرهای عسگری ,

تاریخ : دو شنبه 10 / 09 / 1393 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 451

یه عمری  من بدنبالت  دویدم

سخنها  طعنه ها  افزون شنیدم

بُت من ای پری رو کوجمالت

زولیخا بوده ایی آنوقت که دیدم

تورا میخواستم ای مهوش همیشه

رها کردی مرا شد نا امیدم

گذشت از من جوانی را فناشد

به کی دلداده ایی سرو عزیزم

مُردد گشته ام احوال امروز

نشد پیوند مرا با تو بُریدم

ز آنکه  داده ایی دل کیست شیدا

بکن باور که عشق پاک ندیدم

هوای محض سرمستی روبودت

ولی بطلان  بود سرو نجیبم

نکن باور صمد نیست سرخوش می

فزون از این چنین ها  را بدیدم

بیا بگذر  تو از جور و جفایت

محقق میشود  من آرزویم

در این  گلزارعشق با هم زنیم پر

وفا دار عسگری ای نا زنینم


پاینده ایران و برقرارباد رهبری بیدار او


نویسنده شاعر علی عسگری صادق آبادی

تاریخ 7/9/1393 روز جمعه

ساعت 6:30 دقیق بامداد




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 7

درباره : دفتر شعر , شعرهای عسگری ,

تاریخ : جمعه 07 / 09 / 1393 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 377

مبارک هفته شور بسیجی    = وطن پاینده ایی  بسیارعزیزی

{تقدیم  به هشتاد میلیون بسیجی}

بسیج یعنی ولایت  ماندگاری

بسیج یعنی خمینی یادگاری

بسیج یعنی وفا درعهد پیمان

بسیج یعنی شهادت رزم ومیدان

بسیج یعنی مُروَت خاص وباعام

بسیج هوشیار بُود از بند از دام

بسیج یعنی کمال وهمنشینی

 بسیج یعنی بصیرت  تیز بینی

بسیج یعنی زولال بی پیچ وبیتاب

بسیج بیدار کند هر خفته از خواب

بسیج یعنی به معراج راه جوستن

بسیج بیراه گان را  ؛ راه گفتن

بسیج یعنی گذر از مادیات است

بسیج ازبهر کشوررا جهاد است

بسیج یعنی بلاغت در کلامش

بسیج یعنی فصیح باشد  نگاهش

بسیج گل بود شکوفا کرد این باغ

بسیج ازبین مردم جوشش است داغ

بسیج یعنی جهاد عشق برولایت

بسیج درکُل به معنای  صداقت

بسیج درجنگ رشادتها نشان داد

 بسیج را مردمان دیدند  کنیم یاد

بسیج فرمانده اش را هست رهبر

چراچون برهمه می باشه سرور

بیان کرد عسگری نا قابلی  بود

بسیجی را روان آبی بود  رود

خدایای فرمانده کل قوا حضرت آیت العظما

خامنه ی را در پناهت نگهدار

شاعر ونیسنده علی عسگری صادق آبادی

تاریخ 6/9/1393 روز پنجشنبه

ساعت 5:30دقیقه بامداد 

 




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 4 امتیاز توسط 4 نفر مجموع امتیاز : 4

درباره : دفتر شعر , شعرهای عسگری ,

تاریخ : پنج شنبه 06 / 09 / 1393 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 651

{عاشقان ازبهرلیلاسینه چاک}

بیوفا دیروز خضربود میوه هات دیدم تورا

بَه ازین  لیمو رسیده سینه هات  ای بیوفا

میوزد باد  بوی  مشکت میرسد برهر مشام

عطر گل در پیش تو مخجل بُود بیوفا

این چنین حُسنی کند مجنون و شیدا هرکسی

حُجب  و محجوب تو سهمگین میبود  بیوفا

بر وصالت صف  بصف عاشقانی  انتظار

منصفیت  را نوید وصابری تو نازنین بیوفا

لک زده  دل هرکه شیدای توشد ای نسترن

کی رسد دست اش به سیمای بُلورت بیوفا

گشته غوغای بپا درین مدینه شورش است

جان فشانند این گروه ؛ سر را فدا ای بیوفا

شعله می آید برون از قلب هر بُرنا  پیر

بهر لیلایی چنین  آشفته  بازار بی  وفا

اندرین گلدشت گلی مثلت ندیدم  ای پری

باکمند ابروان وچشم آبیت بدام  بیوفا

تونکن مغضوب مرا گشتم  اسیراین جمال

چون شدم مجذوب به خوی مه جبینت بیوفا

من بهر قیمت تورا غصبت بزورویا برو

غصب دگر امروز آزاد بهر لیلا بیوفا

طُره ی گیسو و مژگانت مرا افسون شد

چاره ی غیر ازوصالت من ندارم بیوفا

یاد کن آندم که بوسیدم لبانت درخفا میبود عسل

قرعه ی عشقت بنامم از ازل  بود بیوفا

سرنهم برسینه ی نازت بخوابم با نوای قلب تو

چون حریری نرم بود تا صبح فردا بیوفا

قلب انسان را خداوند جای تک معشوقه داد

عسگری  احسن  خداوند ایدریغ از بیوفا


سلام  و درود  بر تیم  مذاکره کننده  هسته ایی  ایران


تاریخ 4/9/1393 روز سشنبه

ساعت 17:30 




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 5

درباره : دفتر شعر , شعرهای عسگری ,

تاریخ : سه شنبه 04 / 09 / 1393 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 552

سفر بسرتاسر خاک ایران یک دقیقه باعسگری همرا شو

عجب ایران  زمینی  ساز داریم

به چهار فصل اش  بهاری ناز داریم

مصفا  چون شما لش  هست   مینو

جنوب اش هرمز و هم  کیش  داریم

سفر کن  شهر اهواز  مادر  گنج

چغازنبیل  و شوش  تاریخ   داریم

در آنجا شهر آبادان   گرامیست

به  خرمشهر  خونین   یاد  داریم

سفر کن شهر شیراز خواجگانیست

پا سارگاد  پرس پلیس  احوال  داریم

برو در تخت  جمشید کن  نظاره

ببین  قانون  مدون  خاص  داریم

صفا هان  مادر و گهواره  علم

هنر پرور  شهید  پرور داریم

نگینی  در کویر نا م اش بود یزد

به چوپانان  گذر  تاریخ   داریم

برو تهران ببین دارالفنون   را

فراوان  مرکز علم  ساز  داریم

ز باختر شهر کرمان شاه  نظرکن

در آنجا خانه  قانی خاص  داریم

سفر کن بیستون حتما  تو ای دوست

بکن  یادی  که ما فر هاد  داریم

شنیدی نام کردستان سترگست

نگهبانند  سر مرز پاسداریم

بسال شسصت  شش جنگ خاک ایران

ز دشمن شهر سر دشت یاد داریم

دو گیلان خاک ایران این یکی غرب

در اینجا مردمانی  ناز  داریم

بشهر حکمتانه  ابن  سیناست

سفال از خاک اینشهر  یاد  داریم

چه زیباست آذر غربی  لب مرز

در اونجا ما سلیمان  تخت  داریم

چو شر قی  آذری دیگر در آنجاست

ز تبریز افتخاری   خاص  داریم

گلستان را تماشا  خوش  مکا نیست

سوار کاریست در اونجا دوست داریم

خراسان شد سه تا یک شهر مشهد

کبیر یک  بارگاهی خاص  داریم

خراسان  جنوبی  شهر  نهبند

شمالی  شهر بجنورد  پاسداریم

برو کرمان  تمدن هفت  هزارست

عجب ارگی  عظیم  نو ساز  داریم

به سیتان  و بلوچستان سفر کن

در آنجا  رستم  دستان   داریم

نشاط  درچابهار مثل بهارست

بدریا  دل بزن  چون  آب داریم

ببین   بوشهر خلیج  فارس  ایران

مبارز رئیس علی دلوار   داریم

بسمنان کن سفر بر کت درآنجاست

نمک  این گوهر محلول  داریم

بشهرقوم  برو دین  پایتخت است

فروان   مرجعه   دین   داریم

سفر کن  بر اراک  صنعت سازان

همان  جایی  که سنگین  آب  داریم

بویر احمد  ببین  سخت کوش و مردم

همه  گردش  گران اش دوست داریم

صفا کن خرم اباد خرم است  دشت

بنا های  قدیم اش دوست   داریم

بزن  برگی بتاریخ  ری مرور کن

شده استان  کرج  را  شهر  داریم

سفر کن  شهر کرد  گهواره  شیران

در آنجا  بختیاریست  پاس  داریم

زبام  این  وطن  پائین  نظر کن

تمامی  خاک  ایران   دید   داریم

بیا  در صادق آباد  روستهی  شاد

در آنجا  عسگری  را  یاد   داریم

 پروردگار گرامی امام و رهبر عزیزما جضرت آیت العظما

خامنه ی را نگهدار

تاریخ  1/9/1393 روز شنبه

ساعت  16:40 دقیقه

نویسنده    شاعر علی عسگری صادق آبادی

 




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 5

درباره : دفتر شعر , شعرهای عسگری ,

تاریخ : شنبه 01 / 09 / 1393 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 417

علی ای صفای دلها چه کنم تو درکجایی

تو اگر خدا نباشی  بُوَدت  پیش  خدایی

علی ای شَه جهانم چِقَدَر تو پُربهایی

نَبُوَد کسی به عالم که تَولّدش خدایی

علی ای کسی که هردَم نظرش به مردمِ زار

توامیرمُؤمنانی  تو مزارعه می کنی کار

علی ای قلوب دلها کرمت بود چودریا

بشدیم تشنه حِجرت بدهی یه جرعه برما

علی ای صدیق احمد چقدر جفا کشیدی

عَمر ابن عبدود را به غضب تو نا بریدی

علی ای کسی که دشمن ز خجالتت رها شد

ز همان فرار دشمن به امیر چنین جفا شد

علی ای صبور زهرا چه شد آن نسیم کویت

فدک اون باغ پیامبر دهدش هنوز بویت

علی ای فاتح پیروز به حنین و نوجوانی

چه کنم که نهروانت بشکست ز جهل آنی

علی ای نام قشنگت شده است زیورعالم

همه شیعه ی تو دلتنگ نظری بکن به حالم

علی ای خلیفه وقت ابن عاص بتوخیانت

عشعری نبود و اَصله چه دهدجواب قیامت

علی ای طارق افلاک شده ی نورسماوات

توهمان شهه کریمی که نگین دهی بحاجت

چه کنم امیر خوبان که جفا در این دیارم

نبُود زعسگری خوف که خدا امیر چویارم


خداوندا از تو میخواهیم  این دیار را  با رهبری  امام ما حضرت آیت العظما

خامنه ی بسر مقصد مقصود برسان


نویسنده وشاعر علی عسگری صادق ابادی


تاریخ 28/8/1393

 

 

 




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 5

درباره : دفتر شعر , شعرهای عسگری ,

تاریخ : پنج شنبه 29 / 08 / 1393 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 398

 

 

به قبرستان گذر کردم  گهی روز

شنیدم   ناله ی  با   آه  جانسوز

بخود میگفت که دنیا مفت  باختم

نداشتم دل خوشی حتا به یک روز

همش فکرم به مال ثروت  خوب

فراموش کرده بودم من شب و روز

گهی  بر  مردمان  اجحاف   کردم

ضعیفان را  اذیت  کردم  هر روز

مغازه   دار  بودم  آن  لبن   بود

یه چهارم وزن شیرآب ریختم هرروز

نصبَم  شد  فراوان  سود  انبوه

زِمین  وزر خریدم خوب در آنروز

شدم  مشهور فلان حاجی اشراف

همه  گفتند سخن این کیست  پیروز

پسر یک داشتم و دختر بوُدش هفت

بزرگ گردید پسر ولگرد  هر روز

فنا کرد عمر خود زندان  مکانش

بخوردم  حق مردم  شد چنین  روز؟

رسید  نوبت  به  دختر  های  هفتَم

خجالت می کشم گویم  چه شد روز

چونا  گهه  یک  شبی  زلزال  آمد

نمی  دانم چه  شد در قبرم  امروز

شدم من هم  نشین با مار و عقرب

ز بسکه من حرام خوردم در آنروز

چه گوید  عسگری مردم  با هوش

دقلبازان  چه  خواهید کرد  آن  روز

خداوندا به امام و رهبر ما خضرت آیت العظما خامنه ی عمر طولانی عطا فرما

 نویسنده شاعر علی عسگری صادق آباذی


تاریخ 27/8/1393 روز سشنبه

ساعت 17:10 دقیقه

 

 




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : دفتر شعر , شعرهای عسگری ,

تاریخ : سه شنبه 27 / 08 / 1393 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 572


 

جوانی

ای جوانی کاش میدیدم تورا بار دگر

یکدمی  آسوده بودم  از غم پیری دگر

ای جوانی ای غزال و شهپر شبهای  تار

کوی رندان  رفته ایی و خانه کردی اختیار

لعل لبهای توشیرین چون عسل بود بهرمن

جود و بخشش در لفافت بود همیشه دربَطن

ای جوانی صیرت و صورت یکی میبود تورا

شادی و عیش و سرور میبرده ما را هر کجا

با تو بد کردم جوانی کشتمت از خود سری

راه کج برم تورا از جهل خویش وخودسری

ای جوانی چون خدنگ بُرنده بودی وبکار

زنگ زدی پوسیده گشتی  از جفای روزگار

هیبت  عشق جوانی شور و شیدا و بلا

کن مدارا اطلس مهر صفا در هر کجا

ای جوانی ای عقاب  آسمانها  و سپهر

بهر لیلی کوی قاف کردی سفریادت بخیر

ای  جوانی همدم چنگ  وربابم  سرخوشی

رفتی و دیگ نمی آید زمان    دلخوشی

ای جوانی خاطراتت  نیست فراموش تا ابد

من بگریم در فراغت روز شب آه حسد

ای جوانی وقت رفتن کن نظر احوال  من

صورتم  را  لحظه ایی زیبا ببینم  در کفن

ای جوانان  با جوانی تا ن مکن جنگ و جدل

عسگری بهر جوانان کرد دعا با خالق ازوجل


زنده باد امام خامنه ی پاینده ایران اسلامی

نویسنده  شاعر علی   عسگری صادق آبادی

تاریخ 26/8/1393 روز دوشنبه

ساعت 2:10 دقیقه بامداد





ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : دفتر شعر , شعرهای عسگری ,

تاریخ : دو شنبه 26 / 08 / 1393 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 352


مهربانی کی سرآمد مهربانان را کجا

بیوفایی کاشته ایم  ومهربانی را صدا

مهربانی را علاج درد  بیدری  بود

عشق مارا بیوفایی درد کرد  ای نا خدا

از پریشانی دگر مهرومحبت شد سراب

با چنین وضعی شتابان میرویم ما تاکجا

حرف بی حاصل زدیم مهربانی شد برون

نا شناخته رفت حدراین همه لطف وصفا

مهربانی بر دل سنگ بی اثرای نازنین

هر دلی را نیست لیاقت چونکه اودورازخدا

حرف مان را شد دو تا وحاصلش آمد دروغ

این چنین آشفته بازار مهربانی  شد  رها

در دیار پهلوانان  پهلوانی  سیم  و زر

راه فانی پر زسود راه باغی رفت جدا

ما چرا کردیم چنین تا بی وفایی لونه کرد

عالم و آدم  بود انگشت  تقصیر سوی  ما

بعد رفتن ازجهان نام نیک و مهربانی یادگار

عسگری یک مهربان مهربان داریم خدا

 

پروردگارا نظام مقدس جمهوری اسلامی ایزان را  پایدار بگردان

نویسنده  و شاعر علی عسگری صادق آبادی

تاریخ25/8/1393روزیکشنبه

ساعت 3:45دقیقه بامداد




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 6

درباره : دفتر شعر , شعرهای عسگری ,

تاریخ : 25 / 08 / 1393 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 472


همین  دیروز بر خورد م به عامی

سئوآل   پرسیدم اش  شیرین   کامی

بگفتا  بی  خیال  از  کام   بنده

بنا گه   او  بزد  بر  زیر   خنده

بخندید تا ز چشمش  اشک جاری

بگفت ای دوست من کارم  اداری

چنین  او کرد تعریف از ادارات

نرو بی پول و بی پارتی مکافات

سلام   تا میکنی  در هر   اداره

مدیر نیست معاون هم  مشغول کاره

بمال  شصتت  به  سبابه   میانی

مدیر   می  آید و   باقی  به  دانی

اگر کار قضا  قاضی شوری  بود

توشاکی باخته ایی فکری دگر زود

اگر در صنعت  و معدن  بود  کار

سفید  امظا ء چکی بر تو بود  یار

اگر اصناف  و بازار بود  کارت

دودر صد سود  همیشه هست یارت

اگر    در  دفتر   املاک  و  خانه

حواست  جمع بکن  صد ها  بهانه

اگر در  گمرکات   اجناس   داری

نکن پول خرج  دگر چیزی  نداری

اگر  بهر    تجارت    میزنی   دو

برو  در پیش  محمود  تا نشی  هُو

ادارات  جملگی  در پیچ  و تاب است

گرفتنِ    شیتل   مانند   آب   است

سخن گفت  دوست من بود مال دیروز

شنیدی   عسگری   احوال    امروز

پروردگارا درزیر سایه

مقام  عظمای ولایت آرامش وامنیت  را درایران اسلامی

حفظ کن

نویسنده وشاعر علی عسگری صادق آبادی




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 4 امتیاز توسط 4 نفر مجموع امتیاز : 9

درباره : دفتر شعر , شعرهای عسگری ,

تاریخ : جمعه 23 / 08 / 1393 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 369


انا لله وانا الیهه راجعون

باید  همه بسوی پرودگار بازگردیم

باز چرخ فلک بر گلستان صادق آباد جفایی دیگر کرد

وباد خزان گل های دیگری  پر پر کرد

درگذشت نابهنگام نجاتعلی خدابخشی  را به آقای حاج حجت الله ودیگر

برادرانش و حاج یدالله اله یاری  وبرادران گرام فتاحی آقایان مهندس

عبدالله و فرج الله و دیگر فامیل های فتاحی و خدابخشی  و همه مردم

محترم صادق آباد  تسلیت عرض می کنیم

واز خداوند کریم برای رفتگان طلب آمرزش و برای بازماندگان

صبر و برد باری آرزو میکنیم


رفتی و از این جهان آسوده گشتی ای عزیز

خانواده آشنایان دوستان را درغمت شد اشک ریز

ما در این دنیا  مسافر گر سفر ماه عسل

آدمی از خاک سرشتست میشود خاک اول

مرگ بود همراه ما  گاهی فراموش این کمند

آدمی را دلخوشی اش این بود چونکه امیدش بلند

زرق و برق این جهان  دلبستگی دارد گهی

سرخوشی بیحاصل است باید رها کرد وانگی

این قطار مرگ  همه باید سوار شد دوستان

مقصد این آدمیزاد را سرای ماندگاردربوستان

آدمی  گریان  تولد وقت رفتن  خوشگوار

این بود رسم  رسوم  ازچرخش این روزگار

هرکسی رفت از جهان درپیش ارباب خانه اش

عسگری یادی بکن  حاج احمد و کاشانه اش



علی عسگری صادق آبادی




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 3 امتیاز توسط 3 نفر مجموع امتیاز : 5

درباره : دفتر شعر , شعرهای عسگری ,

تاریخ : چهار شنبه 21 / 08 / 1393 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 519

 

 

هدیه تولد ناظم سرا

ناظما نازم  به نازت درگهت عالی بود

ناظمی  بودن  بدر گاه   شما  حالی بود

شهر زرین کرد منور این  سرای ماندگار

جوشش پویش فراوان درسراغت در دیار

پیش قدم گشتید و بر پا شد چنین فرهنگسرا

پاسداری  از ادب  در کشور ما شد  بپا

رونقی دادید به فرهنگ  ادب یا دلنوشت

می بود بسیار عزیز و محترم زیباسرشت

ناظما  ناظم سرا یت چون مه تابان  شده

ارتباط  در بین دوستان  درگهش  آسان شده

کارتان بسیار موثر پیش مردم  پربهاست

نامتان پیچیده است درشهرروستا باصفاست

جمع  کردید دور هم دارند سلایق محتلف

ارزشی دارد فراوان چون مطابق  با الف

جملیه  پیر و جوان از بیکران  این  دیار

دل سپردن  بر گلستان   شما بی   اختیار

در خیال و در اداره هر کجا مشغول کار

فکرناظم در سر است تا رسیم درپیش یار

می بود  دانشگهی  ناظم سرا ؛ ای دوستان

چونکه دانشجو و استاد با همند دربوستان

میرسد روزی که این مرکزشود گهواره علم وادب

بس کمک باید کنیم ای  دوستان  منتسب

قطره قطره وانگی دریا شود دانیم  همه

گر ز دریا  قطره  قطره  کم شود آخر غمه

ناظم  خوبان  فراوان  زحمت و دارد تلاش

بین مردم  را تامل بر قرارهرکس  که باش

دلخوری ها را به خوبی میکند تبدیل درهرنظر

عسگری را خاک پای ناظمی ها میبود دراین گذر

 

خدای مهربان امام و رهبر ایران اسلامی حضرت

آیت العظما سید علی خامنه ی را حفظ بگردان 

شاعر ونویسنده علی عسگری صادقآبادی





ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 4 امتیاز توسط 4 نفر مجموع امتیاز : 4

درباره : دفتر شعر ,

تاریخ : سه شنبه 20 / 08 / 1393 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 344

سلام

امروز جهان استکباری تمام ثروت و قدرت را در دست دارد

و به هر طریق ممکن بر مسلمانان فشار وارد میکند بین آنان جنگ خون ریزی 

درست میکند وحال می بینید که تمام خاور میانه را به آتش کشیده است

تنها کشور آرام  ایران اسلامی میباشد که به هزاران حلیه و ترفند میخواهند

آرامش را از مردم بگیرند گروهی نادان به زن و دختر مردم اسید می پاشد

گروهی دیگر با چاقو به دختران دبستانی حمله می کنند این کسانی هستند

که میخواهند در ایران آشوب بشود امریکا لحظه شماری میکند و هر جا صدای

آزادی بلند شود آنها را شبانه نابود می کند

الان رسیدیم بر سر حقوق هسته ی کشورمان اینها دیروز به شاه التماس

میکردند نیروگا هسته ایی از ما بخر . خوب ما همان مردم هستیم پس

چه شده باج خوردن تمام شده و همه این کارها را انجام میدهند امتیاز

باج بگیرند و  مردم و رهبری هر گز اجازه نخواهند داد

هدیه به مردم عزیز

باید امروز بیدار و هوشیار باشیم

شب است تاریک وراه دورودراز است

صداقت  اتحاد  را چاره  ساز  است

دراین  شب یک گروهی نور افشان

دگر را یک شمع  است و در بیابان

شب است وحشت  گه  داد و  فریاد

گهی از چوبه ی  دار  میشود     یاد

در این شب، شب رُوان را مست و بیباک

اگر  نوری  نمایان  میکنند  خاک

یکیست مهتاب و اطرافش ستاره

بخود  می  بالد و دیگر  چه   کاره

بیا  سوته  دلان  با هم  بگیم  چند

شکسته  هر دلی  با هم  زنیم  بند

علمداران  ،علم  گیرید  در  دست

که ظلمت  روشنایی را دگر بست

شب و بیتوته  و بی  رو   شنایی

توای  خورشید روشن  در کجایی

در این تاریکی شب ،گرگ و کفتار

شکار فربه  هان می باشه  در کار

شُغالان زوزه کش در کوه  وکوهسار

ببین    آن   نقشه    روباه    مکار

خداوند  گفت  انسان  اشرف  و یار

بُود  لازم   برابر   ظلم   و   پیکار

حسین ابن  علی  جان اش  فدا کرد

بساط   ظلم    تاریکی   فنا   کرد 

بیایید  تا  کنیم   روشن  دمأ ن را

بکا ریم   دانه   سبز   چمن   را

مُحَبَت  با  صفا روشن  کند  شب

تو یار  و عسگری یار تا رود شب

خداوندا از تو میخواهیم در این جهان پرآشوب

امام و رهبر ما حضرت آیت العظما سید علی خامنه ی

را نگهداری کن

 

تاریخ  14/8/1393 روزچهارشنبه

ساعت 17:25 دقیقه بعد از ظهر

 

 

 

 




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : دفتر شعر , شعرهای عسگری ,

تاریخ : دو شنبه 19 / 08 / 1393 نویسنده : علی عسگری l بازدید : 372

مطالب گذشته
» دزدان قضایی »» یکشنبه 25 خرداد 1399
» کشته شدن یک مادر بدست شهبازی »» چهارشنبه 14 خرداد 1399
» عید سعید فطرسال 1399 »» سه شنبه 06 خرداد 1399
» تاکی اسیر زر و زور خواهی بود »» جمعه 29 فروردین 1399
» مروری برسیزدهم فروردین هزار وسیصد و نود نُه »» شنبه 16 فروردین 1399
» دلتنگ یک بوسه ی تو »» شنبه 09 فروردین 1399
» ایران بودش تنها »» شنبه 09 فروردین 1399
» عید مبعث روز حکم تنفیذ حضرت محمد »» پنجشنبه 07 فروردین 1399
» فرارسیدن نوروز 1399 »» پنجشنبه 07 فروردین 1399
» برو ای سال دیگر برنگردی »» جمعه 01 فروردین 1399
» شورش در حرم امام رضا شکستن درب حضرت معصومه »» چهارشنبه 28 اسفند 1398
» بلایی که وارد کشورشده بنام بیماری کشنده ی کرونا »» دوشنبه 26 اسفند 1398
» شبهای جمعه سری به رفتگان بزنید »» پنجشنبه 26 دی 1398
» سقوط هواپیما دی 98 »» پنجشنبه 26 دی 1398
» سپهبد سلیمانی 98 »» سه شنبه 17 دی 1398
» سپهبد سلیمانی »» سه شنبه 17 دی 1398
» قاسم سلیمانی »» سه شنبه 17 دی 1398
» شهید سهبد سلیمانی سال 98 »» سه شنبه 17 دی 1398
» سال نو میلادی برتمام پیروان حضرت مسیح مبارک باد »» پنجشنبه 12 دی 1398
» شب چله گذشت دلبر نیامد »» یکشنبه 08 دی 1398
» یلدا مبارک باد »» جمعه 29 آذر 1398
» شب یلدای 98 مبارک باد »» چهارشنبه 27 آذر 1398
» جمعه روز موعود »» جمعه 03 آبان 1398
» آتش به گلشن »» یکشنبه 21 مهر 1398
» نسیم »» سه شنبه 16 مهر 1398
» عاشورای سال 1398 »» دوشنبه 11 شهریور 1398
» کسانیکه به نان مردم رحم نکردن »» پنجشنبه 07 شهریور 1398
» روسری زنان مشکی یا رنگی »» جمعه 18 مرداد 1398
» بیازلفت کنم شانه »» جمعه 18 مرداد 1398
» علیرضا بهرامی فرزند بهرام »» سه شنبه 25 تیر 1398
» خطاکردم »» پنجشنبه 20 تیر 1398
» هزار سلطانِ امروزی »» جمعه 07 تیر 1398
» ساربان 98 »» دوشنبه 23 اردیبهشت 1398
» رمضان 98 »» چهارشنبه 18 اردیبهشت 1398
» بمناسبت روز معلم 98 »» جمعه 13 اردیبهشت 1398
» مشکلات امروز کشور »» شنبه 07 اردیبهشت 1398
» بمناسبت میلاد حضرت مهدی سال 98 »» یکشنبه 01 اردیبهشت 1398
» بمناسبت سیل ویرانگر 98 »» شنبه 17 فروردین 1398
» بمناسبت عید سعید مبعث 98 »» پنجشنبه 15 فروردین 1398
» ببار باران اگربارش قراراست »» یکشنبه 11 فروردین 1398
» تقدیم به شهدای سیل زده درسراسرکشور »» چهارشنبه 07 فروردین 1398
» مغنی مزن چنگ »» شنبه 03 فروردین 1398
» نوروز 1398 مبارکباد »» شنبه 03 فروردین 1398
» نسیم باد نوروزی »» سه شنبه 14 اسفند 1397
» پاسدرانیکه بیگاه به شهادت رسیدند »» چهارشنبه 01 اسفند 1397
» بمناسبت شهدای جمعی از پاسداران حافظ وطن »» شنبه 27 بهمن 1397
» بمناسبت شهادت حضرت فاطمه فجر 97 »» دوشنبه 22 بهمن 1397
» خورشید پیروزی »» پنجشنبه 18 بهمن 1397
» نباید به اروپا و امریکا اعتماد کنیم »» دوشنبه 15 بهمن 1397
» دل سنگ »» سه شنبه 18 دی 1397
تعداد صفحات : 16
آمار کاربران


آمار بازدید
بازدید امروز : 80
باردید دیروز : 129
بازدید هفته : 456
بازدید ماه : 1,324
بازدید سال : 26,011
بازدید کلی : 238,021
عضويت سريع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
نهج البلاغه امیرالمومنان















توج


































































































دانلود ترانه قدیمی گلنسا 

خوانند آغاسی بزرگ


دلبر آمد سوی  من  پنهان شدم
بی خبر آمد من حیران  شدم
او  صدا  میزد  منهم   بیخیال
عاقبت  با او هم پیمان شدم
عسگری دلبریقین دلتنگ شده
رفع دلتنگی بر او مهمان شدم
تاریخ 4/2/1395

دانلود ترانه نیر جما وفایی

عزیز



دانلود دعای ماه رمضان سال 58

استاد بزرگ محمدرضاشجریان













آقای مهندس عبدالله فتاحی

















دانلود کرنا و دهل از  علی اکبر مهدیپور


ا






























































































    جمعه 13 دی 1397

    جمعه 13 دی 1397

    جمعه 6 دی 1397

    پنج شنبه 5 دی 1397

    پنج شنبه 5 دی 1397

    پنج شنبه 5 دی 1397

    دوشنبه 28 اسفند 1394

    دوشنبه 28 اسفند 1394

    دوشنبه 28 اسفند 1394

    دوشنبه 28 اسفند 1394

    شنبه 19 اسفند 1394

    شنبه 12 اسفند 1394

    
    ...
    ...
    ...
    ...
    ...
    ...
    نوای سنتی کمانچه استاد بزرگ محمد طوغانیان شهره کردی
    این روز شمار به عنوان یاد مان انتخابات نود دو در این سایت باقی می ماند











    ساز از استاد بزرگ معروف به حیدرشاه نادری لنجانی


    ریس جمور دکتر حسن روحانی
    صدای جاوید استاد شریان دعای مارمضان
    دانلود

    دانلود موسیقی بیادماندنی سریال
    000
    آپلود سنتر

    دراین قسمت می توانیدازبهترین

    آپلود سنتر استفاده کنید رایگان

    17865064332042323603.jpg

    امام علی
    مطالب محبوب
    اتحاد ملی بازدید : 633
    شهید دکتر بهشتی بازدید : 629
    اطلاعیه بازدید : 599
    گنبد سرخ حسینی بازدید : 571
    سال55 بازدید : 569
    جشن نوروز بازدید : 569
    چوپان دروغگو بازدید : 565
    عید سعید فطر بازدید : 557
    خاک گهُر بار بازدید : 555
    درباره حجاب بازدید : 549
    روزمادرمبارکباد بازدید : 523
    خبرنامه
    برای اطلاع از آپیدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شوید تا جدیدترین مطالب به ایمیل شما ارسال شود

    نظر سنجي
    نظرشما درباره ی این وبلاگ چیست؟




    لینک دوستان
    دایرکتوری افسران ارزشی">دایرکتوری افسران ارزشی

    تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به طلوع خورشید مي باشد.


     مشاهده صفحه